فهرست واژگان سطح C1 - هنر
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد هنر، مانند "نمادین"، "سرامیک"، "چاپ" و غیره، آماده شده برای زبان آموزان سطح C1 را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
(of objects or works) lacking the precision or quality one would expect from a paid professional

غیرحرفهای, آماتور
آثار صنایع دستی حراج خیریه، آثاری آماتور و ساده بودند اما به هر حال به جمعآوری کمکهای مالی کمک کردند.
real and not an imitation

اصل, واقعی
موزه یک نقاشی اصیل از قرن هجدهم را به نمایش گذاشت.
intended to look attractive rather than being of practical use

تزیینی, دکوری
او فانوسهای تزئینی را در مسیر باغ آویزان کرد، که برای مهمانی شبانه در باغ یک فضای جادویی ایجاد کرد.
consisting of or employing symbols

نمادین, سمبلیک
پرچم ملی یک نمایش نمادین از هویت و ارزشهای یک کشور است.
a company in the business of selling items at auction

محل برگزاری مزایده
خانه حراج در شهر به طور منظم فروش عتیقهجات، جواهرات و کتابهای نادر را برگزار میکند که هم علاقهمندان محلی و هم پیشنهاددهندگان بینالمللی را جذب میکند.
a statue or any other artwork made of bronze

اثر برنزی (مجسمه و غیره)
کلکسیونر یک برنز نادر را به مجموعه هنری خود از سراسر جهان اضافه کرد.
an object such as a pot, bowl, etc. that is made by heating clay

سرامیک, سفالینه
کارگاه صنعتگر پر از قفسههای سرامیک در حال خشک شدن بود که منتظر پخت در کوره بودند.
an oil painting done on a canvas

نقاشی (روی بوم)
مجموعه موزه شامل تابلوهای معروف هنرمندان مشهوری مانند ون گوگ، مونه و پیکاسو بود.
a large painting done on a wall

نقاشی دیواری
حیاط مدرسه با یک نقاشی دیواری رنگارنگ که توسط دانشآموزان و اعضای جامعه در یک رویداد هنری آخر هفته نقاشی شده بود، دگرگون شد.
the art or technique of painting with oil paint

نقاشی با رنگ روغن
او نقاشی رنگ روغن را به دلیل بافت غنی و توانایی در ثبت ظرافتهای نور و سایه در پرترههایش ترجیح میداد.
a drawing that depicts the outline of someone or something that is in a single black color and against a light background, often from the side

سایهنما, سیلوئت
هنرمند در خلق سیلوئتهای پیچیده بریده کاغذ تخصص داشت، از قیچی تیز برای ساخت پروفیلهای دقیق در برابر پسزمینه سفید استفاده میکرد.
a painting or drawing, representing objects that do not move, such as flowers, glassware, etc.

نقاشی طبیعت بیجان
او یک ترکیب از کتابها و یک قوری برای طراحی طبیعت بیجان خود تنظیم کرد و بر روی بافتها و شکلهای هر شیء تمرکز کرد.
a picture or design created by pressing an engraved surface onto a paper or any other surface

چاپ عکس
مجموعه موزه شامل یک سری چاپهای رنسانس بود که صحنههای کتاب مقدس و شخصیتهای اساطیری را به تصویر میکشید.
the characteristic that gives an artwork or picture a three-dimensional aspect

عمق (در نقاشی، تصویر و...)
استفاده از نور و سایه در مجسمه به شکل آن عمق بخشید و با وجود اینکه از مرمر ساخته شده بود، به آن ظاهری واقعگرایانه داد.
the last layer that is put on the surface of something as a way of protection or decoration or the substance that does this

جلا
پوشش براق روی میز چوبی زیبایی طبیعی چوب را نمایان کرد.
a pleasing combination of things in a way that forms a coherent whole

هماهنگی, انطباق
مجسمه به یک هماهنگی کامل از فرم و عملکرد دست یافت، جذابیت زیبایی شناختی را با کاربردی بودن متعادل کرد.
an individual who financially supports an artist, charity, cause, etc.

