فهرست واژگان سطح C1 - ارتش
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد نظامی، مانند "استقرار"، "حمله"، "مبارز" و غیره، آماده شده برای زبان آموزان سطح C1 را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
an extremely brutal act, especially in war

قساوت, خشونت
موزه نمایشگاهی داشت که به جنایات جنگ اختصاص داشت و واقعیتهای سخت بسیاری را که مردم با آن روبرو شده بودند، به نمایش میگذاشت.
the highest-ranking officer in a fleet

دریاسالار (نیروی دریایی), فرمانده
پس از سالها خدمت برجسته، او به درجه دریاسالار ارتقا یافت و به یکی از معدود زنانی تبدیل شد که این مقام را دارند.
a high-ranking officer in the army, marine corps, or air force, whose rank is between a lieutenant colonel and brigadier general

سرهنگ
پس از سالها خدمت فداکارانه، او سرانجام به درجه سرهنگی ارتقا یافت، که نقطه عطفی در حرفه نظامی او بود.
a high-ranking officer in the army, Air Force, or Marines

افسر عالیرتبه, ژنرال
پس از دههها خدمت، او به اوج حرفهای خود رسید وقتی که به درجه ژنرال ارتقا یافت.
a middle-ranking officer in the armed forces

سرگرد (درجه نظامی)
پس از سالها خدمت و چندین تقدیرنامه، او به درجه سرگردی ارتقا یافت.
a former member of the armed forces who has fought in a war

سرباز بازنشسته
او پس از انجام دو دوره خدمت در افغانستان به یک کهنهسرباز تبدیل شد.
to murder a prominent figure in a sudden attack, usually for political purposes

ترور کردن, به قتل رساندن
یک تیرانداز تنها تلاش کرد تا رئیس جمهور را در جریان مراسم عمومی ترور کند.
to violently damage or destroy something using explosives

منفجر کردن
معدنچیان برای رسیدن به کانیهای ارزشمند زیرین، سنگ را منفجر کردند.
to cause something to explode

منفجر کردن
دینامیت برای منفجر کردن ورودی تونل استفاده شد.
to drop bombs on someone or something continuously

بمباران کردن
کشتیهای نیروی دریایی قبل از پیادهنظام آبیخاکی، دفاعهای ساحلی دشمن را بمباران میکنند.
to attack violently and suddenly in a battle

حمله کردن, یورش بردن
ژنرال به نیروهایش دستور داد تا به جناح دشمن حمله کنند، به امید کسب مزیت تاکتیکی.
to gain control of a place or people using armed forces

فتح کردن, مغلوب کردن
فرمانده جنگی قصد داشت مناطق همسایه را فتح کند تا قلمرو خود را گسترش دهد.
to position soldiers or equipment for military action

مستقر کردن, آرایش نظامی دادن
استراتژیست نظامی پیشنهاد کرد که توپخانه را در زمینی مرتفعتر مستقر کنند تا دید بهتری داشته باشد.
(of armed forces) to empty a dangerous place

تخلیه کردن
به ارتش دستور داده شد که مناطق هدف بالقوه را تخلیه کند.
to kill someone, especially as a legal penalty

اعدام کردن
در برخی کشورها، افرادی که به جرمهای خاصی محکوم میشوند ممکن است با مجازات اعدام روبرو شوند و دولت ممکن است تصمیم به اعدام آنها بگیرد.
(of a state) to organize and prepare for a military operation

آماده مبارزه شدن
دولت وضعیت اضطراری اعلام کرد و شروع به سازماندهی منابع برای یک درگیری بالقوه کرد.
to give up resistance or stop fighting against an enemy or opponent

تسلیم شدن
ژنرال به نیروهایش دستور داد تسلیم شوند زمانی که مشخص شد پیروزی غیرممکن است.
(of military) to move away in order to escape the danger because one has been defeated or is weak

عقبنشینی کردن
نیروها به صورت استراتژیک عقب نشینی کردند تا دشمن را به قلمروی کمتر سودمند بکشانند.
a person who participates in irregular fighting as a member of an unofficial military group

