فهرست واژگان سطح C1 - صفات ضروری

در اینجا شما برخی از صفات انگلیسی مانند "dual"، "distinctive"، "generic" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
distinctive [صفت]
اجرا کردن

متمایز

Ex: Her distinctive laugh could be heard from across the room , making her easily recognizable in a crowd .

خنده متمایز او از آن سوی اتاق شنیده می‌شد، که او را در جمع به راحتی قابل تشخیص می‌کرد.

dual [صفت]
اجرا کردن

دوگانه

Ex: The job requires a dual skill set , combining both technical expertise and creative thinking .

شغل نیازمند مجموعه‌ای از مهارت‌های دوگانه است که هم تخصص فنی و هم تفکر خلاق را ترکیب می‌کند.

exceptional [صفت]
اجرا کردن

استثنایی

Ex: She received an exceptional review for her work on the project .

او برای کارش در پروژه یک بررسی استثنایی دریافت کرد.

excess [صفت]
اجرا کردن

اضافه

Ex: The doctor warned about the health risks associated with excess sugar consumption .

پزشک در مورد خطرات سلامتی مرتبط با مصرف زیاده از حد شکر هشدار داد.

exclusive [صفت]
اجرا کردن

انحصاری

Ex: The resort offers exclusive packages for honeymooners , with private villas and personalized services .

مجتمع تفریحی بسته‌های انحصاری برای زوج‌های در ماه عسل ارائه می‌دهد، با ویلاهای خصوصی و خدمات شخصی‌سازی شده.

explicit [صفت]
اجرا کردن

واضح

Ex: She made an explicit request for the changes to be implemented immediately .

او درخواست صریحی برای اجرای فوری تغییرات ارائه داد.

generic [صفت]
اجرا کردن

عمومی

Ex: The report provided generic recommendations that could be applied to various industries .

گزارش توصیه‌های کلی ارائه داد که می‌توانست به صنایع مختلف اعمال شود.

inadequate [صفت]
اجرا کردن

نا‌کافی

Ex: The lecture notes were inadequate for exam preparation .
inherent [صفت]
اجرا کردن

ذاتی

Ex: The company 's success is due in part to its inherent ability to innovate .

موفقیت شرکت تا حدی به دلیل توانایی ذاتی آن در نوآوری است.

اجرا کردن

ناکافی

Ex: They faced delays due to insufficient manpower to complete the construction on time .

آنها به دلیل نیروی کار ناکافی برای تکمیل ساخت‌وساز به موقع، با تأخیر مواجه شدند.

integral [صفت]
اجرا کردن

اساسی

Ex: Collaboration among team members is integral for achieving project goals .

همکاری بین اعضای تیم برای دستیابی به اهداف پروژه ضروری است.

اجرا کردن

میانی

Ex: The intermediate zone of the forest was filled with both dense trees and open areas .

منطقه میانی جنگل هم از درختان انبوه و هم از مناطق باز پر شده بود.

lesser [صفت]
اجرا کردن

کوچک‌تر

Ex: The lesser part of the budget was allocated to marketing compared to research and development .

بخش کمتر بودجه به بازاریابی در مقایسه با تحقیق و توسعه اختصاص یافت.

magical [صفت]
اجرا کردن

جادویی

Ex: They spent a magical evening stargazing under the clear night sky .

آنها یک شب جادویی را زیر آسمان شفاف شب به تماشای ستاره‌ها گذراندند.

magnetic [صفت]
اجرا کردن

آهن‌ربایی

Ex:

تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) از میدان‌های مغناطیسی قوی برای ایجاد تصاویر دقیق از ساختارهای داخلی بدن استفاده می‌کند.

mere [صفت]
اجرا کردن

فقط

Ex: They were drawn to each other by mere curiosity , not genuine interest .

آنها فقط با کنجکاوی ساده به یکدیگر جذب شدند، نه با علاقه واقعی.

peculiar [صفت]
اجرا کردن

عجیب‌وغریب

Ex: The peculiar design of the house , with its curved walls and unconventional layout , intrigued visitors .

طراحی عجیب خانه، با دیوارهای منحنی و چیدمان غیرمتعارف آن، بازدیدکنندگان را کنجکاو کرد.

respective [صفت]
اجرا کردن

مربوط به خود

Ex: The employees presented their reports during the meeting , focusing on their respective departments .

کارمندان گزارش‌های خود را در جلسه ارائه دادند و بر روی بخش‌های مربوطه خود تمرکز کردند.

scattered [صفت]
اجرا کردن

متفرق

Ex: The scattered applause indicated a mixed reaction to the performance .

تشویق پراکنده نشان‌دهنده واکنش‌های مختلف به اجرا بود.

selective [صفت]
اجرا کردن

سختگیر

Ex: The university is highly selective in its admissions process , accepting only top candidates .

دانشگاه در فرآیند پذیرش خود بسیار گزینشی عمل می‌کند و فقط برترین نامزدها را می‌پذیرد.

serial [صفت]
اجرا کردن

زنجیره‌ای

Ex: She enjoyed the serial release of new music singles from her favorite artist , eagerly anticipating each one .

او از انتشار متوالی تک‌آهنگ‌های جدید از هنرمند مورد علاقه‌اش لذت برد و با اشتیاق منتظر هر کدام بود.

sheer [صفت]
اجرا کردن

محض

Ex: His success was due to the sheer hard work he put into his studies .

