کتاب 'تاپ ناچ' 1A - واحد 4 - درس 1

در اینجا واژگان از واحد 4 - درس 1 در کتاب درسی Top Notch 1A را پیدا خواهید کرد، مانند "دسته"، "شیرین"، "گوشت"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'تاپ ناچ' 1A
salmon [اسم]
اجرا کردن

سالمون (گوشت)

Ex: She baked the salmon with herbs and olive oil .

او ماهی سالمون را با گیاهان و روغن زیتون پخت.

grain [اسم]
اجرا کردن

غله

Ex: Grains like quinoa and barley are popular in healthy diets .

دانه‌ها مانند کینوا و جو در رژیم‌های غذایی سالم محبوب هستند.

pasta [اسم]
اجرا کردن

پاستا

Ex: The restaurant specializes in homemade pasta , making it a favorite among locals .

رستوران در پاستا خانگی تخصص دارد که آن را در بین مردم محلی محبوب کرده است.

rice [اسم]
اجرا کردن

برنج

Ex: Rice pudding is a sweet dessert made with rice , milk , and sugar .

پودینگ برنج یک دسر شیرین است که از برنج، شیر و شکر تهیه می‌شود.

noodle [اسم]
اجرا کردن

رشته‌فرنگی

Ex: I enjoyed a comforting bowl of chicken noodle soup on a chilly evening .

من از یک کاسه آرامش‌بخش سوپ مرغ با نودل در یک عصر سرد لذت بردم.

bread [اسم]
اجرا کردن

نان

Ex: The children made mini pizzas using slices of bread as the crust .

بچه‌ها با استفاده از برش‌های نان به عنوان خمیر، پیتزاهای کوچک درست کردند.

اجرا کردن

محصول لبنی

Ex: Many dairy products are rich in calcium , which is important for bone health .

بسیاری از محصولات لبنی سرشار از کلسیم هستند که برای سلامت استخوان‌ها مهم است.

butter [اسم]
اجرا کردن

کره

Ex: Spread some melted butter on warm toast for a simple and comforting breakfast .

کمی کره ذوب شده را روی نان تست گرم پخش کنید تا یک صبحانه ساده و دلچسب داشته باشید.

cheese [اسم]
اجرا کردن

پنیر

Ex:

بازار انواع مختلفی از گزینه‌های پنیر را داشت، از جمله گودا، بری و پنیر آبی.

milk [اسم]
اجرا کردن

شیر

Ex: She added a splash of milk to her coffee for a creamy taste .

او یک قطره شیر به قهوه اش اضافه کرد تا طعمی خامه ای داشته باشد.

yogurt [اسم]
اجرا کردن

ماست

Ex: He uses yogurt as a base for his smoothies , adding creaminess and a tangy flavor .

او از ماست به عنوان پایه اسموتی هایش استفاده می‌کند، که باعث کرمی شدن و طعم تند می‌شود.

oil [اسم]
اجرا کردن

روغن

Ex:

روغن نارگیل اغلب به خاطر طعم منحصر به فردش در پخت و پز استفاده می‌شود.

corn oil [اسم]
اجرا کردن

روغن ذرت

Ex: Corn oil is a common ingredient in salad dressings .

روغن ذرت یک ماده رایج در سس‌های سالاد است.

olive oil [اسم]
اجرا کردن

روغن زیتون

Ex: They prefer extra virgin olive oil for its rich flavor .

آن‌ها روغن زیتون بکر ممتاز را به خاطر طعم غنی‌اش ترجیح می‌دهند.

coconut oil [اسم]
اجرا کردن

روغن نارگیل

Ex: The recipe suggests using coconut oil instead of butter .

دستور پخت استفاده از روغن نارگیل به جای کره را پیشنهاد می‌کند.

sweet [صفت]
اجرا کردن

شیرین

Ex: She added a little honey to her tea to make it sweet .

او کمی عسل به چایش اضافه کرد تا آن را شیرین کند.

candy [اسم]
اجرا کردن

آب‌نبات

Ex: The store had a colorful display of candy for the holiday season .

فروشگاه نمایشی رنگارنگ از آبنبات برای فصل تعطیلات داشت.

pie [اسم]
اجرا کردن

پای (نوعی کیک)

Ex: We cooked a spinach and feta pie for our vegetarian guest .

ما یک پای اسفناج و پنیر فتا برای مهمان گیاهخوارمان پختیم.

cake [اسم]
اجرا کردن

کیک

Ex: She enjoyed a slice of strawberry cake with whipped cream frosting .

او از یک برش کیک توت فرنگی با رویه خامه زده شده لذت برد.

cookie [اسم]
اجرا کردن

کوکی (نوعی کلوچه)

Ex: The bakery offered a variety of cookies , including snickerdoodles and macadamia nut .

نانوایی انواع مختلفی از کلوچه‌ها را ارائه می‌داد، از جمله اسنیکردودل و کلوچه با مغز ماکادمیا.

juice [اسم]
اجرا کردن

آب‌میوه

Ex: They mixed the juices of different fruits to create a delicious and colorful blend .

