کتاب 'توتال اینگلیش' پیش‌متوسطه - واحد 10 - درس 1

در اینجا واژگان از واحد 10 - درس 1 در کتاب درسی Total English Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "خرناس کشیدن"، "همراه"، "خسته"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' پیش‌متوسطه
to talk [فعل]
اجرا کردن

حرف زدن

Ex:

آنها درباره رویاها و آرزوهایشان برای آینده صحبت کردند.

lazy [صفت]
اجرا کردن

تنبل

Ex: He missed out on opportunities for advancement at work because he was too lazy to pursue additional training or certifications .

او فرصت‌های پیشرفت در کار را از دست داد زیرا برای دنبال کردن آموزش‌ها یا گواهینامه‌های اضافی خیلی تنبل بود.

to snore [فعل]
اجرا کردن

خروپف کردن

Ex: Even the cat on the windowsill seemed to snore softly as it dozed in the sunlight .

حتی گربه روی طاقچه پنجره به نظر می‌رسید که در نور خورشید چرت می‌زند و آرام خروپف می‌کند.

to complain [فعل]
اجرا کردن

شكايت كردن

Ex: Tom did n't hesitate to complain when his order at the restaurant arrived with the wrong items .

تام وقتی که سفارشش در رستوران با موارد اشتباه تحویل داده شد، در شکایت کردن تردید نکرد.

backpacking [اسم]
اجرا کردن

کوله‌پشتی‌گردی

Ex:

آنها با کوله‌گردی به جای اقامت در هتل‌ها پول پس‌انداز کردند.

companion [اسم]
اجرا کردن

همراه

Ex: Friends often become lifelong companions .
sightseeing [اسم]
اجرا کردن

تماشای اماکن دیدنی

Ex: The travel agency organized a sightseeing tour of the most popular landmarks in the city .

آژانس مسافرتی یک تور گردشگری از محبوب‌ترین نقاط دیدنی شهر ترتیب داد.

اجرا کردن

منتقل کردن

Ex: The trucking company plays a crucial role in transporting fresh produce from farms to grocery stores .

شرکت حمل و نقل کامیونی نقش حیاتی در حمل محصولات تازه از مزارع به فروشگاه‌های مواد غذایی دارد.

exhausted [صفت]
اجرا کردن

به‌شدت‌خسته

Ex: She felt exhausted after working a double shift at the hospital .

او پس از کار کردن در شیفت دوگانه در بیمارستان احساس خستگی مفرط کرد.

to sunbathe [فعل]
اجرا کردن

حمام آفتاب گرفتن

Ex: The friends sunbathed in the backyard during the holiday .

دوستان در تعطیلات در حیاط خلوت آفتاب گرفتند.

to offend [فعل]
اجرا کردن

دلخور کردن

Ex: The controversial decision of the company to cut bonuses deeply offended the employees .

تصمیم جنجالی شرکت برای کاهش پاداش‌ها کارمندان را عمیقاً آزرده کرد.