کتاب 'توتال اینگلیش' پیش‌متوسطه - واحد 6 - مرجع

در اینجا واژگان واحد 6 - مرجع در کتاب درسی Total English Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "صخره"، "گالری هنری"، "صنعتی" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' پیش‌متوسطه
bay [اسم]
اجرا کردن

خور (جغرافیا)

Ex: Fishermen set sail early in the morning to catch fish in the bay .
beach [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The beach was crowded with people enjoying the sun and surf .

ساحل پر از افرادی بود که از آفتاب و موج لذت می‌بردند.

cliff [اسم]
اجرا کردن

صخره

Ex: Hikers often visit the cliff for its stunning panorama of the coastline .

کوهنوردان اغلب برای دیدن منظره خیره‌کننده خط ساحلی از صخره دیدن می‌کنند.

coast [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The scenic drive along the coast was breathtaking .

رانندگی دیدنی در امتداد ساحل نفس‌گیر بود.

forest [اسم]
اجرا کردن

جنگل

Ex: The forest provided us with shade on a hot summer day .

جنگل در یک روز گرم تابستانی به ما سایه داد.

island [اسم]
اجرا کردن

جزیره

Ex: We took a boat to the tropical island and spent the day lounging on the sandy beach .

ما قایقی به سمت جزیره گرمسیری گرفتیم و روز را در ساحل شنی استراحت کردیم.

lake [اسم]
اجرا کردن

دریاچه

Ex: The path around the lake was perfect for a morning jog .

مسیر دور دریاچه برای دویدن صبحگاهی عالی بود.

mountain [اسم]
اجرا کردن

کوه

Ex: We enjoyed a picnic at the base of the mountain , surrounded by nature .

ما از یک پیک نیک در پای کوه، محصور در طبیعت لذت بردیم.

peninsula [اسم]
اجرا کردن

شبه‌جزیره

Ex: The Scandinavian Peninsula is one of the largest peninsulas in Europe , comprising Norway and Sweden .

شبه‌جزیره اسکاندیناوی یکی از بزرگ‌ترین شبه‌جزیره‌های اروپا است که شامل نروژ و سوئد می‌شود.

river [اسم]
اجرا کردن

رودخانه

Ex: The river was wide , and we had to cross it using a bridge .

رودخانه پهن بود، و ما مجبور شدیم با استفاده از یک پل از آن عبور کنیم.

sea [اسم]
اجرا کردن

دریا

Ex: We collected seashells while walking along the edge of the sea .

ما در حال قدم زدن در کنار دریا صدف جمع کردیم.

beautiful [صفت]
اجرا کردن

زیبا

Ex: The actress is known for her beautiful smile .

بازیگر به خاطر لبخند زیبای خود معروف است.

crowded [صفت]
اجرا کردن

شلوغ

Ex: The crowded beach was bustling with families enjoying the sunny weather .

ساحل شلوغ با خانواده‌هایی که از هوای آفتابی لذت می‌بردند، شلوغ بود.

exciting [صفت]
اجرا کردن

هیجان‌انگیز

Ex: The soccer game was very exciting , with both teams scoring in the final minutes .

بازی فوتبال بسیار هیجان‌انگیز بود، با هر دو تیم در دقایق پایانی گل زدند.

idyllic [صفت]
اجرا کردن

عالی (از همه نظر)

Ex: The couple enjoyed an idyllic beachside retreat .

زوج از یک خلوتگاه آرمانی در کنار ساحل لذت بردند.

impressive [صفت]
اجرا کردن

تحسین‌برانگیز

Ex: Her impressive leadership skills helped guide the team to success .

مهارت‌های رهبری تحسین‌برانگیز او به هدایت تیم به سمت موفقیت کمک کرد.

noisy [صفت]
اجرا کردن

پرسروصدا

Ex: The restaurant was noisy , with the clinking of dishes and the chatter of diners .

رستوران پر سر و صدا بود، با صدای به هم خوردن ظروف و گفتگوی مشتریان.

peaceful [صفت]
اجرا کردن

درصلح

Ex: After a long day , she enjoyed the peaceful silence of her garden as the sun set .
pleasant [صفت]
اجرا کردن

دلپذیر

Ex: The picnic by the river was a pleasant way to spend the afternoon .

پیک نیک کنار رودخانه روشی لذت بخش برای گذراندن بعدازظهر بود.

relaxing [صفت]
اجرا کردن

آرامش‌بخش

Ex: Spending the afternoon by the peaceful lake was relaxing, allowing her to unwind and recharge.

گذراندن بعدازظهر کنار دریاچه آرامش‌بخش آرامش‌بخش بود، به او اجازه داد تا استراحت کند و انرژی بگیرد.

romantic [صفت]
اجرا کردن

رمانتیک

Ex: Her romantic gesture of flowers and chocolates won his heart .
unspoiled [صفت]
اجرا کردن

دست نخورده

Ex: The remote village maintained its unspoiled charm , with traditional houses and untouched landscapes .

روستای دورافتاده جذابیت دست‌نخورده خود را حفظ کرد، با خانه‌های سنتی و مناظر دست‌نخورده.

art gallery [اسم]
اجرا کردن

گالری آثار هنری

Ex: Many visitors flock to the art gallery during the annual festival , eager to see the latest exhibitions .

