کمبریج IELTS 15 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیداری - بخش 1

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 را در کتاب دوره Cambridge IELTS 15 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج IELTS 15 - آکادمیک
orchestra [اسم]
اجرا کردن

ارکستر

Ex: The orchestra rehearsed diligently to prepare for their upcoming concert at the opera house .

ارکستر با پشتکار تمرین کرد تا برای کنسرت آینده‌شان در اپرا آماده شود.

to appeal [فعل]
اجرا کردن

جذابیت داشتن

Ex: His speech appealed to voters ' desire for change and better opportunities .

سخنرانی او به خواست رای‌دهندگان برای تغییر و فرصت‌های بهتر توجه کرد.

ballet [اسم]
اجرا کردن

نمایش باله

Ex: She enrolled in ballet classes to improve her posture and flexibility .

او در کلاس‌های باله ثبت‌نام کرد تا وضعیت بدن و انعطاف‌پذیری خود را بهبود بخشد.

to appear [فعل]
اجرا کردن

در نمایش یا فیلمی بازی کردن

Ex: He is set to appear in a supporting role in the Broadway play next month .

او قرار است ماه آینده در یک نقش مکمل در نمایش برادوی ظاهر شود.

to go down [فعل]
اجرا کردن

دریافت شدن

Ex:

تغییرات جدید سیاست به خوبی پذیرفته شد در میان کارمندان، که از بهبودها قدردانی کردند.

program [اسم]
اجرا کردن

اجرا

Ex: The ballet program showcased talented dancers from across the world .

برنامه باله رقصنده‌های بااستعداد از سراسر جهان را به نمایش گذاشت.

ideally [قید]
اجرا کردن

به‌طور ایده‌آل‌

Ex: Ideally , a well-designed website is user-friendly , visually appealing , and has efficient navigation .

در حالت ایده‌آل، یک وبسایت به‌خوبی طراحی شده کاربرپسند، از نظر بصری جذاب و دارای ناوبری کارآمد است.

town hall [اسم]
اجرا کردن

ساختمان شورا یا شهرداری

Ex: Citizens can access public records at the town hall .

شهروندان می‌توانند به اسناد عمومی در شهرداری دسترسی داشته باشند.

to aim at [فعل]
اجرا کردن

هدف قرار دادن

Ex: The new advertising campaign is clearly aimed at young adults who enjoy outdoor activities .

کمپین تبلیغاتی جدید به وضوح هدف قرار داده است جوانان بزرگسالی را که از فعالیت‌های فضای باز لذت می‌برند.

اجرا کردن

موسیقی الکترونیکی

Ex: The rise of electronic music changed the way artists create and perform songs .

ظهور موسیقی الکترونیک شیوه خلق و اجرای آهنگ‌ها توسط هنرمندان را تغییر داد.

composer [اسم]
اجرا کردن

آهنگساز

Ex: The composer spent years perfecting the score for the new opera .

آهنگساز سال‌ها صرف کرد تا پارتیشن اپرا جدید را کامل کند.

to suppose [فعل]
اجرا کردن

فرض کردن

Ex: She did n't suppose that her simple idea would turn into a successful business .

او فرض نمی‌کرد که ایده ساده‌اش به یک کسب‌وکار موفق تبدیل شود.

workshop [اسم]
اجرا کردن

کلاس

Ex: The workshop on climate policy drew many experts .

کارگاه درباره سیاست آب و هوا بسیاری از متخصصان را جذب کرد.

to [take] place [عبارت]
اجرا کردن

رخ دادن

Ex: The seminar will take place in the afternoon .
to [take] part [عبارت]
اجرا کردن

شرکت کردن

Ex: Even though she was n't feeling her best , she still managed to take part .
اجرا کردن

به‌خصوص

Ex: The movie was particularly well-received by critics .
to contain [فعل]
اجرا کردن

شامل بودن

Ex: The file contains the documents we need for the meeting .

فایل شامل اسنادی است که برای جلسه نیاز داریم.

poster [اسم]
اجرا کردن

پوستر

Ex: At the art fair , the local artist showcased a series of posters that combined photography and digital art , drawing in crowds eager to appreciate his unique style .

در نمایشگاه هنری، هنرمند محلی مجموعه‌ای از پوسترها را به نمایش گذاشت که عکاسی و هنر دیجیتال را ترکیب می‌کرد و جمعیت مشتاق برای قدردانی از سبک منحصر به فرد او را جذب می‌کرد.

to reflect [فعل]
اجرا کردن

مظهر چیزی بودن

Ex: The painting reflected the artist ’s emotions .

نقاشی بازتاب احساسات هنرمند بود.

aware [صفت]
اجرا کردن

آگاه

Ex: The students were not aware of the upcoming test until the teacher reminded them .

دانش‌آموزان از آزمون پیش‌رو مطلع نبودند تا اینکه معلم به آنها یادآوری کرد.

to exhibit [فعل]
اجرا کردن

رونمایی کردن

Ex: The technology conference will exhibit the latest innovations in the field .
participant [اسم]
اجرا کردن

شرکت‌کننده

Ex: The study included 50 participants .

مطالعه شامل 50 شرکت کننده بود.

chisel [اسم]
اجرا کردن

اسکنه

Ex: The chisel 's sharp edge made it effective for detailed work .

لبه تیز اسکنه آن را برای کارهای دقیق مؤثر می‌کرد.

to [make] sense [عبارت]
اجرا کردن

منطقی بودن

Ex: After hearing all the evidence , the verdict made sense to the jury .
اجرا کردن

رصد کردن

Ex: He supervises the construction site to ensure workers follow safety protocols .

او از محل ساخت و ساز نظارت می‌کند تا مطمئن شود کارگران از پروتکل‌های ایمنی پیروی می‌کنند.

اجرا کردن

به عنوان مثال

Ex: Some people enjoy outdoor activities such as hiking and camping ; for instance , my friends love to go backpacking in the mountains .

برخی از افراد از فعالیت‌های فضای باز مانند کوهنوردی و کمپینگ لذت می‌برند؛ به عنوان مثال، دوستان من عاشق کوله‌گردی در کوه‌ها هستند.

lifeguard [اسم]
اجرا کردن

نجات‌غریق

Ex: The lifeguard blew her whistle to signal that the pool was closing for the day .

ناجی غریق سوت خود را زد تا علامت دهد که استخر برای روز بسته می‌شود.

duty [اسم]
اجرا کردن

وظیفه

Ex: She understands that part of her duty is to mentor new staff .

او می‌فهمد که بخشی از وظیفه او راهنمایی کارکنان جدید است.

venue [اسم]
اجرا کردن

محل (برگزاری)

Ex: The venue was packed with fans for the football game .

محل برای بازی فوتبال پر از هواداران بود.

preparation [اسم]
اجرا کردن

آماده‌سازی

Ex: The team ’s preparation helped them win the championship .

آماده‌سازی تیم به آن‌ها کمک کرد تا قهرمانی را به دست آورند.