چریک, پارتیزان
تاریخ این کشور با چریکبازی علیه قدرتهای استعماری مشخص شده است.
a military group consisting of civilians who have been trained as soldiers to help the army in emergencies

نیروی شبهنظامی
در زمان جنگ، شبهنظامیان اغلب نیروهای مسلح منظم را تکمیل میکنند و نیروی کار و پشتیبانی اضافی فراهم میکنند.
displaying violent acts for the sake of a social or political aim

متخاصم, جنگطلب
بیانهای مبارزهجویانه او تنشها را در جامعه تشدید کرد و به رویارویی با گروههای مخالف انجامید.
relating to the armed forces that operate at seas or waters in general

مربوط به نیروی دریایی
تاکتیکهای جنگ دریایی شامل مانورهای استراتژیک و نبردهای دریایی میشود.
relating to a person who is not a member of the military or police force and does not hold an official position in the government

غیرنظامی
جمعیت غیرنظامی به دلیل طوفان نزدیکشونده به تخلیه منطقه تشویق شدند.
designed or used in a way that provides a person or thing with protection against attack

تدافعی, تدافعی
او یک موضع دفاعی گرفت، آماده محافظت از خود در صورت تشدید وضعیت.
having the potential to cause sudden and violent release of energy or force

منفجره, قابلانفجار
فوران انفجاری آتشفشان خاکستر و آوار را به هوا فرستاد.
a nuclear weapon with great destruction power which is released due to the fission of heavy atoms

سلاح هستهای, جنگافزار هستهای
دانشمندان بیوقفه کار کردند تا بمب اتمی را به عنوان یک بازدارنده در طول جنگ سرد توسعه دهند.
a long gun suitable for shooting a target over long distances, which is held along shoulder while aiming the target

تفنگ
شکارچیان اغلب به دلیل دقت و برد بالا، تفنگها را هنگام تعقیب شکار در طبیعت ترجیح میدهند.
a group of naval vessels organized as a single fighting or operational unit

ناوگان
ناوگان در سپیدهدم با دشمن درگیر شد.
a surprise attack against a place or a group of people

یورش, حمله ناگهانی
روستا پس از یک یورش ناگهانی توسط راهزنان که دامها و تدارکات را دزدیدند، به ویرانه تبدیل شد.
an order or law that prohibits people from going outside after a specific time, particularly at night

محدودیت آمدورفت
در طول وضعیت اضطراری، شهردار مقررات منع رفت و آمد شبانه را برای جلوگیری از غارت و حفظ نظم اعلام کرد.
someone held prisoner by a person or group who will be set free if the demands of that person or group are met

گروگان
مذاکره کنندگان بی وقفه کار کردند تا بازگشت ایمن گروگان را از اردوگاه شورشیان تضمین کنند.
the act of making someone suffer very much so that they do what one wants

شکنجه
شکنجه جنایتی نفرتانگیز است که حقوق اساسی بشر را نقض میکند.
the act of invading and controlling a country, city, etc.

اشغالگری, تصرف
جنبشهای مقاومت در پاسخ به اشغال وحشیانه شکل گرفتند، در تلاش برای بازپسگیری استقلال.
a long narrow hole dug in the ground in which soldiers move and are protected from enemy fire

خندق, سنگر
زندگی در خندق سخت بود، با قرار گرفتن مداوم در معرض عناصر و تهدید همیشگی آتش دشمن.
an agreement according to which enemies or opponents stop fighting each other for a specific period of time

آتشبس
رهبران یک آتشبس امضا کردند، به این امید که به یک توافق صلح پایدار منجر شود و به درگیری پایان دهد.
to provide individuals or groups with weapons, ensuring they have the necessary equipment for defense or offense

مسلح کردن, مجهز کردن
شورشیان به دنبال حمایت خارجی برای مسلح کردن نیروهای خود در برابر رژیم سرکوبگر بودند.
involvement in war, particularly using certain methods or weapons

جنگ
قواعد جنگ سنگر در طول جنگ جهانی اول به نبردهای وحشیانه و طولانی مدت با تلفات سنگین منجر شد.
a gun that automatically and rapidly fires a succession of bullets upon pressing the trigger

