کمبریج IELTS 15 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیدن - بخش 4

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 2 - شنیداری - بخش 4 در کتاب دوره Cambridge IELTS 15 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج IELTS 15 - آکادمیک
pump [اسم]
اجرا کردن

دستگاه پمپ

Ex: In farming , irrigation systems use pumps to distribute water efficiently across fields for crop cultivation .

در کشاورزی، سیستم‌های آبیاری از پمپ‌ها برای توزیع کارآمد آب در مزارع برای کشت محصولات استفاده می‌کنند.

case study [اسم]
اجرا کردن

موردپژوهی

Ex: The marketing team presented a case study on a successful social media campaign to demonstrate its impact on brand awareness .

تیم بازاریابی یک مطالعه موردی درباره یک کمپین موفق رسانه‌های اجتماعی ارائه داد تا تأثیر آن بر آگاهی از برند را نشان دهد.

to set up [فعل]
اجرا کردن

برپا کردن

Ex: The government is planning to set up programs to address unemployment .

دولت برنامه‌هایی را برای مقابله با بیکاری برپا می‌کند.

اجرا کردن

کشاورزی

Ex: Farmers use various agricultural machinery such as tractors and combines to aid in their work .

کشاورزان از ماشین‌آلات کشاورزی مختلف مانند تراکتورها و کمباین‌ها برای کمک به کار خود استفاده می‌کنند.

district [اسم]
اجرا کردن

منطقه

Ex: The city council divided the city into several voting districts for fair representation .

شورای شهر شهر را به چند حوزه انتخاباتی برای نمایندگی عادلانه تقسیم کرد.

arid [صفت]
اجرا کردن

خشک

Ex: People living in arid climates often rely on advanced irrigation techniques and water conservation practices to sustain agriculture and daily life .

افرادی که در آب و هوای خشک زندگی می‌کنند اغلب به تکنیک‌های پیشرفته آبیاری و روش‌های صرفه‌جویی در آب برای حفظ کشاورزی و زندگی روزمره متکی هستند.

rainfall [اسم]
اجرا کردن

بارندگی

Ex: Weather stations monitor rainfall to predict future conditions .

ایستگاه‌های هواشناسی بارندگی را برای پیش‌بینی شرایط آینده نظارت می‌کنند.

means [اسم]
اجرا کردن

وسیله

Ex: Saving and investing wisely are effective means to secure financial stability .

پس‌انداز و سرمایه‌گذاری عاقلانه روش‌های مؤثری برای تضمین ثبات مالی هستند.

sustainable [صفت]
اجرا کردن

پایدار

Ex: The athlete 's rigorous training regimen was not sustainable and resulted in frequent injuries .

برنامه تمرینی سخت ورزشکار پایدار نبود و منجر به آسیب‌های مکرر شد.

long term [اسم]
اجرا کردن

بلند مدت

Ex: The company plans to invest more in research over the long term .

شرکت برنامه‌ریزی کرده است که در بلندمدت بیشتر در تحقیق سرمایه‌گذاری کند.

resource [اسم]
اجرا کردن

منابع و ذخایر طبیعی

Ex: Environmentalists advocate for responsible use of resources to mitigate climate change .

محیط‌بانان از استفاده مسئولانه از منابع برای کاهش تغییرات آب‌وهوایی دفاع می‌کنند.

primarily [قید]
اجرا کردن

در درجه اول

Ex: The fund is primarily invested in stocks and bonds .

صندوق عمدتاً در سهام و اوراق قرضه سرمایه‌گذاری شده است.

to set up [فعل]
اجرا کردن

راه اندازی کردن

Ex: She set the room up for the important business presentation.

او اتاق را برای ارائه مهم کسب و کار آماده کرد.

irrigation [اسم]
اجرا کردن

آبیاری

Ex: Farmers rely on irrigation to ensure their fields receive adequate moisture during dry spells .

کشاورزان به آبیاری متکی هستند تا اطمینان حاصل کنند که مزارعشان در دوران خشکسالی رطوبت کافی دریافت می‌کنند.

supply [اسم]
اجرا کردن

ذخیره

Ex: There was a shortage of medical supplies during the peak of the pandemic .

در اوج همه‌گیری، کمبود تجهیزات پزشکی وجود داشت.

اجرا کردن

به طور موفقیت‌آمیز اجرا کردن

Ex: The project manager outlined a timeline to implement the proposed changes and improve workflow efficiency .

مدیر پروژه یک جدول زمانی برای اجرای تغییرات پیشنهادی و بهبود کارایی گردش کار ترسیم کرد.

association [اسم]
اجرا کردن

انجمن

Ex: Her membership in the association provided valuable resources for her research .

