کمبریج IELTS 15 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیداری - بخش 3

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 2 - شنیداری - بخش 3 را در کتاب Cambridge IELTS 15 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج IELTS 15 - آکادمیک
novelist [اسم]
اجرا کردن

رمان‌نویس

Ex: The award-winning novelist was invited to speak at the literary festival about the importance of storytelling .

رمان‌نویس برنده جایزه برای صحبت در مورد اهمیت داستان‌سرایی در جشنواره ادبی دعوت شد.

to inspire [فعل]
اجرا کردن

انگیزه بخشیدن

Ex: Reading about successful entrepreneurs inspires her to start her own business .

خواندن درباره کارآفرینان موفق او را الهام می‌بخشد تا کسب‌وکار خود را شروع کند.

publication [اسم]
اجرا کردن

نشریه

Ex: He subscribes to several business publications to stay updated .

او به چندین انتشارات تجاری مشترک می‌شود تا به‌روز بماند.

to consult [فعل]
اجرا کردن

مشورت کردن

Ex: Before accepting the job offer , I consulted with my family to get their input .

قبل از پذیرفتن پیشنهاد کار، با خانواده‌ام مشورت کردم تا نظرشان را بگیرم.

reputation [اسم]
اجرا کردن

آوازه

Ex: He did n't want to risk his reputation by being associated with the controversial project .

او نمی‌خواست با ارتباط با پروژه جنجالی، آبروی خود را به خطر بیاندازد.

display [اسم]
اجرا کردن

something presented for public viewing

Ex: Historical documents were put on display in glass cases .
material [اسم]
اجرا کردن

ماده

Ex: She gathered material from various archives to complete her historical research .

او مواد را از آرشیوهای مختلف جمع آوری کرد تا تحقیقات تاریخی خود را تکمیل کند.

to set up [فعل]
اجرا کردن

برپا کردن

Ex: Campers were excited to set up their tents along the riverbank , enjoying the scenic beauty of the natural surroundings .

کمپینگ‌کنندگان از برپا کردن چادرهای خود در کنار رودخانه هیجان‌زده بودند، از زیبایی‌های طبیعی اطراف لذت می‌بردند.

to gather [فعل]
اجرا کردن

نتیجه‌ گرفتن

Ex: Listening to the weather forecast , residents could gather that a storm was likely to hit the area in the coming days .

با گوش دادن به پیش‌بینی آب و هوا، ساکنان می‌توانستند بفهمند که احتمالاً طوفانی در روزهای آینده به منطقه برخورد خواهد کرد.

department [اسم]
اجرا کردن

بخش

Ex:

لطفاً شکایت خود را به بخش خدمات مشتریان ارجاع دهید.

to attract [فعل]
اجرا کردن

جذب کردن

Ex: The unique design and architecture of the building attracted tourists from around the world .

طراحی و معماری منحصر به فرد ساختمان، گردشگران را از سراسر جهان جذب کرد.

profile [اسم]
اجرا کردن

پروفایل

Ex: The charity 's profile was boosted by the high-profile fundraiser .

پروفایل خیریه توسط جمع‌آوری کمک‌های مالی پرسر و صدا تقویت شد.

اجرا کردن

تبلیغ کردن

Ex: Authors engage in book signings to publicize their latest literary works .

نویسندگان در جلسات امضا کتاب شرکت می‌کنند تا آثار ادبی جدید خود را تبلیغ کنند.

to apply [فعل]
اجرا کردن

درخواست دادن

Ex: It 's essential to carefully apply for grants that align with your research project .

ضروری است که برای کمک‌های مالی که با پروژه تحقیقاتی شما همخوانی دارند، با دقت درخواست دهید.

presumably [قید]
اجرا کردن

احتمالاً

Ex: The car was parked in a no-parking zone , presumably because there were no available spaces nearby .

ماشین در منطقه‌ای که پارک ممنوع بود پارک شده بود، احتمالاً چون جای پارک خالی در نزدیکی نبود.

lecturer [اسم]
اجرا کردن

استاد یار (دانشگاه)

Ex: The lecturer gave a fascinating lecture on Shakespeare ’s works .

استاد یک سخنرانی جذاب درباره آثار شکسپیر ارائه داد.

to cover [فعل]
اجرا کردن

شامل شدن

Ex: The training program aims to cover key skills needed for the job .