حامی مالی, پشتیبان هنری
با درک اهمیت آموزش، زوج سخاوتمند حامی یک صندوق بورسیه شدند و به دانشجویان شایسته کمک مالی ارائه کردند.
someone who makes works of art by carving or shaping stone, wood, clay, metal, etc. into different forms

مجسمهساز
او از مهارت مجسمهساز که جزئیات پیچیده مجسمه برنزی را که موجودی افسانهای را به تصویر میکشید، تحسین کرد.
a thin oval board that a painter uses to mix colors and hold pigments on, with a hole for the thumb to go through

پالت نقاشی
او پالت را در یک دست و قلم مو را در دست دیگر نگه داشت، و سایههای آبی و سبز را برای خلق امواج اقیانوس روی بوم ترکیب کرد.
the act or process of making a copy of an artistic or literary piece, a document, etc.

بازآفرینی
ناشران تکثیرهای ارزان قیمت از رمانهای کلاسیک تولید میکنند تا آنها را برای مخاطبان گستردهتر قابل دسترس کنند.
the act of repairing something such as an artwork, building, etc. to be in its original state

مرمت
ساختمان تاریخی تحت یک بازسازی کامل قرار گرفت، که اطمینان حاصل کرد جزئیات معماری آن حفظ شده و به شکوه سابق خود بازگردانده شود.
a certain way of thinking about a subject

دیدگاه, نقطهنظر
کتاب چندین دیدگاه در مورد تغییرات آب و هوایی ارائه میدهد، که شامل دیدگاههای دانشمندان، فعالان و سیاستگذاران میشود.
a painting that is created using paints that are water-soluble

نقاشی آبرنگ
او عاشق نقاشی مناظر با آبرنگ بود، از نحوه جریان و آمیختن رنگها روی کاغذ لذت میبرد.
a movement in painting originated in 19th-century France that uses light and color in a way that gives an impression rather than a detailed representation of the subject

امپرسیونیسم, دریافتگری
جنبش امپرسیونیسم در اواخر قرن نوزدهم دنیای هنر را متحول کرد، با تأکید بر قلمزنی آزاد و رنگهای زنده به جای جزئیات دقیق.
a style or movement in art, literature, and architecture developed in the beginning of 20th century that greatly differs from ones that are traditional

نوگرایی, نوینگرایی، تجددگرایی، مدرنیسم
خطوط هندسی ظریف ساختمان، مشخصه مدرنیسم معماری است که بر عملکرد و سادگی تأکید میکند.
a literary or artistic style that gives a lifelike representation of people, events, and objects

واقعگرایی (هنر), رئالیسم
رئالیسم در ادبیات اغلب شامل تمرکز بر شخصیتها و موقعیتهای معمولی است و از تصاویر رمانتیک یا آرمانگرایانه اجتناب میکند.
a literary and artistic movement that was prevalent in the late 18th century, which emphasized the significance of imagination, subjective feelings, and a return to nature

رمانتیسم, رمانتیسیسم، رمانتیسیزم
اثر شاعر نمونهای کلاسیک از رمانتیسیسم است، پر از تصاویر زنده و قدردانی شدید از زیبایی و قدرت جهان طبیعی.
a 20th-century style of art and literature in which unrelated events or images are combined in an unusual way to represent the experiences of the mind

فراواقعگرایی, سورئالیسم
سوررئالیسم در ادبیات اغلب شامل سناریوهای عجیب و خیالی میشود که واقعیت و تخیل را برای کاوش ذهن ناخودآگاه ترکیب میکنند.
to shape or create by cutting or sculpting, often using tools or a sharp instrument

حکاکی کردن
با استفاده از یک چاقوی تیز، آشپز با مهارت الگوهای تزئینی را در سبزیجات حکاکی کرد.
to give a soft substance a particular shape or form by placing it into a mold or pressing it

شکل دادن
برای ایجاد یک طراحی یکنواخت، نجار چوب را به دقت قالبگیری کرد تا برای پروژه مبلمان به شکلهای یکسان درآید.
to maintain a specific posture in order to be photographed or painted

ژست گرفتن
در طول جلسه پرتره، از سوژه خواسته شد تا با حالتی طبیعی و آرام ژست بگیرد.
to darken part of a picture or drawing using pencils, etc.

سایهروشن کردن, سایهروشن کردن
معلم هنر نشان داد که چگونه یک کره را سایه زد، توضیح داد که چگونه نور و سایه با هم کار میکنند تا یک اثر سه بعدی ایجاد کنند.
