رفتار و رویکرد - نشان دادن تعجب

کشف کنید که چگونه اصطلاحات انگلیسی مانند "lo and behold" و "as I live and breathe" به نشان دادن تعجب در انگلیسی مربوط می‌شوند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رفتار و رویکرد
اجرا کردن

ببین کی اینجاس!

Ex: Well , as I live and breathe , look who decided to show up at the party !
by gum [حرف ندا]
اجرا کردن

در کمال تعجب

Ex: By gum , I really mean it this time !

به خدا, این بار واقعاً اینطور فکر می‌کنم!

good grief [حرف ندا]
اجرا کردن

یا خدا

Ex: When I saw the price of that car , I exclaimed , " Good grief ! "

وقتی قیمت آن ماشین را دیدم، گفتم: خدای من!

اجرا کردن

شگفت‌انگیز است

Ex: If he was over thirty , then I was a monkey 's uncle .
my ass [حرف ندا]
اجرا کردن

ارواح عمت

Ex:

فردا قرعه کشی را می‌بری؟ چشماتو!

my eye [حرف ندا]
اجرا کردن

عمراً

Ex:

انتظار داری که من این بهانه را باور کنم؟ چشم من، می‌دانم که تو فقط سعی داری از پذیرفتن مسئولیت فرار کنی.

my foot [حرف ندا]
اجرا کردن

عمراً

Ex:

او گفت که باهوش‌ترین فرد در اتاق است؟ خنده‌داره! من دیدمش که با ریاضیات پایه دست و پنجه نرم می‌کند.

you wish [حرف ندا]
اجرا کردن

به همین خیال باش!

Ex:

تمام آن کیک را تنهایی می‌خوری؟ آرزو کن!

اجرا کردن

اِی بخُشکی شانس

Ex:

لعنت بر این شلوغی, این ترافیک دارد مرا دیوانه می‌کند.

اجرا کردن

با کمال پررویی

Ex: Of all the nerve , implying that I 'm somehow to blame for the project 's failure !
for real [حرف ندا]
اجرا کردن

جدی میگی؟

Ex: That storm was scary for real , I thought the roof was coming off .

آن طوفان واقعاً ترسناک بود، فکر کردم سقف در حال جدا شدن است.

holy cow [حرف ندا]
اجرا کردن

جل‌الخالق!

Ex: Holy cow , the traffic on the highway is backed up for miles .

وای خدای من, ترافیک در بزرگراه برای مایل‌ها مسدود شده است.

holy shit [حرف ندا]
اجرا کردن

یا خدا

Ex:

لعنت بهت, تو موفق شدی تمام موتور ماشین رو خودت درست کنی؟ این باورنکردنیه!

holy moly [حرف ندا]
اجرا کردن

یا خدا!

Ex: " I opened the box , and holy moly , it was filled with chocolates .

جعبه را باز کردم، و وای خدای من، پر از شکلات بود.

اجرا کردن

فک به زمین چسبیدن

Ex: When he told me he had won the lottery , my jaw dropped open in disbelief .
lo and behold [حرف ندا]
اجرا کردن

در کمال تعجب

Ex: We thought the project was doomed , but lo and behold , we managed to complete it ahead of schedule .

فکر می‌کردیم پروژه محکوم به شکست است، اما ناگهان، توانستیم آن را زودتر از موعد تکمیل کنیم.

اجرا کردن

یا خدا!

Ex: Good God , when I heard the news , I was deeply shocked .

خدایا، وقتی خبر را شنیدم، عمیقاً شوکه شدم.

good gracious [حرف ندا]
اجرا کردن

یا خدا!

Ex: Good gracious , the support and encouragement you 've given me during this difficult time mean the world to me .

خدای من، حمایت و تشویقی که در این دوران سخت به من داده‌اید برای من بسیار ارزشمند است.