کتاب 'توتال اینگلیش' پیشمتوسطه - واحد 9 - درس 1
در اینجا واژگان از واحد 9 - درس 1 در کتاب درسی Total English Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "حسود"، "کاندیدا"، "اعلام"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
perfect or idealistic, often in a romantic or nostalgic sense

عالی (از همه نظر)
روستا جذابیت آرمانی داشت.
feeling angry and unhappy because someone else has what we want

حسود
وقتی بهترین دوستش را در حال صحبت با معشوقهاش دید، حسادت کرد.
to make or have an image of something in our mind

تصور کردن
به عنوان یک کودک، او عادت داشت که تصور کند یک ابرقهرمان است و روز را نجات میدهد.
to make something known publicly, usually for commercial purposes

تبلیغ کردن
کسبوکارهای کوچک میتوانند از پلتفرمهای آنلاین برای تبلیغ مؤثر پیشنهادات خود به مخاطبان هدف استفاده کنند.
to take care of someone or something and attend to their needs, well-being, or safety

مراقبت کردن, مراقب بودن
گربه من از خودش خیلی خوب مراقبت میکند.
someone who is competing in an election or for a job position

کاندیدا (در انتخابات), نامزد
چندین کاندیدا در انتخابات آینده برای تصدی منصب نامزد شدهاند.
to ask someone questions to see whether they are qualified for a course of study, job, etc.

مصاحبه گرفتن
دانشگاه از دانشجویان احتمالی مصاحبه خواهد کرد تا اطمینان حاصل کند که آنها الزامات تحصیلی را برآورده میکنند.
to make plans or decisions known by officially telling people about them

اعلام کردن, به اطلاع رساندن
مدیر هر صبح رویدادهای مهم را از طریق بلندگوی مدرسه اعلام میکند.
to move to a higher position or rank

ترفیع گرفتن
شرکت کارکنان را بر اساس مهارتها و مشارکتهایشان ترفیع میدهد.
very necessary for a particular purpose or situation

لازم, ضروری
کرم ضد آفتاب برای محافظت از پوست شما در برابر پرتوهای مضر فرابنفش ضروری است.
a range of things or people with the same general features but different in some details

انواع
فروشگاه بزرگ تنوع گستردهای از میوهها، از سیب تا گزینههای گرمسیری عجیب و غریب ارائه میدهد.
a specific course of action that is performed in order to accomplish a certain objective

فرآیند, روند، پروسه
او فرآیند ساخت سفال را از ابتدا تا انتها آموخت.
to exchange information, news, ideas, etc. with someone

ارتباط برقرار کردن
در حال حاضر، او از طریق تماس ویدئویی با مشتریان ارتباط برقرار میکند.