مسلسل
نیروها با احتیاط پیشروی کردند، با تکیه به قدرت آتش مسلسلهایشان برای سرکوب مواضع دشمن.
the action of transferring people or being transferred to somewhere else to be safe from a dangerous situation

تخلیه
نظامیها تخلیه غیرنظامیان از منطقه جنگزده را سازماندهی کردند و راه امنی به اردوگاههای پناهندگان فراهم کردند.
an order, particularly given by someone in a position of authority

دستور, فرمان
او فرمان کاپیتان را برای پایین آوردن بادبانها دنبال کرد در حالی که طوفان نزدیک میشد.
(of a soldier) having left one's military duty without being permitted to do so

ترک خدمت کرده, غیبت غیرمجاز
وقتی از مرخصی برنگشت، به عنوان ترک خدمت کرده ثبت شد.
the exact location of a nuclear explosion

محل انفجار
نجاتدهندگان با شجاعت وارد نقطه صفر شدند تا در میان آوار ساختمانهای فرو ریخته به دنبال بازماندگان بگردند.
a member of an armed force who is specifically trained to fire large guns

تفنگچی
توپچیها روی ناو جنگی در طول نبرد دریایی شدید، توپهای ضد هوایی را به کار گرفتند.
a tube-like weapon through which an arrow is shot if someone breathes in it forcefully

تفنگ بادی
او مهارت خود را با نی دمیدن با زدن هدف با دقت قابل توجه از فاصله نشان داد.
an automatic gun that is not heavy and can be easily held and carried by hand

مسلسل دستی
مسلسلهای دستی به دلیل اندازه جمع و جور و قابلیتهای تیراندازی سریع در نبردهای نزدیک مورد توجه هستند.
to send a person to a particular place in order to carry out a duty, particularly a military person

به مأموریت اعزام کردن, مستقر کردن
سربازان در نقاط بازرسی کلیدی مستقر شدند تا ترددها را زیر نظر داشته و کنترل کنند.
the part of a gun containing its bullets

خشاب اسلحه
سرباز خشاب تفنگش را بررسی کرد تا مطمئن شود برای نبرد کاملاً پر شده است.
big heavy guns that are attached on top of moving wheels or tracks

توپخانه
توپخانه نقش حیاتی در شکستن خطوط دفاعی در طول نبرد داشت.
a nuclear weapon of a country that is very powerful and serves as a protection against other countries' attacks

بازدارنده هستهای
در طول جنگ سرد، هر دو ابرقدرت به بازدارندههای هستهای متکی بودند تا از درگیری مستقیم جلوگیری کنند.
a poisonous chemical that is damaging to the nervous system and is used as a war weapon

عامل اعصاب, گاز اعصاب
استفاده از عوامل عصبی در جنگ به دلیل تأثیر ویرانگر آن بر غیرنظامیان طبق قوانین بینالمللی ممنوع است.
a toxic chemical substance that interferes with the normal functioning of the nervous system

گاز اعصاب, گاز اعصاب
نیروهای نظامی تمریناتی را برای آمادهسازی سربازان در برابر حمله احتمالی گاز اعصاب انجام دادند.
used as a confirmation message in radio communication to indicate that a message has been received and understood

(پیام) دریافت شد
راجر، حرکت به فاز دو.
a radio code used in two-way radio communication as an affirmative response or an indication of understanding

(پیام) دریافت شد
"Ten-four، دریافت کردم"، آتشنشان برای تأیید دریافت دستورات از فرماندهی پاسخ داد.
a situation where the military becomes in charge of a country, replacing regular laws with their own rule, in order to maintain order during times of crisis or disturbance

حکومت نظامی
تحت قانون نظامی، منع آمد و شد شدید و محدودیتهایی بر روی تجمعات عمومی برای حفظ امنیت اعمال شد.
to make someone leave the armed forces or police and relieving them from their duties

مرخص کردن (نظامی)
به دلیل یک وضعیت پزشکی، عضو خدمات از نیروی دریایی به صورت پزشکی مرخص شد.