برنامه آموزشی به دنبال پوشش مهارت‌های کلیدی مورد نیاز برای شغل است.

entirely [قید]
اجرا کردن

به‌طور کامل

Ex: The project was entirely funded by the government .

این پروژه کاملاً توسط دولت تأمین مالی شد.

to base on [فعل]
اجرا کردن

بر چیزی مبتنی بودن

Ex: The report is based on extensive research in the field .

گزارش بر اساس تحقیقات گسترده در این زمینه است.

lead-in [اسم]
اجرا کردن

مقدمه

Ex: His jokes were a perfect lead-in to lighten the mood before the serious discussion .

جوک‌های او یک مقدمه عالی برای سبک کردن جو قبل از بحث جدی بود.

reform [اسم]
اجرا کردن

a campaign or organized effort to correct wrongdoing, abuses, or malpractices

Ex: Historical reforms often faced resistance from entrenched interests .
to link [فعل]
اجرا کردن

پیوند دادن

Ex: The study seeks to link diet and exercise habits to overall health outcomes .

این مطالعه به دنبال ارتباط دادن عادات رژیم غذایی و ورزش با نتایج کلی سلامت است.

to adapt [فعل]
اجرا کردن

اقتباس کردن

Ex: The screenwriter successfully adapted the nonfiction book into a gripping true-crime series .

فیلمنامه‌نویس با موفقیت کتاب غیرداستانی را به یک سریال جنایی واقعی جذاب تطبیق داد.

اجرا کردن

بلافاصله

Ex: I will start the project straight away .

من پروژه را فوراً شروع خواهم کرد.

quotation [اسم]
اجرا کردن

نقل قول

Ex: The speech was filled with memorable quotations from historical figures .
اجرا کردن

توضیح دادن

Ex: The author illustrated the idea of teamwork through various stories in the book .

نویسنده ایده کار تیمی را از طریق داستان‌های مختلف در کتاب توضیح داد.

touring [صفت]
اجرا کردن

در حال تور

Ex: The touring band played at different venues across the country.

گروه تور در مکان‌های مختلف در سراسر کشور اجرا کرد.

to draw on [فعل]
اجرا کردن

(از دانش یا تجربه خود) بهره بردن

Ex: The writer drew on historical events to craft a compelling narrative in the novel .

نویسنده از رویدادهای تاریخی استفاده کرد تا روایتی جذاب در رمان خلق کند.

selfishness [اسم]
اجرا کردن

خودخواهی

Ex: She felt betrayed by his selfishness , as he never considered her feelings .

او به خاطر خودخواهی او احساس خیانت کرد، زیرا او هرگز احساساتش را در نظر نگرفت.

اجرا کردن

عدالت اجتماعی

Ex: The documentary highlights social justice issues affecting marginalized communities .

مستند به مسائل عدالت اجتماعی که جوامع حاشیه‌نشین را تحت تأثیر قرار می‌دهد، می‌پردازد.

satire [اسم]
اجرا کردن

طنز

Ex: The play used satire to critique the shallowness of modern consumer culture .

نمایش از هجو برای نقد سطحی‌نگری فرهنگ مصرف‌گرایی مدرن استفاده کرد.

heroine [اسم]
اجرا کردن

قهرمان زن

Ex: The heroine of the play is a strong and determined woman .

قهرمان زن نمایش زنی قوی و مصمم است.

guardian [اسم]
اجرا کردن

نگهبان

Ex: The park ranger is the guardian of the national forest , ensuring its protection and conservation .

محافظ پارک محافظ جنگل ملی است، که حفاظت و نگهداری آن را تضمین می‌کند.

to inherit [فعل]
اجرا کردن

به ارث بردن

Ex: She decided to donate a portion of the money she inherited to a charitable cause .

او تصمیم گرفت بخشی از پولی که به ارث برده بود را به یک هدف خیریه اهدا کند.

fortune [اسم]
اجرا کردن

پول کلان

Ex: The family used their fortune to invest in various philanthropic causes .

خانواده از ثروت خود برای سرمایه‌گذاری در زمینه‌های مختلف بشردوستانه استفاده کردند.

primarily [قید]
اجرا کردن

در درجه اول

Ex: The fund is primarily invested in stocks and bonds .

صندوق عمدتاً در سهام و اوراق قرضه سرمایه‌گذاری شده است.

open day [اسم]
اجرا کردن

روز درهای باز

Ex: The college held an open day for new students and their families.

کالج یک روز باز برای دانشجویان جدید و خانواده‌هایشان برگزار کرد.