کمبریج IELTS 15 - آکادمیک - آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2

اینجا می‌توانید واژگان مربوط به آزمون 3 - خواندن - بخش 2 در کتاب درسی Cambridge IELTS 15 - Academic را پیدا کنید تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون آیلتس کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج IELTS 15 - آکادمیک
initial [صفت]
اجرا کردن

اولیه

Ex: The initial assessment of the situation indicated that further investigation was needed .

ارزیابی اولیه وضعیت نشان داد که تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.

alternative [اسم]
اجرا کردن

جایگزین

Ex: The company is exploring alternatives to traditional marketing strategies .

شرکت در حال بررسی جایگزین‌هایی برای استراتژی‌های بازاریابی سنتی است.

solar [صفت]
اجرا کردن

خورشیدی

Ex:

اخترشناسان باد خورشیدی را مطالعه می‌کنند، جریانی از ذرات باردار که توسط خورشید ساطع می‌شود.

plate [اسم]
اجرا کردن

صفحه

Ex: The protective plate covered the machinery 's delicate components .

صفحه محافظ اجزای ظریف ماشین آلات را پوشاند.

اجرا کردن

بازار تخصصی

Ex: He found success by selling in a niche market for vintage vinyl records .

او با فروش در یک بازار تخصصی برای صفحه‌های وینیل قدیمی موفقیت یافت.

tap water [اسم]
اجرا کردن

آب لوله‌کشی

Ex: The tap water in the area is safe to drink after filtration .

آب لوله‌کشی در این منطقه پس از تصفیه برای نوشیدن ایمن است.

venture [اسم]
اجرا کردن

معامله قماری

Ex: Entering the fashion industry was a bold venture for them .

ورود به صنعت مد یک کار تجاری جسورانه برای آنها بود.

to hook up [فعل]
اجرا کردن

به سیستم وصل کردن

Ex:

تکنسین کامپیوتر شما را به شبکه متصل خواهد کرد تا بتوانید به فایل‌های اشتراکی دسترسی داشته باشید.

to come in [فعل]
اجرا کردن

موجود شدن

Ex: The new shipment of books will come in and be stocked on the shelves of the bookstore tomorrow .

محموله جدید کتاب‌ها خواهد رسید و فردا در قفسه‌های کتابفروشی قرار خواهد گرفت.

domestic [صفت]
اجرا کردن

خانگی

Ex: Her artwork reflects quiet scenes of domestic life .

اثر هنری او صحنه‌های آرام زندگی خانوادگی را منعکس می‌کند.

portable [صفت]
اجرا کردن

قابل حمل

Ex: He brought a portable table to set up a makeshift workspace in the park .

او یک میز قابل حمل آورد تا یک فضای کاری موقت در پارک راه‌اندازی کند.

to purify [فعل]
اجرا کردن

تصفیه کردن

Ex: To obtain high-quality essential oils , manufacturers carefully purify plant extracts through distillation .

برای به دست آوردن روغن‌های اساسی با کیفیت بالا، تولیدکنندگان به دقت عصاره‌های گیاهی را از طریق تقطیر تصفیه می‌کنند.

mobile [صفت]
اجرا کردن

سیار

Ex:

خانه سیار می‌توانست به مکان‌های مختلف منتقل شود.

sustainable [صفت]
اجرا کردن

پایدار

Ex: The athlete 's rigorous training regimen was not sustainable and resulted in frequent injuries .

برنامه تمرینی سخت ورزشکار پایدار نبود و منجر به آسیب‌های مکرر شد.

اجرا کردن

کشور در حال توسعه

Ex: Developing countries face numerous challenges , including poverty and lack of access to healthcare .

کشورهای در حال توسعه با چالش‌های متعددی روبرو هستند، از جمله فقر و عدم دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی.

اجرا کردن

کشور توسعه یافته

Ex: Most developed countries have a well-developed transportation network .

اکثر کشورهای توسعه یافته یک شبکه حمل و نقل به خوبی توسعه یافته دارند.

large-scale [صفت]
اجرا کردن

در مقیاس بزرگ

Ex:

عملیات کشاورزی در مقیاس بزرگ می‌تواند مقادیر زیادی محصول تولید کند.

اجرا کردن

تأثیر کربن

Ex: The government encouraged citizens to cut their carbon footprints .
to sustain [فعل]
اجرا کردن

حفظ کردن

Ex: The farmer worked hard to sustain his family by growing crops and raising animals .

کشاورز سخت کار کرد تا با کشت محصولات و پرورش حیوانات، خانواده‌اش را تأمین کند.

solar panel [اسم]
اجرا کردن

صفحه خورشیدی

Ex: Solar panels are often used in remote locations where access to the power grid is limited .

پنل‌های خورشیدی اغلب در مکان‌های دورافتاده‌ای که دسترسی به شبکه برق محدود است استفاده می‌شوند.

boiler [اسم]
اجرا کردن

دیگ بخار

Ex: The factory relies on a high-pressure boiler to generate steam for production .

کارخانه به دیگ بخار فشار بالا برای تولید بخار برای تولید متکی است.

to trap [فعل]
اجرا کردن

به دام انداختن

Ex:

آسمان‌خراش‌های شهر به دام می‌اندازند دود را، که کیفیت هوا را بدتر می‌کند.

particle [اسم]
اجرا کردن

ذره

Ex: Particles like photons exhibit both wave-like and particle-like behavior in quantum mechanics .

ذرات مانند فوتون‌ها هم رفتار موج‌گونه و هم ذره‌گونه در مکانیک کوانتومی نشان می‌دهند.

diesel [اسم]
اجرا کردن

دیزل

Ex: Diesel costs more than gas today .

دیزل امروز از بنزین گران‌تر است.

اجرا کردن

خودکفا

Ex: Moving to a rural area taught her how to be self-sufficient , from growing her own vegetables to fixing minor household repairs .

انتقال به یک منطقه روستایی به او یاد داد که چگونه خودکفا باشد، از کاشت سبزیجات خود گرفته تا تعمیرات جزئی خانه.

twofold [صفت]
اجرا کردن

دو برابر

Ex: The twofold jump in attendance at the event was attributed to effective marketing .

پرش دوبرابری در حضور در رویداد به بازاریابی مؤثر نسبت داده شد.

outright [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: The storm destroyed the house outright , leaving nothing standing .

طوفان خانه را کاملاً نابود کرد و چیزی را ایستاده باقی نگذاشت.

to lease [فعل]
اجرا کردن

اجاره دادن

Ex: He leased the farm to a local farmer for five years .

او مزرعه را به یک کشاورز محلی برای پنج سال اجاره داد.

to envision [فعل]
اجرا کردن

تصور کردن

Ex: The scientist could envision breakthroughs in medical research that would revolutionize healthcare .

دانشمند می‌توانست تصور کند که پیشرفت‌هایی در تحقیقات پزشکی رخ دهد که مراقبت‌های بهداشتی را متحول کند.

application [اسم]
اجرا کردن

استفاده

Ex: Careful application of the paint ensured a smooth finish .
اجرا کردن

بشردوستانه

Ex: The doctor 's approach to care was deeply humanitarian .
sunlight [اسم]
اجرا کردن

آفتاب

Ex: The sunlight reflected off the ocean , creating a dazzling display of colors .

نور خورشید از اقیانوس منعکس شد و نمایشی خیره‌کننده از رنگ‌ها را ایجاد کرد.

to feed [فعل]
اجرا کردن

فراهم کردن

Ex: The factory feeds the assembly line with raw materials for production .

کارخانه خط مونتاژ را با مواد خام برای تولید تغذیه می‌کند.