کتاب 'توتال اینگلیش' پیش‌متوسطه - واحد 4 - ارتباطات

در اینجا واژگان مربوط به واحد 4 - ارتباطات در کتاب درسی Total English Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "چراغ قوه"، "جعبه کمک‌های اولیه"، "طناب" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' پیش‌متوسطه
blanket [اسم]
اجرا کردن

پتو

Ex: During the picnic , they spread out a large blanket on the grass and enjoyed a delicious lunch under the sun .

در طول پیکنیک، آنها یک پتو بزرگ روی چمن پهن کردند و از یک ناهار خوشمزه در زیر آفتاب لذت بردند.

box [اسم]
اجرا کردن

جعبه

Ex: I need to find a small box for storing jewelry .

من نیاز به پیدا کردن یک جعبه کوچک برای نگهداری جواهرات دارم.

match [اسم]
اجرا کردن

کبریت

Ex: He struck a match to light the candle .

او یک کبریت را روشن کرد تا شمع را روشن کند.

candle [اسم]
اجرا کردن

شمع

Ex: The sweet aroma of vanilla filled the air as the candle burned slowly on the coffee table .

عطر شیرین وانیلا هوا را پر کرد در حالی که شمع به آرامی روی میز قهوه می‌سوخت.

chocolate [اسم]
اجرا کردن

شکلات

Ex: The artisanal chocolate shop offers a variety of unique chocolate flavors .
اجرا کردن

جعبه کمک‌های اولیه

Ex: The school ensures that every classroom has a stocked first-aid kit .

مدرسه اطمینان می‌دهد که هر کلاس دارای یک جعبه کمک‌های اولیه مجهز باشد.

mirror [اسم]
اجرا کردن

آینه

Ex:

آن‌ها یک آینه تمام‌قد را روی در کمد آویزان کردند تا لباس‌هایشان را بررسی کنند.

paper [اسم]
اجرا کردن

کاغذ

Ex: They wrapped the gift in colorful paper before presenting it .

آن‌ها هدیه را در کاغذ رنگی پیچیدند قبل از اینکه آن را ارائه دهند.

penknife [اسم]
اجرا کردن

چاقوی جیبی

Ex: He opened the package using a penknife .

او بسته را با یک چاقوی جیبی باز کرد.

plastic [صفت]
اجرا کردن

پلاستیکی

Ex:

داشبورد ماشین با تزئینات پلاستیکی صیقلی آراسته شده بود.

bowl [اسم]
اجرا کردن

کاسه

Ex: She mixed the ingredients in a big glass bowl .

او مواد را در یک کاسه شیشه ای بزرگ مخلوط کرد.

radio [اسم]
اجرا کردن

رادیو

Ex: They turned off the radio when they went to sleep .

آنها رادیو را خاموش کردند وقتی به خواب رفتند.

rope [اسم]
اجرا کردن

طناب

Ex: She swung from the rope into the lake with a big splash .

او از طناب به دریاچه پرید با یک پاشش بزرگ.

scissors [اسم]
اجرا کردن

قیچی

Ex:

آن‌ها یک جفت کوچک قیچی در کشوی میز برای بریدن کوپن‌ها و برچسب‌ها نگه می‌داشتند.

tent [اسم]
اجرا کردن

چادر

Ex: Remember to bring a waterproof tent if it might rain .

به یاد داشته باشید که اگر احتمال بارندگی وجود دارد یک چادر ضد آب همراه داشته باشید.

torch [اسم]
اجرا کردن

مشعل

Ex: The protesters marched with a torch in hand .

معترضان با یک مشعل در دست راهپیمایی کردند.

umbrella [اسم]
اجرا کردن

چتر

Ex: The beachgoers sought refuge under their beach umbrellas to avoid getting sunburned .

مسافران ساحلی برای جلوگیری از آفتاب‌سوختگی به زیر چترهای ساحلی خود پناه بردند.