کتاب 'توتال اینگلیش' پیشمتوسطه - واحد 1 - درس 1
در اینجا واژگان از واحد 1 - درس 1 در کتاب درسی Total English Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "فرهنگ"، "به طور منظم"، "ترجیح دادن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the general beliefs, customs, and lifestyles of a specific society

فرهنگ
ما در طول اقامتمان در ایتالیا، فرهنگ محلی را تجربه کردیم.
a slice of bread that is brown on both sides because it has been heated

نان تست, نان برشته
او کمی دارچین و شکر روی نان تست خود پاشید.
at predictable, equal time periods

بهطور منظم, مرتباً
اتوبوس به طور منظم حرکت میکند، هر 15 دقیقه یکبار میرسد.
without anyone else to support or accompany one

به تنهایی, بدون کمک
the sport or activity of moving around quickly on skates

اسکیت
اسکیت سواری میتواند راهی سرگرمکننده برای فعال ماندن و لذت بردن از فضای باز در فصل زمستان باشد.
a sport or game in which a player rolls a ball down a lane with the aim of knocking over as many pins as possible at the other end of the lane

بولینگ, گویبازی
او یاد گرفت که چگونه توپ را در حال بازی بولینگ بچرخاند.
to want or choose one person or thing instead of another because of liking them more

ترجیح دادن
آنها ترجیح میدهند به جای استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، پیاده به محل کار بروند چون از ورزش لذت میبرند.
having the ability to learn or understand quickly

باهوش, تیز، زیرک
شاگرد تیزبین تکنیکهای حرفه را با سرعت قابل توجهی جذب کرد.
a public event at which paintings, photographs, or other things are shown

نمایشگاه
گالری میزبان یک نمایشگاه از پوسترهای قدیمی اوایل قرن بیستم بود.
the act or activity of frequently hanging out in nightclubs

کلوپروی, کلوپگردی
ما تا صبح زود به کلاب رفتیم، روی آخرین آهنگها رقصیدیم.
a public performance by musicians or singers

کنسرت
مدرسه در حال برگزاری یک کنسرت برای نمایش استعدادهای موسیقی دانشآموزان است.
a place, usually a building, with a stage where plays and shows are performed

تئاتر, نمایش
ما بلیط های جدید موزیکال را در تئاتر داریم.
all the events of the past

تاریخ, تاریخچه
تاریخ خانواده او شامل داستانهای مهاجرت و تابآوری است که از نسلی به نسل دیگر منتقل شدهاند.
a period of time spent resting or sleeping in bed beyond one's usual waking time, often done for the purpose of getting additional rest or relaxation

ماندن در تختخواب
تعطیلات بهترین زمان برای یک استراحت طولانی آرام بدون احساس گناه است.
in a total or complete way

خیلی, بسیار، کاملاً
او کاملاً به داروهایش برای عملکرد روزانه وابسته است.
an activity that we enjoy doing in our free time

سرگرمی, تفریح
آنها از پیادهروی و کاوش در طبیعت به عنوان سرگرمی لذت میبرند.
in a manner that indicates the majority of something is in a certain condition or of a certain type

غالباً, بیشتر، عمدتاً
جمعیت این شهر عمدتاً از خانوادههای جوانی تشکیل شده است که به دنبال یک سبک زندگی آرام هستند.