آنها آبمیوه‌های میوه‌های مختلف را مخلوط کردند تا یک ترکیب خوشمزه و رنگارنگ ایجاد کنند.

grilled [صفت]
اجرا کردن

کبابی

Ex:

او سیخ‌های میگوی کبابی را آماده کرد، که با سیر و لیمو برای یک ضربه‌ی تند چاشنی شده بود.

fried [صفت]
اجرا کردن

سوخاری

Ex: The fried doughnuts were sprinkled with sugar and served warm .

دونات‌های سرخ شده با شکر پاشیده شده و گرم سرو می‌شدند.

soup [اسم]
اجرا کردن

سوپ

Ex: The chef prepared a creamy tomato soup for lunch .

سرآشپز یک سوپ گوجه‌فرنگی خامه‌ای برای ناهار آماده کرد.

category [اسم]
اجرا کردن

دسته

Ex: In the competition , contestants are placed in categories based on their skill level .

در مسابقه، شرکت‌کنندگان بر اساس سطح مهارتشان در دسته‌بندی‌ها قرار می‌گیرند.

food [اسم]
اجرا کردن

غذا

Ex: The children were hungry and eagerly devoured their food .

بچه ها گرسنه بودند و با اشتیاق غذای خود را خوردند.

fruit [اسم]
اجرا کردن

میوه

Ex:

من دوست دارم روزم را با یک کاسه سالاد میوه تازه شروع کنم، پر از توت‌فرنگی‌های آبدار، آناناس و پرتقال.

apple [اسم]
اجرا کردن

سیب

Ex: My daughter was trying to pick a ripe apple from the tree .

دخترم سعی می‌کرد یک سیب رسیده از درخت بچیند.

banana [اسم]
اجرا کردن

موز

Ex: She added sliced bananas to her cereal for a sweet and creamy taste .

او برش‌های موز را به غلاتش اضافه کرد تا طعمی شیرین و خامه‌ای داشته باشد.

grape [اسم]
اجرا کردن

انگور

Ex: I enjoy relaxing with a glass of red wine made from the finest grapes .

من از استراحت با یک لیوان شراب قرمز ساخته شده از بهترین انگورها لذت می‌برم.

orange [اسم]
اجرا کردن

پرتقال

Ex: They peeled and separated the orange segments to make a fruit salad .

آنها پوست پرتقال را کندند و قطعات آن را جدا کردند تا سالاد میوه درست کنند.

vegetable [اسم]
اجرا کردن

سبزیجات

Ex: I tossed the roasted vegetables with olive oil and a sprinkle of salt and pepper .

من سبزیجات کبابی را با روغن زیتون و کمی نمک و فلفل مخلوط کردم.

carrot [اسم]
اجرا کردن

هویج

Ex: They fed the carrot to their pet rabbit , who happily munched on it .

آنها هویج را به خرگوش خانگی خود دادند، که با خوشحالی آن را جوید.

pepper [اسم]
اجرا کردن

فلفل

Ex: She prefers eating raw pepper as a healthy snack .

او ترجیح می‌دهد فلفل خام را به عنوان یک میان‌وعده سالم بخورد.

broccoli [اسم]
اجرا کردن

کلم بروکلی

Ex:

کلم بروکلی سرشار از ویتامین‌ها است و افزودنی عالی برای یک رژیم غذایی سالم محسوب می‌شود.

onion [اسم]
اجرا کردن

پیاز

Ex:

بچه‌ها از حلقه‌های پیاز به عنوان یک غذای جانبی ترد لذت بردند.

meat [اسم]
اجرا کردن

گوشت

Ex: She seasoned the meat with herbs and spices before cooking .

او قبل از پختن، گوشت را با گیاهان و ادویه‌ها طعم دار کرد.

chicken [اسم]
اجرا کردن

گوشت مرغ

Ex: She prepared a flavorful chicken curry with aromatic spices and coconut milk .

او یک کاری مرغ خوشمزه با ادویه‌های معطر و شیر نارگیل آماده کرد.

lamb [اسم]
اجرا کردن

گوشت بره

Ex:

او یک ران بره را با سیر و رزماری برای شام یکشنبه کباب کرد و آن را با سبزیجات کبابی سرو کرد.

beef [اسم]
اجرا کردن

گوشت گاو

Ex: The recipe called for braising beef short ribs in red wine until they were fall-off-the-bone tender .

دستور پخت خواستار تفت دادن دنده‌های کوتاه گاو در شراب قرمز تا زمانی که به اندازه‌ای نرم شوند که از استخوان جدا شوند، بود.

seafood [اسم]
اجرا کردن

غذای دریایی

Ex: The coastal town is known for its abundance of fresh seafood , attracting food enthusiasts from far and wide .

شهر ساحلی به خاطر فراوانی غذای دریایی تازه معروف است و علاقه‌مندان به غذا را از دور و نزدیک جذب می‌کند.

fish [اسم]
اجرا کردن

گوشت ماهی

Ex:

آشپز یک خورش خوشمزه از ماهی با سبزیجات و ادویه‌ها تهیه کرد.

tuna [اسم]
اجرا کردن

گوشت ماهی تن

Ex: She added chunks of tuna to her green salad .

او تکه‌های تن ماهی را به سالاد سبزش اضافه کرد.

shrimp [اسم]
اجرا کردن

گوشت میگو

Ex: He added shrimp to the spicy stir-fry .

او میگو را به غذای تند سرخ شده اضافه کرد.