کتاب 'توتال اینگلیش' پیشمتوسطه - واحد 2 - درس 2
در اینجا واژگان از واحد 2 - درس 2 در کتاب درسی Total English Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "کسب کردن"، "جایزه"، "در سراسر جهان"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a woman who does business activities like running a company or participating in trade

تاجر (زن), صاحب کسبوکار
علیرغم موفقیتش، زن تاجر متواضع و زمینی باقی میماند.
getting the results you hoped for or wanted

موفق, موفقیتآمیز
او در صنعت سینما یک کارنامه موفق داشت.
in an assured manner, leaving no room for doubt

قطعاً, بیشک
تیم قطعاً برای دستیابی به اهداف خود در این فصل سخت کار کرد.
in or to all parts of the world

در سرتاسر جهان
کنفرانس شرکتکنندگانی از سراسر جهان را جذب کرد.
to become knowledgeable or skilled in something by doing it, studying, or being taught

یاد گرفتن, آموختن
من یاد گرفتم که چگونه دوچرخه سواری کنم وقتی بچه بودم.
to hand a thing to a person to look at, use, or keep

چیزی را به کسی دادن
او به من یک کلید برای دسترسی به انبار داد.
to begin something new and continue doing it, feeling it, etc.

شروع به انجام کاری کردن
من ماه گذشته یادگیری یک زبان جدید را شروع کردم.
to become the most successful, the luckiest, or the best in a game, race, fight, etc.

برنده شدن
علیرغم چالشها، آنها توانستند قرارداد را برنده شوند.
to approach a specific place, object, or person and move past them

گذشتن, عبور کردن
چند نفر در حال عبور بودند اما هیچ کس پیشنهاد کمک نداد.
to get money for the job that we do or services that we provide

پول درآوردن
او به دنبال یک شغل پاره وقت است تا درآمد اضافی کسب کند.
(dummy verb) to perform an action that is specified by a noun
![[فعل مصنوعی]](https://api.langeek.co/v1/assets/flags/fa.png)
[فعل مصنوعی]
ما باید جلسهای ترتیب دهیم سهشنبه آینده تا این مشکل را حل کنیم.
to receive or come to have something

دریافت کردن, گرفتن
آیا برای تولدت هدیههای جالبی گرفتی؟
a prize or money given to a person for their great performance

جایزه
او برای عملکرد استثناییاش در فیلم یک جایزه دریافت کرد.
anything that is given as a reward to someone who has done very good work or to the winner of a contest, game of chance, etc.

جایزه
او برای پایان دادن به اول در مسابقه ماراتن یک جایزه نقدی برنده شد.
the act of trying to achieve a goal by doing better than others who are also aiming for the same goal

رقابت
صنعت رستورانها به دلیل رقابت بیرحم خود شناخته میشود، که در آن رستورانهای جدید اغلب باز و بسته میشوند.
an organization that helps those in need by giving them money, food, etc.

موسسه خیریه
او مبلغ زیادی به خیریه ای که آب تمیز به جوامع ارائه میدهد اهدا کرد.
