کتاب 'توتال اینگلیش' پیش‌متوسطه - واحد 8 - مرجع

در اینجا واژگان از واحد 8 - مرجع در کتاب درسی Total English Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "رسیدن"، "در حال حرکت"، "نصف"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' پیش‌متوسطه
to arrive [فعل]
اجرا کردن

رسیدن

Ex: The bus will arrive at the terminal shortly .

اتوبوس به زودی به ترمینال خواهد رسید.

on time [قید]
اجرا کردن

سر وقت

Ex: The train arrived on time at the station .

قطار به موقع به ایستگاه رسید.

on the go [عبارت]
اجرا کردن

بسیار پرمشغله

Ex: Even while traveling , he remains on the go with business calls .
immediately [قید]
اجرا کردن

فوراً

Ex: She fell asleep almost immediately after hitting the pillow .

او تقریباً بلافاصله پس از برخورد به بالش خوابید.

rush hour [اسم]
اجرا کردن

ساعت شلوغی

Ex: They decided to take public transportation to avoid the stress of driving during rush hour .

آنها تصمیم گرفتند از حمل و نقل عمومی استفاده کنند تا از استرس رانندگی در ساعات شلوغی جلوگیری کنند.

اجرا کردن

آهسته‌تر شدن

Ex: She had to slow down because she was getting out of breath .

او مجبور شد کند شود چون نفسش گرفته بود.

اجرا کردن

دوربین کنترل سرعت

Ex: The city installed new speed cameras in school zones to enhance safety for children .

شهر دوربین‌های سرعت جدیدی در مناطق مدرسه نصب کرد تا ایمنی کودکان را افزایش دهد.

speed limit [اسم]
اجرا کردن

سرعت مجاز

Ex: She received a ticket for going 15 miles over the speed limit , which made her more cautious in the future .

او به دلیل 15 مایل بیش از حد مجاز سرعت رانندگی کردن جریمه شد، که این باعث شد در آینده محتاط تر باشد.

to speed up [فعل]
اجرا کردن

سرعت گرفتن

Ex: The wind started to speed up , making the sailing experience more exhilarating .

باد شروع به تسریع کرد و تجربه قایقرانی را هیجان‌انگیزتر ساخت.

to ask out [فعل]
اجرا کردن

کسی را به قرار عاشقانه دعوت کردن

Ex:

او درباره دعوت دوستش به یک قرار عصبی است.

to get over [فعل]
اجرا کردن

کسی را فراموش کردن

Ex: She found it easier to get over her first love after meeting someone new .

او پس از ملاقات با کسی جدید، کنار آمدن با عشق اولش را آسان‌تر یافت.

to go out [فعل]
اجرا کردن

رابطه رمانتیک داشتن

Ex: They started going out in college and have been a couple ever since .
اجرا کردن

از نظر عاطفی دور شدن

Ex: As time passed , they grew apart and lost touch with each other .

با گذشت زمان، آنها از هم دور شدند و ارتباطشان را با یکدیگر از دست دادند.

اجرا کردن

تحمل کردن

Ex: Residents put up with the noise of city life for the conveniences it offers .

ساکنان تحمل می‌کنند سر و صدای زندگی شهری را به خاطر راحتی‌هایی که ارائه می‌دهد.

to split up [فعل]
اجرا کردن

جدا شدن (رابطه عاشقانه)

Ex:

این یک تصمیم دشوار بود، اما در نهایت آنها موافقت کردند که از هم جدا شوند و راه‌های جداگانه‌ای را در پیش بگیرند.

to take out [فعل]
اجرا کردن

دعوت کردن (برای بیرون رفتن)

Ex:

او تصمیم گرفت خواهرش را برای خرید بیرون ببرد.

hour [اسم]
اجرا کردن

ساعت (شصت دقیقه)

Ex: I usually take a lunch break around noon for an hour .

من معمولاً حدود ظهر برای یک ساعت استراحت ناهار می‌کنم.

kilogram [اسم]
اجرا کردن

کیلوگرم

Ex: The parcel weighed 1.5 kilograms when it was shipped .

بسته زمانی که ارسال شد 1.5 کیلوگرم وزن داشت.

minute [اسم]
اجرا کردن

دقیقه

Ex:

اتوبوس تا چند دقیقه دیگر می‌رسد، بنابراین باید در ایستگاه اتوبوس باشیم.

second [اسم]
اجرا کردن

ثانیه

Ex: The runner missed the world record by two seconds .

دونده رکورد جهانی را با دو ثانیه از دست داد.

half [اسم]
اجرا کردن

نیم

Ex: We spent one half of the day hiking and the other half swimming .

ما یک نصف روز را به پیاده‌روی و نصف دیگر را به شنا پرداختیم.

meter [اسم]
اجرا کردن

متر

Ex: The construction site required 50 meters of fencing for safety .

سایت ساخت و ساز به 50 متر حصار برای ایمنی نیاز داشت.

اجرا کردن

کیلومتر در ساعت

Ex: His bike can go up to 50 kilometers per hour .

دوچرخه او می‌تواند تا 50 کیلومتر در ساعت سرعت بگیرد.

centimeter [اسم]
اجرا کردن

سانتی‌متر

Ex: The seamstress meticulously took the measurements in centimeters to ensure a perfect fit .

خیاط اندازه‌ها را با دقت بر حسب سانتی‌متر گرفت تا مطمئن شود اندازه‌ها کاملاً مناسب هستند.