کتاب 'توتال اینگلیش' پیش‌متوسطه - واحد 7 - درس 1

در اینجا واژگان از واحد 7 - درس 1 در کتاب درسی Total English Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "مو سیاه"، "عضلانی"، "قد" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' پیش‌متوسطه
اجرا کردن

زشت

Ex: The unattractive packaging of the product failed to attract customers .

بسته‌بندی غیرجذاب محصول نتوانست مشتریان را جذب کند.

attractive [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex: The handsome actor 's attractive smile made him a heartthrob for many fans .

لبخند جذاب بازیگر خوشتیپ او را به دلبری برای بسیاری از طرفداران تبدیل کرد.

beautiful [صفت]
اجرا کردن

زیبا

Ex: The actress is known for her beautiful smile .

بازیگر به خاطر لبخند زیبای خود معروف است.

dark-haired [صفت]
اجرا کردن

مو تیره

Ex: The novel described the hero as tall and dark-haired .

رمان قهرمان را بلندقد و موسیاه توصیف کرد.

اجرا کردن

سبزه (رنگ پوست)

Ex: Growing up dark-skinned , he took pride in his heritage and cultural background .

با پوست تیره بزرگ شدن، او به میراث و پیشینه فرهنگی خود افتخار می‌کرد.

fair-haired [صفت]
اجرا کردن

موطلایی

Ex: A fair-haired stranger entered the room .

یک غریبه موبلوند وارد اتاق شد.

fat [صفت]
اجرا کردن

چاق

Ex: The rude kids teased him for being fat , which made him feel insecure .

بچه‌های بی‌ادب به خاطر چاق بودنش او را مسخره کردند، که باعث شد احساس ناامنی کند.

اجرا کردن

خوش‌تیپ

Ex: The handsome young man caught the attention of everyone in the room with his good-looking appearance .

مرد جوان خوش‌تیپ با ظاهر خوش‌منظر خود توجه همه را در اتاق به خود جلب کرد.

handsome [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex: She thought her husband looked especially handsome in his suit .

او فکر کرد که شوهرش در کت و شلوارش به ویژه خوش‌قیافه به نظر می‌رسد.

muscular [صفت]
اجرا کردن

هیکلی

Ex: The bodybuilder had a muscular physique sculpted from hours spent lifting weights at the gym .

بدنساز بدنی عضلانی داشت که با ساعت‌ها بلند کردن وزنه در باشگاه شکل گرفته بود.

overweight [صفت]
اجرا کردن

چاق

Ex: Sarah 's cat is overweight because she feeds it too many treats .

گربه سارا اضافه وزن دارد چون او به آن بیش از حد تشویقی می‌دهد.

short [صفت]
اجرا کردن

قدکوتاه

Ex: Despite being short , he excelled in basketball due to his agility and speed .

با وجود کوتاه بودن، او به دلیل چابکی و سرعتش در بسکتبال عالی بود.

tall [صفت]
اجرا کردن

بلند

Ex: People often compliment him on being tall and slender .

مردم اغلب به او به خاطر بلند و لاغر بودنش تعریف می‌کنند.

skinny [صفت]
اجرا کردن

پوست‌واستخوان

Ex: The skinny model walked down the catwalk with confidence .

مدل لاغر با اعتماد به نفس روی راهرو مد راه رفت.

slim [صفت]
اجرا کردن

ظریف

Ex: The slim dancer moved with grace and precision .

رقاص لاغر با ظرافت و دقت حرکت کرد.

ugly [صفت]
اجرا کردن

زشت

Ex: The makeup made her look ugly , she looked much better without it .

آرایش او را زشت نشان داد، بدون آن بسیار بهتر به نظر می‌رسید.

weight [اسم]
اجرا کردن

وزن

Ex: The weight of the dumbbell is 15 pounds .

وزن دمبل 15 پوند است.

height [اسم]
اجرا کردن

ارتفاع

Ex: The height of the basketball hoop is ten feet .

ارتفاع حلقه بسکتبال ده پا است.