کتاب 'توتال اینگلیش' پیشمتوسطه - واحد 7 - مرجع - بخش 1
در اینجا واژگان از واحد 7 - مرجع - بخش 1 در کتاب درسی Total English Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند 'مچ پا'، 'بلوند'، 'خوشتیپ'، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
گوش
ملودی آرامشبخش به نرمی نواخته میشد، حس خوشایندی در گوشهایش ایجاد میکرد.
آرنج
سرویس قدرتمند تنیسباز فشار زیادی به آرنج او وارد کرد.
چشم
او به او چشمک زد، با شیطنت یک چشم را بست.
صورت
او از یک پاککننده صورت برای از بین بردن کثیفی و چربی از صورت خود استفاده کرد.
انگشت
او به طور تصادفی انگشت خود را در حال تهیه شام برید.
پیشانی
کمپرس سرد روی پیشانی او به تسکین سردردی که تمام روز او را آزار میداد کمک کرد.
مو
من نیاز به کوتاهی مو دارم چون موهایم خیلی بلند شدهاند.
زانو
او تمرینات زانو را برای تقویت عضلات اطراف مفصل انجام داد.
لب
او لبهایش را جمع کرد، نشان دادن عدم تأیید.
دهان
او دندانهایش را مسواک زد تا دهانش تازه و تمیز بماند.
بینی
او به خاطر بوی تند بینی خود را چروک داد.
کف دست
نوزاد با کف دست کوچک خود انگشت مادرش را گرفت.
شانه
ماساژور عضلات منقبض در شانههای او را مالش داد، که باعث تسکین استرس و تنش شد.
معده
او در شکم خود احساس غرغر کرد، که نشان میداد گرسنه است.
شست
او به طور ناخودآگاه خودکار را دور شست خود چرخاند.
انگشت پا
ورزشکار در طول بازی فوتبال انگشت پایش را آسیب زد و مجبور شد بقیه بازی را ننشیند.
کمر
شلوارش کمی در ناحیه کمر گشاد بود، بنابراین لازم بود کمربندش را محکم کند.
مچ دست
ژیمناست با ظرافت روی دستانش فرود آمد، وزن خود را روی مچهایش نگه داشت.
جذاب
لبخند جذاب بازیگر خوشتیپ او را به دلبری برای بسیاری از طرفداران تبدیل کرد.
زیبا
بازیگر به خاطر لبخند زیبای خود معروف است.
مو تیره
رمان قهرمان را بلندقد و موسیاه توصیف کرد.
موطلایی
یک غریبه موبلوند وارد اتاق شد.
سبزه (رنگ پوست)
با پوست تیره بزرگ شدن، او به میراث و پیشینه فرهنگی خود افتخار میکرد.
چاق
بچههای بیادب به خاطر چاق بودنش او را مسخره کردند، که باعث شد احساس ناامنی کند.
خوشتیپ
مرد جوان خوشتیپ با ظاهر خوشمنظر خود توجه همه را در اتاق به خود جلب کرد.
جذاب
او فکر کرد که شوهرش در کت و شلوارش به ویژه خوشقیافه به نظر میرسد.
هیکلی
بدنساز بدنی عضلانی داشت که با ساعتها بلند کردن وزنه در باشگاه شکل گرفته بود.