کتاب 'توتال اینگلیش' پیش‌متوسطه - واحد 10 - درس 2

در اینجا واژگان از واحد 10 - درس 2 در کتاب درسی Total English Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "خرافی"، "احتمالاً"، "امتناع"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' پیش‌متوسطه
bow [اسم]
اجرا کردن

تعظیم

Ex: They acknowledged the queen with a bow .
gift [اسم]
اجرا کردن

هدیه

Ex: The bookstore has many items suitable for a gift .

کتابفروشی اقلام زیادی دارد که برای یک هدیه مناسب هستند.

handshake [اسم]
اجرا کردن

دست‌دادن

Ex: A handshake is a common greeting in business meetings .

دست دادن یک سلام رایج در جلسات تجاری است.

kiss [اسم]
اجرا کردن

بوسه

Ex: In a moment of tenderness , he pressed a gentle kiss on her hand , cherishing the connection between them .

در لحظه‌ای از محبت، او یک بوسه ملایم بر دستش فشرد، پیوند بین آنها را گرامی داشت.

wave [اسم]
اجرا کردن

تکان دادن دست

Ex: As the train pulled away , she waved goodbye to her family with a wave of her hand .

همانطور که قطار دور می‌شد، او با تکان دادن دستش به خانواده‌اش خداحافظی کرد.

اجرا کردن

خرافاتی

Ex: Despite being a scientist , he is superstitious about certain rituals he believes bring him success in his experiments .

علیرغم اینکه یک دانشمند است، او درباره برخی آیین‌ها خرافاتی است که معتقد است در آزمایش‌هایش به او موفقیت می‌دهند.

to avoid [فعل]
اجرا کردن

دوری کردن

Ex: After their disagreement , he avoided her in the work place .

پس از اختلافشان، او در محل کار از او اجتناب می‌کرد.

probably [قید]
اجرا کردن

احتمالاً

Ex: The package will probably be delivered by the end of the week .

بسته احتمالاً تا پایان هفته تحویل داده خواهد شد.

to refuse [فعل]
اجرا کردن

امتناع کردن

Ex: She decided to refuse the job offer because it did n't align with her career goals .

او تصمیم گرفت پیشنهاد کار را رد کند زیرا با اهداف شغلی او همخوانی نداشت.