کمبریج IELTS 15 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیدن - بخش 2

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 را در کتاب درسی Cambridge IELTS 15 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج IELTS 15 - آکادمیک
اجرا کردن

تأسیس کردن

Ex: The university is looking to establish a new research institute dedicated to renewable energy .

دانشگاه به دنبال تأسیس یک مؤسسه تحقیقاتی جدید در زمینه انرژی‌های تجدیدپذیر است.

amenity [اسم]
اجرا کردن

خوشایندی

Ex:

امکانات مجتمع شامل درمان‌های اسپا، تورهای راهنما و غذاخوری گورم می‌شود.

to set up [فعل]
اجرا کردن

برپا کردن

Ex: The government is planning to set up programs to address unemployment .

دولت برنامه‌هایی را برای مقابله با بیکاری برپا می‌کند.

campaign [اسم]
اجرا کردن

کمپین

Ex: The fundraising campaign exceeded its goal , thanks to generous donations from the community .

کمپین جمع‌آوری کمک‌های مالی به لطف کمک‌های سخاوتمندانه جامعه از هدف خود فراتر رفت.

responsible [صفت]
اجرا کردن

مسبب

Ex: The heavy rain was responsible for the flooding in the area .

باران شدید مسئول سیل در منطقه بود.

feature [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: The historical landmark 's most notable feature is its distinctive architecture dating back to the 18th century .

ویژگی قابل توجه ترین بنای تاریخی معماری متمایز آن است که به قرن هجدهم بازمی گردد.

اجرا کردن

به عنوان مثال

Ex: Some people enjoy outdoor activities such as hiking and camping ; for instance , my friends love to go backpacking in the mountains .

برخی از افراد از فعالیت‌های فضای باز مانند کوهنوردی و کمپینگ لذت می‌برند؛ به عنوان مثال، دوستان من عاشق کوله‌گردی در کوه‌ها هستند.

wasteland [اسم]
اجرا کردن

زمین بایر

Ex: Conservation projects aim to prevent further degradation of wasteland areas .

پروژه‌های حفاظتی با هدف جلوگیری از تخریب بیشتر مناطق بیابانی انجام می‌شوند.

settled [صفت]
اجرا کردن

حل‌وفصل‌شده

Ex:

ترکیب تیم برای بازی پس از بحث بین مربیان تصمیم گرفته شد.

statue [اسم]
اجرا کردن

مجسمه

Ex: Visitors paid their respects at the solemn statue commemorating fallen soldiers in the war memorial .

بازدیدکنندگان در مقابل مجسمه جدی که یاد سربازان کشته شده در یادبود جنگ را گرامی می‌دارد، احترام خود را ابراز کردند.

housing [اسم]
اجرا کردن

مسکن

Ex: The new policy aims to improve rural housing .

سیاست جدید به دنبال بهبود مسکن روستایی است.

densely [قید]
اجرا کردن

به‌طور متراکم

Ex: The fog densely covered the landscape , reducing visibility .

مه به طور متراکم چشم‌انداز را پوشاند و دید را کاهش داد.

populated [صفت]
اجرا کردن

پر‌جمعیت

Ex: Many populated cities face challenges related to traffic and pollution .

بسیاری از شهرهای پرجمعیت با چالش‌های مربوط به ترافیک و آلودگی مواجه هستند.

اجرا کردن

منطقه مسکونی

Ex: Many of the houses in the residential area have private gardens .

بسیاری از خانه‌ها در منطقه مسکونی باغ‌های خصوصی دارند.

petition [اسم]
اجرا کردن

دادخواست

Ex: She submitted the petition to the city council , hoping they would listen to the community 's concerns .

او درخواست را به شورای شهر ارائه کرد، به امید اینکه آنها به نگرانی‌های جامعه گوش دهند.

اجرا کردن

تظاهرات

Ex: The community organized a demonstration to raise awareness about homelessness in the city .

جامعه یک تظاهرات برای افزایش آگاهی درباره بی‌خانمانی در شهر سازماندهی کرد.

اجرا کردن

سریع و ناگهانی شروع شدن

Ex: War broke out unexpectedly , catching the nation off guard .

جنگ به طور غیرمنتظره‌ای شکست، ملت را غافلگیر کرد.

to consider [فعل]
اجرا کردن

در نظر گرفتن

Ex: Before accepting the job offer , he wanted to consider the benefits and drawbacks .

قبل از پذیرش پیشنهاد شغل، او می‌خواست مزایا و معایب را در نظر بگیرد.

troop [اسم]
اجرا کردن

سربازان

Ex: After months of intense combat , the troop returned home to a hero 's welcome , greeted by cheering crowds .

پس از ماه‌ها نبرد شدید، نیروها به خانه بازگشتند و با استقبال قهرمانانه‌ای روبرو شدند، مورد استقبال جمعیت تشویق‌کننده قرار گرفتند.

to contact [فعل]
اجرا کردن

تماس گرفتن

Ex: If you have any questions , feel free to contact me via email .

اگر سوالی دارید، از طریق ایمیل با من تماس بگیرید.

occasional [صفت]
اجرا کردن

گاه‌به‌گاه

Ex: His visits to the gym were only occasional , despite his goal of getting fit .