موفقیت او به دلیل سخت‌کوشی محض بود که در تحصیلاتش به کار برد.

sole [صفت]
اجرا کردن

تنها

Ex: The sole purpose of the meeting was to discuss the budget .

تنها هدف جلسه بحث در مورد بودجه بود.

specialized [صفت]
اجرا کردن

تخصصی

Ex: This job requires a specialized skill set in computer programming .

این شغل به مجموعه مهارت‌های تخصصی در برنامه‌نویسی کامپیوتر نیاز دارد.

stark [صفت]
اجرا کردن

محض

Ex: The stark divide between the two political parties was apparent during the debate .

تقسیم‌بندی بارز بین دو حزب سیاسی در طول مناظره آشکار بود.

comparable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌مقایسه

Ex: The data from different studies are not directly comparable due to methodological differences .

داده‌های حاصل از مطالعات مختلف به دلیل تفاوت‌های روش‌شناختی مستقیماً قابل مقایسه نیستند.

اجرا کردن

مشابه

Ex: The colors of the flag have corresponding meanings , symbolizing different aspects of the nation .

رنگ‌های پرچم معانی متناظر دارند، که نماد جنبه‌های مختلف ملت هستند.

supreme [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: As the supreme monarch , he wielded absolute control over the kingdom .

به عنوان پادشاه اعلی‌حضرت، او کنترل مطلق بر پادشاهی داشت.

terminal [صفت]
اجرا کردن

لاعلاج

Ex: Sarah 's aunt had a terminal illness that caused her health to deteriorate rapidly .

عمه سارا یک بیماری لاعلاج داشت که باعث شد سلامتی او به سرعت رو به زوال برود.

timely [قید]
اجرا کردن

به‌موقع

Ex: She arrived at the meeting timely , just as it was starting .

او به موقع به جلسه رسید، دقیقاً وقتی که شروع می‌شد.

tremendous [صفت]
اجرا کردن

بسیار بزرگ

Ex: The ancient tree was of tremendous girth , its trunk wide enough for several people to embrace .

درخت کهنسال تنه‌ای عظیم داشت، به اندازه‌ای پهن که چند نفر می‌توانستند آن را در آغوش بگیرند.

troubled [صفت]
اجرا کردن

نگران

Ex: She appeared troubled by the news of her friend's illness.

او به نظر نگران از خبر بیماری دوستش می‌رسید.

underlying [صفت]
اجرا کردن

اساسی و نهفته

Ex: The underlying meaning was about hope .

معنای زیربنایی درباره امید بود.

اجرا کردن

بی‌سابقه

Ex: The pandemic caused an unprecedented disruption to global travel and commerce .

همه‌گیری باعث اختلال بی‌سابقه در سفر و تجارت جهانی شد.

upcoming [صفت]
اجرا کردن

آتی

Ex: Students eagerly awaited the upcoming school trip .

دانش‌آموزان مشتاقانه منتظر سفر مدرسه‌ای آینده بودند.

vague [صفت]
اجرا کردن

مبهم

Ex: His answers during the interview were vague , failing to provide concrete examples of his experience .

پاسخ‌های او در طول مصاحبه مبهم بود و نمونه‌های مشخصی از تجربیاتش ارائه نکرد.

varied [صفت]
اجرا کردن

متنوع

Ex: The museum exhibit showcased a varied collection of artwork spanning different periods and styles .

نمایشگاه موزه مجموعه‌ای متنوع از آثار هنری را به نمایش گذاشت که دوره‌ها و سبک‌های مختلفی را در بر می‌گیرد.

vulnerable [صفت]
اجرا کردن

آسیب‌پذیر

Ex: The elderly are particularly vulnerable to illness , so it 's important for them to get vaccinated .
worthwhile [صفت]
اجرا کردن

باارزش

Ex: Learning a new language can be a worthwhile endeavor , opening up opportunities for personal and professional growth .

یادگیری یک زبان جدید می‌تواند تلاشی ارزشمند باشد، که فرصت‌هایی برای رشد شخصی و حرفه‌ای ایجاد می‌کند.

topnotch [صفت]
اجرا کردن

درجه‌یک

Ex:

عملکرد او در مسابقه عالی بود، که باعث شد مقام اول را کسب کند.

decadent [صفت]
اجرا کردن

روبه‌‌انحطاط (اخلاقی)

Ex: Critics warned that the media had become decadent , prioritizing sensation over substance .

منتقدان هشدار دادند که رسانه‌ها منحط شده‌اند و احساسات را بر محتوا ترجیح می‌دهند.

homely [صفت]
اجرا کردن

راحت

Ex: Their living room was decorated in a homely style , with warm colors and plush rugs that made guests feel instantly comfortable .

اتاق نشیمن آنها با سبکی دلپذیر تزئین شده بود، با رنگ‌های گرم و فرش‌های نرم که باعث می‌شد مهمانان بلافاصله احساس راحتی کنند.

versatile [صفت]
اجرا کردن

همه‌کاره

Ex: As a versatile engineer , she can tackle software development , hardware design , and project management .

به عنوان یک مهندس چند وجهی، او می‌تواند توسعه نرم‌افزار، طراحی سخت‌افزار و مدیریت پروژه را انجام دهد.