عضویت او در انجمن منابع ارزشمندی برای تحقیقش فراهم کرد.

livestock [اسم]
اجرا کردن

دام

Ex: During the drought , the farmer struggled to maintain his livestock .

در طول خشکسالی، کشاورز برای حفظ دام‌هایش تلاش کرد.

notable [صفت]
اجرا کردن

چشمگیر

Ex: The notable improvement in her grades was the result of hard work .

بهبود قابل توجه در نمره‌های او نتیجه تلاش سخت بود.

workforce [اسم]
اجرا کردن

نیروی کار

Ex: The tech industry is known for its diverse and highly skilled workforce .

صنعت فناوری به دلیل نیروی کار متنوع و بسیار ماهر خود شناخته شده است.

domestic [صفت]
اجرا کردن

اهلی (حیوان)

Ex:

حیوانات خانگی مانند سگ‌ها و گربه‌ها اغلب با صاحبان انسانی خود پیوندهای نزدیکی برقرار می‌کنند.

اجرا کردن

خیش زدن

Ex: After the rain , the farmer returned to cultivate the damp soil for better seed growth .

پس از باران، کشاورز برای کشت خاک مرطوب برای رشد بهتر دانه‌ها بازگشت.

cereal [اسم]
اجرا کردن

خوراک غله‌ای

Ex: The factory produces cereal for both humans and livestock .
labor [اسم]
اجرا کردن

کار سخت

Ex: The labor involved in building the new bridge required strength and endurance .

کار درگیر در ساخت پل جدید به قدرت و استقامت نیاز داشت.

development [اسم]
اجرا کردن

رشد

Ex: Urban development in the area led to new housing and businesses .

توسعه شهری در منطقه منجر به مسکن و کسب‌وکارهای جدید شد.

to monitor [فعل]
اجرا کردن

نظارت کردن

Ex: The teacher was actively monitoring student progress during the semester .

معلم به طور فعال پیشرفت دانش‌آموزان را در طول ترم نظارت می‌کرد.

produce [اسم]
اجرا کردن

محصولات کشاورزی

Ex: The restaurant sources its produce from nearby organic farms .

رستوران محصولات خود را از مزارع ارگانیک نزدیک تهیه می‌کند.

to market [فعل]
اجرا کردن

فروختن در بازار

Ex: They often market together on Sundays to stock up on essentials .

آنها اغلب یکشنبه‌ها با هم بازار می‌روند تا مایحتاج ضروری را ذخیره کنند.

spoiled [صفت]
اجرا کردن

فاسد شده

Ex:

او متوجه شد که پنیر فساد کرده است وقتی متوجه شد که بافت لزجی دارد.

central [صفت]
اجرا کردن

مهمترین

Ex: Trust is central to the success of any partnership or collaboration .

اعتماد برای موفقیت هرگونه مشارکت یا همکاری مرکزی است.

feature [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: The historical landmark 's most notable feature is its distinctive architecture dating back to the 18th century .

ویژگی قابل توجه ترین بنای تاریخی معماری متمایز آن است که به قرن هجدهم بازمی گردد.

tank [اسم]
اجرا کردن

تانک

Ex: The oxygen tank provided essential support for the diver .

تانک اکسیژن پشتیبانی ضروری را برای غواص فراهم کرد.

proposal [اسم]
اجرا کردن

طرح

Ex: His proposal to change the schedule caused debate .
to adopt [فعل]
اجرا کردن

اتخاذ کردن

Ex: It is essential that governments adopt sustainable practices for the well-being of future generations .

ضروری است که دولت‌ها برای رفاه نسل‌های آینده، روش‌های پایدار را بپذیرند.

consumption [اسم]
اجرا کردن

*مصرف

Ex: Athletes adjust their consumption of protein to build muscle .
reliable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ اطمینان

Ex: The car is old but still reliable for long drives .

ماشین قدیمی است اما هنوز هم برای سفرهای طولانی قابل اعتماد است.

timeline [اسم]
اجرا کردن

گاهشمار

Ex: She created a timeline of her project milestones .

او یک جدول زمانی از نقاط عطف پروژه‌اش ایجاد کرد.

phase [اسم]
اجرا کردن

فاز

Ex: The company experienced rapid growth during its initial phase .

شرکت در فاز اولیه خود رشد سریعی را تجربه کرد.

اجرا کردن

اثبات کردن

Ex: The experiment demonstrated the effectiveness of the new medication in reducing symptoms .

آزمایش نشان داد که داروی جدید در کاهش علائم مؤثر است.

اجرا کردن

امنیت غذایی

Ex:

دولت برای بهبود امنیت غذایی در کشاورزی سرمایه‌گذاری بیشتری می‌کند.