کتاب 'توتال اینگلیش' پیش‌متوسطه - واحد 3 - درس 3

در اینجا واژگان از واحد 3 - درس 3 در کتاب درسی Total English Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "بحث"، "مودب"، "در واقع"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' پیش‌متوسطه
argument [اسم]
اجرا کردن

جروبحث

Ex: Their constant arguments are causing problems in the relationship .

بحث‌های مداوم آنها باعث ایجاد مشکلات در رابطه می‌شود.

discussion [اسم]
اجرا کردن

مباحثه

Ex: The book club 's discussion focused on the themes of the novel .

بحث باشگاه کتاب بر روی موضوعات رمان متمرکز بود.

chef [اسم]
اجرا کردن

سرآشپز

Ex: During the cooking competition , each chef had to create a signature dish using only local ingredients .

در طول مسابقه آشپزی، هر سرآشپز باید یک غذای امضا با استفاده تنها از مواد محلی درست می‌کرد.

chief [اسم]
اجرا کردن

رئیس

Ex:

رئیس پلیس یک کنفرانس مطبوعاتی درباره تحقیق برگزار کرد.

cook [اسم]
اجرا کردن

آشپز

Ex: The cook presented a new dish he had invented .

آشپز یک غذای جدید را که اختراع کرده بود ارائه داد.

cooker [اسم]
اجرا کردن

اجاق‌گاز

Ex:

آنها یک اجاق گاز برای سفرهای کمپینگ در فضای باز خریداری کردند.

educated [صفت]
اجرا کردن

تحصیل‌کرده

Ex: The educated population is better equipped to adapt to changes in the workplace and society .

جمعیت آموخته بهتر مجهز به انطباق با تغییرات در محل کار و جامعه است.

polite [صفت]
اجرا کردن

مؤدب

Ex: The polite tourist asked for directions in a respectful manner .

گردشگر مؤدب به صورت محترمانه راهنمایی خواست.

now [قید]
اجرا کردن

حالا

Ex: She is taking a shower now to freshen up after a long day .

او اکنون در حال دوش گرفتن است تا پس از یک روز طولانی تازه شود.

actually [قید]
اجرا کردن

در واقع

Ex: It may sound like a cliché , but , actually , dreams can influence our emotions and thoughts .

ممکن است کلیشه‌ای به نظر برسد، اما، در واقع، رویاها می‌توانند بر احساسات و افکار ما تأثیر بگذارند.

plate [اسم]
اجرا کردن

بشقاب

Ex: We set the table with plates and silverware .

ما میز را با بشقاب‌ها و ظروف نقره چیدیم.

recipe [اسم]
اجرا کردن

دستور پخت

Ex: The cookbook contains recipes from various cuisines , providing a diverse range of dishes to try .

کتاب آشپزی شامل دستور العمل‌های مختلف از آشپزی‌های گوناگون است، که طیف متنوعی از غذاها برای امتحان کردن ارائه می‌دهد.

receipt [اسم]
اجرا کردن

رسید

Ex: The gas pump offers a receipt after you fill up .

پمپ بنزین پس از پر کردن باک، رسید ارائه می‌دهد.

sensible [صفت]
اجرا کردن

معقول

Ex: A sensible parent balances discipline with compassion .

یک والد عاقل انضباط را با دلسوزی متعادل می‌کند.

sensitive [صفت]
اجرا کردن

دل‌سوز

Ex: Being sensitive to cultural differences allows for better communication and mutual respect .

حساس بودن به تفاوت‌های فرهنگی امکان ارتباط بهتر و احترام متقابل را فراهم می‌کند.