کمبریج IELTS 15 - آکادمیک - آزمون 4 - شنیدن - بخش 2

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 4 - شنیداری - بخش 2 در کتاب درسی کمبریج آیلتس 15 - آکادمیک را بیابید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون آیلتس کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج IELTS 15 - آکادمیک
chair [اسم]
اجرا کردن

the person who leads or presides over meetings or activities of a committee, board, or organization

Ex: He served as chair for two consecutive terms .
council [اسم]
اجرا کردن

شورا

Ex: Residents can submit complaints to the council office .

ساکنان می‌توانند شکایات خود را به دفتر شورا ارائه دهند.

to bring [فعل]
اجرا کردن

موجب شدن

Ex: The therapist aimed to bring her patients to a state of emotional well-being .

درمانگر قصد داشت بیماران خود را به حالت رفاه عاطفی برساند.

to hand out [فعل]
اجرا کردن

توزیع کردن

Ex: He handed out flyers in the neighborhood last week .

او هفته گذشته در محله پخش کرد.

overview [اسم]
اجرا کردن

مرور کلی

Ex: The article offers an overview of recent developments in artificial intelligence .

مقاله مروری بر پیشرفت‌های اخیر در هوش مصنوعی ارائه می‌دهد.

arrangement [اسم]
اجرا کردن

چیدمان

Ex: The arrangement of planets in the solar system influences their gravitational interactions .

چیدمان سیارات در منظومه شمسی بر تعاملات گرانشی آنها تأثیر می‌گذارد.

assortment [اسم]
اجرا کردن

مجموعه

Ex: His bookshelf was filled with an assortment of novels , biographies , and reference books .

قفسه کتاب او پر از مجموعه‌ای از رمان‌ها، زندگینامه‌ها و کتاب‌های مرجع بود.

snack [اسم]
اجرا کردن

میان‌وعده

Ex: She often has a snack between breakfast and lunch to stave off hunger .

او اغلب بین صبحانه و ناهار یک میان وعده می‌خورد تا گرسنگی را برطرف کند.

toilet [اسم]
اجرا کردن

سرویس بهداشتی

Ex: The hotel room had an en-suite toilet with luxurious amenities .

اتاق هتل یک توالت اختصاصی با امکانات لوکس داشت.

at present [قید]
اجرا کردن

در حال حاضر

Ex: At present , the city is undergoing significant infrastructure improvements .

در حال حاضر، شهر در حال بهبود زیرساخت‌های قابل توجهی است.

boundary [اسم]
اجرا کردن

*مرز

Ex: The ball bounced just inside the boundary for a match‑saving four .

توپ دقیقاً در داخل مرز برای یک چهار نجات‌دهنده مسابقه جهید.

ramp [اسم]
اجرا کردن

رمپ

Ex: The ramp was steep , perfect for high jumps .

رمپ شیب دار بود، عالی برای پرش‌های بلند.

to lead off [فعل]
اجرا کردن

شروع کردن

Ex: The hiking trail leads off into the woods .

مسیر پیاده‌روی به سمت جنگل می‌رود.

bend [اسم]
اجرا کردن

پیچ

Ex: The river took a meandering bend through the picturesque valley .

رودخانه یک پیچ پرپیچ و خم را از میان دره‌ی نقاشی‌وار طی کرد.

nowhere [ضمیر]
اجرا کردن

هیچ‌جا

Ex:

حیوان زخمی هیچ جای امنی برای پنهان شدن نداشت.

fund [اسم]
اجرا کردن

بودجه

Ex: The company launched a fund for employee welfare .

شرکت یک صندوق برای رفاه کارکنان راه‌اندازی کرد.

year-round [صفت]
اجرا کردن

در طول سال

Ex: The resort boasts year-round amenities , making it a popular destination for all seasons .

این مجتمع تفریحی امکانات در طول سال را ارائه می‌دهد که آن را به مقصدی محبوب برای تمام فصول تبدیل کرده است.

entrance [اسم]
اجرا کردن

ورود

Ex: Entrance to the concert was restricted to ticket holders only .

ورود به کنسرت فقط برای دارندگان بلیط محدود شده بود.

lastly [قید]
اجرا کردن

در پایان

Ex: They discussed safety procedures , training schedules , and lastly , evacuation protocols .

آن‌ها در مورد روش‌های ایمنی، برنامه‌های آموزشی و در نهایت پروتکل‌های تخلیه بحث کردند.

disastrous [صفت]
اجرا کردن

فاجعه بار

Ex: Ignoring climate change could have disastrous consequences for future generations .

نادیده گرفتن تغییرات آب و هوایی می‌تواند عواقب فاجعه‌آمیزی برای نسل‌های آینده داشته باشد.

tropical [صفت]
اجرا کردن

استوایی

Ex:

طوفان‌های گرمسیری، مانند طوفان‌ها و توفان‌ها، می‌توانند باران‌های سنگین و بادهای شدید به همراه داشته باشند.

palm tree [اسم]
اجرا کردن

درخت نخل

Ex: They took a picture under a palm tree while on vacation .

آنها در تعطیلات زیر یک درخت نخل عکس گرفتند.

to extend [فعل]
اجرا کردن

طولانی کردن

Ex: Regular maintenance can extend the life of your car , preventing costly repairs and breakdowns .

نگهداری منظم می‌تواند عمر ماشین شما را افزایش دهد، از تعمیرات پرهزینه و خرابی‌ها جلوگیری می‌کند.

اجرا کردن

نظارت کردن

Ex: The manager is actively supervising the team 's performance .

مدیر به طور فعال نظارت بر عملکرد تیم دارد.

to expand [فعل]
اجرا کردن

افزایش دادن

Ex: The government expanded the healthcare system to serve more citizens .

دولت سیستم بهداشتی را برای خدمت به شهروندان بیشتر گسترش داد.

badly [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: The team played badly and lost by a huge margin .