کتاب 'توتال اینگلیش' پیشمتوسطه - واحد 2 - درس 3
در اینجا واژگان از واحد 2 - درس 3 در کتاب درسی Total English Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "اثر"، "تخیلی"، "بحث کردن" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a change in a person or thing caused by another person or thing

تأثیر, اثر
خوردن بیش از حد شکر میتواند تأثیر بدی روی دندانهای شما داشته باشد.
emotionally feeling good or glad

شاد, خوشحال
کودکان از دریافت هدیه در روز تولدشان خوشحال بودند.
feeling calm and at ease without tension or stress

آسودهخاطر, بیخیال، آرام
در کنار شومینه نشسته بود، در حالی که صدای ترق و تروق شعلهها را میشنید، احساس آرامش میکرد.
emotionally bad or unhappy

ناراحت, غمگین
روز غمگینی بود وقتی تیم بازی قهرمانی را باخت.
feeling the need or desire to sleep

خوابآلود
یکنواختی سخنرانی باعث شد بسیاری از دانشآموزان احساس خوابآلودگی کنند، در حالی که برای بیدار ماندن تلاش میکردند.
caring and attentive to the needs, feelings, or well-being of others

باملاحظه, بافکر، بامحبت
حرکات دلنشین او روز اطرافیانش را روشن میکند، نشان میدهد که او واقعاً اهمیت میدهد.
the action of providing people with activities, performances, etc. to make them laugh or amuse them

سرگرمی
پارک موضوعی سرگرمی را برای بازدیدکنندگان در هر سنی فراهم میکند.
an individual with a great amount of knowledge, skill, or training in a particular field

متخصص, خبره
مکانیک خودرو در تعمیر انواع مختلف وسایل نقلیه متخصص است.
to provide reasons when saying something is the case, particularly to persuade others that one is right

استدلال کردن, دلیل آوردن
آنها به طور متقاعد کنندهای استدلال کردند که تغییرات آب و هوایی تهدید جدی برای سیاره است.
to make something smaller in amount, degree, price, etc.

کاهش دادن, کم کردن
ورزش منظم و رژیم غذایی سالم میتوانند به کاهش خطر برخی بیماریها کمک کنند.
to an extent or degree that is greater than usual

زیاد, خیلی
منوی دسر رستوران با گزینههای عجیب و غریبش به ویژه وسوسهانگیز بود.
a type of medicine that is used to reduce or relieve pain

مسکن (دارو)
دکتر یک مسکن قویتر برای ناراحتی پس از عمل جراحی تجویز کرد.
to focus one's all attention on something specific

تمرکز کردن
او سعی کرد بر روی کارش تمرکز کند، علیرغم حواسپرتیها در کافه شلوغ.
active and full of energy

پرانرژی
توله سگ پرانرژی تیم با اشتیاق در حیاط خلوت میپرید و به دنبال اسباببازیهای مورد علاقهاش میدوید.
suitable or acceptable for a given situation or purpose

مناسب, درست
شرکت منابع مناسب را برای کارمندان جدید فراهم کرد.
able to notice things or think quickly

هشیار, محتاط
او در طول جلسه هوشیار باقی ماند، آماده برای ارائه بینشهای ارزشمند در هر لحظه.
displaying or having creativity or originality

خیالانگیز, مبتکرانه، خلاق
داستانسرایی تخیلی او مخاطبان را مجذوب خود کرد و آنها را به دنیاهای خیالی برد.
good at learning things, understanding ideas, and thinking clearly

باهوش, هوشمند
سیستمهای هوشمند برای نظارت بر جریان ترافیک در شهر استفاده میشوند.
the ability of mind to keep and remember past events, people, experiences, etc.

حافظه
مطالعه و خواب برای بهبود حافظه مهم هستند.