بازدیدکنندگان بسیاری در طول جشنواره سالانه به گالری هنری می‌آیند، مشتاق دیدن آخرین نمایشگاه‌ها.

bar [اسم]
اجرا کردن

میخانه

Ex: He enjoyed socializing with friends over a game of pool at the sports bar .

او از معاشرت با دوستان در حین بازی بیلیارد در بار ورزشی لذت می‌برد.

bookshop [اسم]
اجرا کردن

کتاب‌فروشی

Ex: They visited the local bookshop to buy some travel guides for their trip .

آن‌ها به کتابفروشی محلی سر زدند تا چند راهنمای سفر برای سفرشان بخرند.

bus station [اسم]
اجرا کردن

پایانه اتوبوس

Ex: The city plans to upgrade the bus station , making it more comfortable and accessible for passengers .

شهر برنامه دارد تا ایستگاه اتوبوس را ارتقا دهد، آن را برای مسافران راحت‌تر و قابل دسترس‌تر کند.

bus stop [اسم]
اجرا کردن

ایستگاه اتوبوس

Ex: The bus stop near the school is often crowded with students after classes let out .

ایستگاه اتوبوس نزدیک مدرسه اغلب پس از تعطیلی کلاس‌ها شلوغ از دانش‌آموزان است.

cafe [اسم]
اجرا کردن

کافه

Ex: We met at the neighborhood cafe for brunch and caught up on each other 's lives .

ما در کافه محله برای ناهار ملاقات کردیم و از زندگی یکدیگر باخبر شدیم.

cinema [اسم]
اجرا کردن

سینما

Ex: The cinema near my house shows classic films every Thursday .

سینما نزدیک خانه من هر پنجشنبه فیلم‌های کلاسیک نمایش می‌دهد.

college [اسم]
اجرا کردن

کالج

Ex: We have access to a library with extensive resources at college .

ما به یک کتابخانه با منابع گسترده در کالج دسترسی داریم.

commercial [صفت]
اجرا کردن

تجاری

Ex: Commercial shipping companies transport goods across national and international borders .
surgery [اسم]
اجرا کردن

اتاق معاینه

Ex: I had to cancel my appointment at the surgery due to a scheduling conflict .

به دلیل تداخل برنامه‌ریزی مجبور شدم قرارم را در کلینیک لغو کنم.

hospital [اسم]
اجرا کردن

بیمارستان

Ex: We donate blood regularly at the hospital to help those in need .

ما به طور منظم در بیمارستان خون اهدا می‌کنیم تا به نیازمندان کمک کنیم.

industrial [صفت]
اجرا کردن

صنعتی

Ex:

انقلاب صنعتی با مکانیزه کردن تولید و افزایش بهره‌وری، جامعه را دگرگون کرد.

اجرا کردن

مرکز ورزشی تفریحی

Ex: She goes to the leisure centre every morning for her yoga classes and to relax in the spa .

او هر صبح به مرکز تفریحی می‌رود تا در کلاس‌های یوگا شرکت کند و در اسپا استراحت کند.

library [اسم]
اجرا کردن

کتابخانه

Ex: I returned the books I borrowed to the library yesterday .

دیروز کتاب‌هایی که از کتابخانه قرض گرفته بودم را پس دادم.

museum [اسم]
اجرا کردن

موزه

Ex: She admired the artwork displayed in the museum .

او از آثار هنری نمایش داده شده در موزه تحسین کرد.

nightclub [اسم]
اجرا کردن

کلوپ شبانه

Ex: The nightclub has a strict dress code , so make sure to dress appropriately .

کلوپ شبانه یک کد لباس سخت‌گیرانه دارد، بنابراین مطمئن شوید که مناسب لباس بپوشید.

اجرا کردن

منطقه مسکونی

Ex: Many of the houses in the residential area have private gardens .

بسیاری از خانه‌ها در منطقه مسکونی باغ‌های خصوصی دارند.

restaurant [اسم]
اجرا کردن

رستوران

Ex: They have a children 's menu at the restaurant , making it family-friendly .

آن‌ها در رستوران منوی کودکان دارند، که آن را برای خانواده‌ها مناسب می‌کند.

school [اسم]
اجرا کردن

مدرسه

Ex: We have a science project due next week at school .

ما یک پروژه علمی داریم که هفته آینده در مدرسه باید تحویل داده شود.

stadium [اسم]
اجرا کردن

ورزشگاه

Ex: As the sun set , the stadium lights illuminated the field , signaling the start of the evening 's baseball game .

همان‌طور که خورشید غروب می‌کرد، چراغ‌های استادیوم زمین را روشن کردند و شروع بازی بیسبال شب را اعلام کردند.

theater [اسم]
اجرا کردن

تئاتر

Ex: They 're rehearsing at the theater for the upcoming show .

آنها برای نمایش آینده در تئاتر تمرین می‌کنند.

اجرا کردن

ایستگاه قطار

Ex: The train station platform was busy with people waiting for their trains .

سکوی ایستگاه قطار شلوغ از افرادی بود که منتظر قطارهایشان بودند.

Tube [اسم]
اجرا کردن

مترو

Ex:

بسیاری از مسافران روزانه به مترو برای سفرهای روزانه خود متکی هستند.