مراقبت کردن
مادربزرگم بعد از فوت والدینم از من مراقبت کرد.
در اینجا واژگان از واحد 11 - درس 1 در کتاب درسی Total English Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "تحسین کردن"، "برخورد کردن"، "آموزش دادن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مراقبت کردن
مادربزرگم بعد از فوت والدینم از من مراقبت کرد.
اتفاقی مواجه شدن
در حین تحقیق برای پروژهام، به مقالهای جالب برخوردم که بینشهای ارزشمندی ارائه میکرد.
بزرگ کردن (بچه)
عمه بعد از فوت والدینش به پرورش برادرزادهاش کمک کرد.
بزرگ شدن
او قصد دارد به شهری برود که در آن بزرگ شده است.
بلند کردن
بچهها باید قبل از خواب اسباببازیهایشان را بردارند.
پرورش دادن
در صورت لزوم، آنها نوههای خود را بزرگ خواهند کرد.
آموزش دادن
این برنامه به آموزش جوانان در مورد سلامت کمک میکند.
احترام گذاشتن
دانشآموزان به خاطر اشتیاق و تعهد معلمشان به آموزش، به او احترام میگذارند.
تحسین کردن
کودکان ممکن است به دلیل شجاعت و توانایی قهرمانان در بهتر کردن جهان، به آنها احترام بگذارند.
مراقب کسی بودن