بازدیدهای او از باشگاه فقط گاه به گاه بود، با وجود هدفش برای تناسب اندام.

to retain [فعل]
اجرا کردن

حفظ کردن

Ex: The company decided to retain its flexible work policy to support employee well-being .

شرکت تصمیم گرفت سیاست کار انعطاف‌پذیر خود را برای حمایت از رفاه کارکنان حفظ کند.

more or less [عبارت]
اجرا کردن

کم و بیش

Ex: The project is more or less finished , just a few minor details left to address .
to draw up [فعل]
اجرا کردن

آماده کردن

Ex: The architect worked diligently to draw up detailed plans for the construction project .

معمار با پشتکار برای تهیه طرح‌های دقیق برای پروژه ساختمانی کار کرد.

to revise [فعل]
اجرا کردن

بازنگری کردن

Ex: Scientists may revise research findings after reviewing additional data .

دانشمندان ممکن است پس از بررسی داده‌های اضافی، یافته‌های تحقیقاتی را بازبینی کنند.

اجرا کردن

آغاز کردن

Ex: To get the class going , the teacher asked everyone to introduce themselves .
on schedule [قید]
اجرا کردن

به موقع

Ex: The train is on schedule and will arrive in five minutes .

قطار طبق برنامه است و در پنج دقیقه دیگر می‌رسد.

outline [اسم]
اجرا کردن

کنتور

Ex: Sketching the outline first helps when painting .

طرح کلی اول هنگام نقاشی کمک می‌کند.

boundary [اسم]
اجرا کردن

*مرز

Ex: The ball bounced just inside the boundary for a match‑saving four .

توپ دقیقاً در داخل مرز برای یک چهار نجات‌دهنده مسابقه جهید.

pond [اسم]
اجرا کردن

آبگیر

Ex: The pond provided a habitat for frogs , turtles , and various aquatic plants , supporting a diverse ecosystem .

حوضچه زیستگاهی برای قورباغه‌ها، لاک‌پشت‌ها و گیاهان آبزی مختلف فراهم می‌کرد و از یک اکوسیستم متنوع پشتیبانی می‌کرد.

sculpture [اسم]
اجرا کردن

مجسمه

Ex: The public art installation featured a series of abstract sculptures that sparked conversation and contemplation among passersby .

نصب هنری عمومی شامل مجموعه‌ای از مجسمه‌های انتزاعی بود که گفتگو و تأمل را در میان رهگذران برانگیخت.

bank [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The trees on the bank provided much-needed shade for the hikers resting by the river .

درختان روی کناره رودخانه سایه بسیار مورد نیاز را برای کوهنوردانی که در کنار رودخانه استراحت می‌کردند فراهم کردند.

sharp [صفت]
اجرا کردن

تیز

Ex: Cyclists must slow down for sharp curves .

دوچرخه‌سواران باید برای پیچ‌های تند سرعت خود را کاهش دهند.

bend [اسم]
اجرا کردن

پیچ

Ex: The river took a meandering bend through the picturesque valley .

رودخانه یک پیچ پرپیچ و خم را از میان دره‌ی نقاشی‌وار طی کرد.

to intend [فعل]
اجرا کردن

برای هدف خاصی طراحی شده بودن

Ex: The company intended the new marketing campaign to reach a younger audience .

شرکت قصد داشت که کمپین بازاریابی جدید به مخاطبان جوان‌تر دست یابد.

to enlarge [فعل]
اجرا کردن

بزرگ کردن

Ex: The city council is considering enlarging the public transportation system , improving accessibility for residents .

شورای شهر در حال بررسی گسترش سیستم حمل و نقل عمومی است، که دسترسی ساکنان را بهبود می‌بخشد.

maze [اسم]
اجرا کردن

هزارتو

Ex: The children ran through the maze , laughing as they tried to find the quickest path .

بچه‌ها از میان هزارتو دویدند، در حالی که می‌خندیدند و سعی می‌کردند سریع‌ترین مسیر را پیدا کنند.

hedge [اسم]
اجرا کردن

پرچین

Ex: The rabbits often hid behind the hedge when they played in the garden .

خرگوش‌ها اغلب پشت پرچین پنهان می‌شدند وقتی در باغ بازی می‌کردند.

اجرا کردن

زمین تنیس

Ex: After a long day at work , he found relaxation on the tennis court , enjoying a friendly game with his neighbor .

پس از یک روز طولانی در محل کار، او در زمین تنیس آرامش یافت و از یک بازی دوستانه با همسایه خود لذت برد.

to mention [فعل]
اجرا کردن

اشاره کردن (در صحبت)

Ex: In her speech , the speaker will mention the importance of community engagement .

در سخنرانی خود، سخنران به اهمیت مشارکت جامعه اشاره خواهد کرد.

fitness [اسم]
اجرا کردن

تناسب‌ اندام

Ex: The fitness program includes both cardiovascular exercises and strength training .

برنامه تناسب اندام شامل هر دو تمرینات قلبی عروقی و تمرینات قدرتی می‌شود.