کمبریج IELTS 15 - آکادمیک - آزمون 1 - خواندن - بخش 3
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 1 - خواندن - بخش 3 را در کتاب دوره Cambridge IELTS 15 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
ولو شدن
همانطور که روز طولانی کار اثر خود را گذاشت، او روی صندلی دفترش افتاد، آماده برای استراحت.
غرغر کردن
مرد پیر با غرغر کردن تأییدی بر هوای بد داد و به سرعت به خانهاش رفت.
با عزم جستجو کردن
دانشمندان اغلب در اعماق اقیانوس به جستجوی اکتشافات جدید میپردازند.
بدون شک
تحقیقات او بدون شک درک ما از تغییرات آب و هوایی را پیش برده است.
کوچگر
برخی از مردمان بومی در قطب شمال، مانند اینوئیت، به طور تاریخی زندگی کوچنشینی را پیش گرفتهاند، با دنبال کردن الگوهای مهاجرت حیوانات برای شکار و ماهیگیری.
عبور کردن
دوچرخهسوار از پس تپهٔ شیبدار برآمد، با پدال زدن محکم به قله رسید.
عجیب
استعداد خاص او در حل معماها به سرعت تحسین همسالانش را برانگیخت.
صرفاً
گزارش فقط آنچه را که از قبل میدانیم تکرار میکند.
خطر کردن
کاشفان به صحرا پا نهادند، مطمئن نبودند که با چه چیزی روبرو خواهند شد.
پرسیدن
آنها قیمت نقاشی را از صاحب گالری پرسیدند.
غریزه
گربهها دارای غریزه شکار طبیعی هستند که آنها را به تعقیب و حمله به شکار وادار میکند.
زیستشناس دریا
او با یک زیستشناس دریایی درباره تغییرات آبوهوایی مصاحبه کرد.
منجم
تحقیقات ستارهشناس به درک ما از سیاهچالهها و اثرات گرانشی آنها کمک کرد.
فضاسازی کردن
کارگردان نمایش را در لندن قرن نوزدهم قرار داد.
دنبال چیزی گشتن
آنها اخیراً برای یافتن اسناد تاریخی به آرشیوها کاوش کردند.
دور
موقعیت دورافتاده ایستگاه تحقیقاتی، دسترسی به آن را دشوار کرد.
ضعیف و ریزهاندام
بچه گربه ضعیف و کوچک به زحمت صدایی از خود درآورد در حالی که برای جلب توجه میومیو میکرد.
تبعه خارجی
به عنوان یک خارجی، او مجبور بود برای دریافت مجوزهای کاری ویژه جهت زندگی و کار در شهر اقدام کند.
خزیدن
سرباز با احتیاط پیش رفت و تصمیم گرفت از میان سنگر گلآلود بخزد تا دیده نشود.
به زحمت
مرد پیر به زحمت در برف راه میرفت.
نسبتاً
خانه نسبتا کوچک است، اما بسیار دنج.
محکم
سخنرانی او محکم بود، با اطمینان تمام نقاط کلیدی را پوشش داد.
محدود کردن
بودجه پروژه را به هزینههای ضروری محدود میکند.
ربط دادن
آهنگ بسیار محبوب شد و اکنون بسیاری آن را با تابستان انتشارش مرتبط میکنند.
دوران
کشف پنیسیلین آغاز دوره جدیدی در درمان پزشکی و آنتیبیوتیکها را نشان داد.
به اوج رسیدن
هیجان به اوج خود رسید زمانی که تیم قهرمانی را کسب کرد.
به ندرت
او آنقدر خسته بود که به زحمت میتوانست چشمانش را باز نگه دارد.
لقب دادن
در میان دوستان، پسر بلند و لاغر به دلیل قد قابل توجهش به طور محبتآمیزی "Stretch" نامیده شد.
بهترین
علت اصلی تغییرات آب و هوایی فعالیت انسان، به ویژه سوزاندن سوختهای فسیلی است.
کوهنورد
رویای او، از زمانی که کودک بود، این بود که یک کوهنورد شود و بر فراز بلندترین کوههای جهان بایستد.
به اصطلاح
او بخشی از سبک زندگی به اصطلاح دیجیتال نواد است.
قبیله ای
جامعههای قبیلهای اغلب دارای پیوندهای خویشاوندی قوی و ارزشهای جمعی هستند.
صرف نظر از
او قصد دارد رویاهایش را دنبال کند، صرف نظر از موانعی که ممکن است با آنها روبرو شود.
مظهر چیزی بودن
نقاشی بازتاب احساسات هنرمند بود.
a planned effort or project that often involves courage, skill, or determination
برجسته
نقاشی نمایش داده شده در گالری اثر یک هنرمند برجسته قرن بیستم بود.
پیشرفتهترین
معماری پیشرفته ساختمان شامل عناصر طراحی پایدار و فناوری هوشمند برای بهرهوری انرژی است.
معیارها
معیارهای استخدام شامل تجربه مرتبط، تحصیلات و نگرش مثبت میشود.
صریح
او نظر قطعی در مورد این موضوع داشت.
هدف
هدف اصلی او تکمیل پروژه تا پایان ماه است.
ابتدا
در آغاز پروژه، اهداف و مقاصد روشنی را تعیین کردیم.
اعلام کردن
پس از شمارش آرا، کمیسیون انتخابات نتایج نهایی انتخابات را اعلام کرد.
تعصب
قاضی تعصب نشان داد و با هر دو طرف به طور عادلانه رفتار نکرد.
نقطهنظر
او این قطعه را با گرایش فمینیستی نوشت.
کنار آمدن
در حالی که فرآیند بهبودی در جریان بود، او مشغول گذر از تجربه آسیبزا بود.
اروپایی
اشکال زمینقارهای، مانند کوهها و دشتها، چهره قارهها را شکل میدهند.
سفر دریایی یا فضایی
رمان سفر حماسی شخصیت اصلی را از طریق دریاهای خطرناک و سرزمینهای ناشناخته دنبال میکند.
چریدن
چراندن دام ها صبح زود انجام شد.
نادیده گرفتن
علیرغم اهمیت موضوع، او تصمیم گرفت که هشدارها را نادیده بگیرد.
بیان کردن
با تمرین، او امیدوار است که یاد بگیرد اعتماد به نفس را به راحتی که سایر احساسات را منتقل میکند، منتقل کند.
an explanation or understanding derived from analyzing or interpreting something that is not immediately clear
بینش
بینش تیزبین کارآگاه حرکت بعدی مظنون را پیشبینی کرد.
ذاتی
کنجکاوی ذاتی کودک آنها را به کاوش و یادگیری درباره جهان اطرافشان هدایت کرد.
دلهرهآور
صعود به مسیر کوهستانی شیبدار ترسناک به نظر میرسید، اما آنها مصمم بودند به قله برسند.
میل قوی
یک میل ناگهانی به رقص بر جمعیت چیره شد.
شفافسازی کردن