کتاب 'توتال اینگلیش' پیش‌متوسطه - واحد 2 - درس 3

در اینجا واژگان از واحد 2 - درس 3 در کتاب درسی Total English Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "اثر"، "تخیلی"، "بحث کردن" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' پیش‌متوسطه
effect [اسم]
اجرا کردن

تأثیر

Ex: The teacher 's praise had a great effect on the student 's confidence .

ستایش معلم تأثیر بزرگی بر اعتماد به نفس دانش آموز داشت.

happy [صفت]
اجرا کردن

شاد

Ex: They felt happy and excited about their upcoming vacation .

آن‌ها درباره تعطیلات پیش‌روی خود خوشحال و هیجان‌زده احساس می‌کردند.

relaxed [صفت]
اجرا کردن

آسوده‌خاطر

Ex: With a good book in hand and a cup of tea , he spent the afternoon feeling relaxed in his favorite armchair .
sad [صفت]
اجرا کردن

ناراحت

Ex: He looked sad because he did n't get the job he wanted .
sleepy [صفت]
اجرا کردن

خواب‌آلود

Ex: The sound of rain outside and the dim lighting in the room made her feel pleasantly sleepy .

صدای باران بیرون و نور کم در اتاق باعث شد او احساس خواب‌آلودگی دلپذیری کند.

thoughtful [صفت]
اجرا کردن

باملاحظه

Ex: Known for her thoughtful nature , she anticipates the needs of others and offers support without hesitation .

به خاطر طبیعت مهربان خود شناخته شده است، او نیازهای دیگران را پیش‌بینی می‌کند و بدون تردید از آنها حمایت می‌کند.

اجرا کردن

سرگرمی

Ex: They organized entertainment for the guests during the wedding reception .

آنها برای مهمانان در طول پذیرایی عروسی سرگرمی ترتیب دادند.

expert [اسم]
اجرا کردن

متخصص

Ex: The language expert can speak five different languages fluently .

متخصص زبان می‌تواند به پنج زبان مختلف به روانی صحبت کند.

to argue [فعل]
اجرا کردن

استدلال کردن

Ex: The student argued for the inclusion of diverse perspectives in the curriculum .

دانشجو استدلال کرد برای گنجاندن دیدگاه‌های متنوع در برنامه درسی.

to reduce [فعل]
اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: Cutting unnecessary expenses is one way to reduce financial stress .

کاهش هزینه‌های غیرضروری یکی از راه‌های کاهش استرس مالی است.

especially [قید]
اجرا کردن

زیاد

Ex: The team worked especially hard to meet the tight deadline before the project ’s launch .

تیم به ویژه سخت کار کرد تا مهلت تنگ قبل از راه‌اندازی پروژه را برآورده کند.

painkiller [اسم]
اجرا کردن

مسکن (دارو)

Ex: They discussed the possible side effects of the painkiller with the pharmacist .

آنها در مورد عوارض جانبی احتمالی مسکن با داروساز بحث کردند.

اجرا کردن

تمرکز کردن

Ex: She concentrated on solving the math problem , blocking out the background noise in the classroom .

او روی حل مسئله ریاضی تمرکز کرد و صدای پس‌زمینه در کلاس را نادیده گرفت.

energetic [صفت]
اجرا کردن

پرانرژی

Ex: Jack 's energetic personality made him the life of the party , always ready to engage in lively conversation and activities .

شخصیت پر انرژی جک او را به روح مهمانی تبدیل کرده بود، همیشه آماده شرکت در گفتگوها و فعالیت‌های پر جنب و جوش.

appropriate [صفت]
اجرا کردن

مناسب

Ex: Wearing casual attire is appropriate for a picnic .

پوشیدن لباس غیررسمی برای پیکنیک مناسب است.

alert [صفت]
اجرا کردن

هشیار

Ex:

دانش آموز هوشیار به محض مواجهه با مفهومی که متوجه نشد، دستش را بلند کرد تا سوالی بپرسد.

imaginative [صفت]
اجرا کردن

خیال‌انگیز

Ex: The inventor 's imaginative approach led to the creation of groundbreaking technology .

رویکرد خلاقانه مخترع منجر به ایجاد فناوری پیشگام شد.

intelligent [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: She 's an intelligent writer with a unique perspective .

او یک نویسنده هوشمند با دیدگاهی منحصر به فرد است.

memory [اسم]
اجرا کردن

حافظه

Ex: She has a great memory for faces .

او حافظه فوق‌العاده‌ای برای چهره‌ها دارد.

awake [صفت]
اجرا کردن

بیدار

Ex: The dog stayed awake to keep watch over the house .

سگ بیدار ماند تا از خانه مراقبت کند.

calm [صفت]
اجرا کردن

آرام

Ex: In the face of adversity , she approached the challenge with a calm mindset .

در مواجهه با سختی‌ها، او با ذهنی آرام به چالش نزدیک شد.