انگلیسی کلی پیش متوسط "واحد 1 - درس 1" واژگان

در اینجا واژگان از واحد 1 - درس 1 در کتاب درسی Total English Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "فرهنگ"، "به طور منظم"، "ترجیح دادن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' پیش‌متوسطه
culture [اسم]
اجرا کردن

فرهنگ

Ex: In my culture , we celebrate New Year with fireworks and a big feast .

در فرهنگ من، ما سال نو را با آتش بازی و یک ضیافت بزرگ جشن می‌گیریم.

toast [اسم]
اجرا کردن

نان تست

Ex: He enjoys a toast with Nutella spread .

او از یک نان تست با نوتلا لذت می‌برد.

regularly [قید]
اجرا کردن

به‌طور منظم

Ex: She exercises regularly , three times a week without fail .

او به طور منظم، سه بار در هفته بدون وقفه ورزش می‌کند.

on {one's} own [عبارت]
اجرا کردن

به تنهایی

Ex: He learned to cook on his own by watching online tutorials .
skating [اسم]
اجرا کردن

اسکیت

Ex: Speed skating is a competitive sport that requires athletes to race around a track as quickly as possible.

اسکیت سرعت یک ورزش رقابتی است که از ورزشکاران می‌خواهد تا در مسیر مسابقه تا حد امکان سریع حرکت کنند.

bowling [اسم]
اجرا کردن

بولینگ

Ex: Bowling is a popular indoor sport , especially during the winter .

بولینگ یک ورزش محبوب داخل سالن است، به ویژه در زمستان.

to prefer [فعل]
اجرا کردن

ترجیح دادن

Ex: Many people prefer to eat homemade meals over fast food .

بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند غذاهای خانگی را به جای فست فود بخورند.

keen [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: The keen scientist eagerly absorbed new research findings in their field .

دانشمند تیزبین با اشتیاق یافته‌های جدید تحقیقاتی را در زمینه خود جذب کرد.

exhibition [اسم]
اجرا کردن

نمایشگاه

Ex: She visited the photography exhibition to see the stunning black-and-white portraits .

او از نمایشگاه عکاسی دیدن کرد تا پرتره‌های سیاه و سفید خیره‌کننده را ببیند.

clubbing [اسم]
اجرا کردن

کلوپ‌روی

Ex: He enjoys clubbing with his friends every Friday night after work.

او از کلب رفتن با دوستانش هر شب جمعه بعد از کار لذت می‌برد.

concert [اسم]
اجرا کردن

کنسرت

Ex: He 's always wanted to see his favorite band perform in concert .

او همیشه می‌خواسته گروه موسیقی مورد علاقه‌اش را در کنسرت ببیند.

theater [اسم]
اجرا کردن

تئاتر

Ex: The seats at the theater are so comfortable .

صندلی‌های تئاتر بسیار راحت هستند.

history [اسم]
اجرا کردن

تاریخ

Ex: The museum features exhibits that cover significant moments in history , from ancient civilizations to modern times .

موزه نمایشگاه‌هایی را ارائه می‌دهد که لحظات مهمی از تاریخ را پوشش می‌دهد، از تمدن‌های باستانی تا دوران مدرن.

lie-in [اسم]
اجرا کردن

ماندن در تختخواب

Ex: A cozy bed and no schedule make for the perfect lie-in .

یک تخت راحت و عدم وجود برنامه، دراز کشیدن عالی را فراهم می‌کنند.

absolutely [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: He absolutely refused to listen to reason .

او کاملاً از شنیدن دلیل امتناع کرد.

hobby [اسم]
اجرا کردن

سرگرمی

Ex: I like reading books as a hobby , especially mystery novels .

من خواندن کتاب‌ها را به عنوان یک سرگرمی دوست دارم، به ویژه رمان‌های معمایی.

mostly [قید]
اجرا کردن

غالباً

Ex: He mostly stays at home on weekends , unless there 's a special event .

او عمدتاً در تعطیلات آخر هفته در خانه می‌ماند، مگر اینکه رویداد خاصی باشد.

cinema [اسم]
اجرا کردن

سینما

Ex: I prefer watching action films at the cinema rather than at home .

من ترجیح می‌دهم فیلم‌های اکشن را در سینما تماشا کنم تا در خانه.