حمل و نقل زمینی - زیرساخت راه‌آهن

در اینجا برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اسکان مسافران مانند "ریل"، "بالاست" و "اندازه" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حمل و نقل زمینی
rail [اسم]
اجرا کردن

ریل راه‌آهن

Ex: The rail was replaced to improve safety .

ریل برای بهبود ایمنی تعویض شد.

track [اسم]
اجرا کردن

ریل

Ex: Made of sturdy steel rails , tracks provide a reliable pathway for trains to travel smoothly and safely .

ساخته شده از ریل‌های فولادی محکم، ریل‌ها مسیری قابل اعتماد برای حرکت روان و ایمن قطارها فراهم می‌کنند.

اجرا کردن

خط راه آهن

Ex: Maintenance crews worked on the railroad line to ensure smooth travel .

تیم‌های تعمیر و نگهداری روی خط راه‌آهن کار کردند تا سفر روانی را تضمین کنند.

main line [اسم]
اجرا کردن

خط آهن اصلی

Ex: Many businesses rely on the main line for transporting goods efficiently between regions .

بسیاری از کسب‌وکارها به خط اصلی برای حمل و نقل کارآمد کالا بین مناطق متکی هستند.

branch line [اسم]
اجرا کردن

خط فرعی

Ex: They upgraded the branch line to support heavier trains .

آنها خط فرعی را برای پشتیبانی از قطارهای سنگین‌تر ارتقا دادند.

siding [اسم]
اجرا کردن

خط فرعی

Ex: The siding allowed for easy loading of cargo .

خط فرعی بارگیری آسان محموله را ممکن می‌ساخت.

spur [اسم]
اجرا کردن

شاخه

Ex: The spur was used for delivering materials to the site .

شاخه برای تحویل مواد به سایت استفاده می‌شد.

اجرا کردن

بالاست مسیر

Ex: Good drainage is ensured by the track ballast , which keeps water away from the tracks .

زهکشی خوب توسط بالاست مسیر تضمین می‌شود، که آب را از ریل‌ها دور نگه می‌دارد.

monorail [اسم]
اجرا کردن

مونوریل

Ex: The monorail glided smoothly above the busy streets , allowing commuters to bypass the rush hour traffic below .

مونوریل به آرامی بر فراز خیابان‌های شلوغ حرکت کرد و به مسافران اجازه داد تا از ترافیک ساعت شلوغی در پایین اجتناب کنند.

switch [اسم]
اجرا کردن

سوئیچ

Ex: The switch allowed trains to move between the main line and siding .

سوئیچ به قطارها اجازه می‌داد بین خط اصلی و خط فرعی حرکت کنند.

funicular [اسم]
اجرا کردن

قطار کابلی

Ex: Residents relied on the funicular as a convenient means of transportation between the residential area on the hill and the commercial district below .

ساکنان به قطار کابلی به عنوان یک وسیله نقلیه مناسب بین منطقه مسکونی روی تپه و منطقه تجاری زیر آن تکیه داشتند.

third rail [اسم]
اجرا کردن

ریل سوم

Ex: The third rail system improved train efficiency .

سیستم ریل سوم کارایی قطارها را بهبود بخشید.

اجرا کردن

خط هوایی

Ex: The train system uses an overhead line to power the electric trains .

سیستم قطار از یک خط هوایی برای تأمین برق قطارهای برقی استفاده می‌کند.

tie [اسم]
اجرا کردن

ریل‌بند

Ex: The ties were spaced evenly to support the rails .

تیرک‌ها به صورت یکنواخت فاصله‌گذاری شده بودند تا ریل‌ها را نگه دارند.

railhead [اسم]
اجرا کردن

سر خط راه آهن

Ex:

سر خط راه‌آهن جدید حمل و نقل کارآمد را تسهیل کرد.

track bed [اسم]
اجرا کردن

بستر ریل

Ex: A new track bed was installed to support the high-speed rail line .

یک بستر مسیر جدید برای پشتیبانی از خط راه‌آهن پرسرعت نصب شد.

tie plate [اسم]
اجرا کردن

صفحه اتصال

Ex: The tie plate helps to distribute the weight of the train evenly across the tracks .

صفحه اتصال به توزیع یکنواخت وزن قطار روی ریل‌ها کمک می‌کند.

gauge [اسم]
اجرا کردن

عرض ریل

Ex: The gauge ensured the stability of the train .

عرض ریل ثبات قطار را تضمین کرد.

اجرا کردن

عرض باریک

Ex: He rode a historic train on a narrow gauge track .

او با یک قطار تاریخی روی ریل باریک سوار شد.

اجرا کردن

عرض استاندارد

Ex: The standard gauge tracks provided a smoother ride .

ریل‌های عرض استاندارد سواری نرم‌تری فراهم کردند.

اجرا کردن

ایستگاه قطار

Ex: The train station platform was busy with people waiting for their trains .

سکوی ایستگاه قطار شلوغ از افرادی بود که منتظر قطارهایشان بودند.

اجرا کردن

ایستگاه راه آهن

Ex: They renovated the old railroad station .

آنها ایستگاه راه‌آهن قدیمی را بازسازی کردند.

platform [اسم]
اجرا کردن

سکو

Ex: The platform was well-lit and had seating for waiting passengers .

سکو به خوبی روشن بود و برای مسافران منتظر صندلی داشت.

concourse [اسم]
اجرا کردن

راهروی عریض

Ex: The conference center 's concourse buzzed with excitement as attendees mingled and exchanged ideas during the networking breaks .

سالن مرکز کنفرانس با هیجان پر شده بود در حالی که شرکت‌کنندگان در طول استراحت‌های شبکه‌ای با هم مخلوط می‌شدند و ایده‌ها را رد و بدل می‌کردند.

signal box [اسم]
اجرا کردن

جعبه سیگنال

Ex: The signal box ensured safe train operations .

جعبه سیگنال عملیات ایمن قطارها را تضمین می‌کرد.

اجرا کردن

ایستگاه پرکن

Ex: The government planned the infill station to improve access to the local shopping district .

دولت ایستگاه پرکننده را برای بهبود دسترسی به منطقه خرید محلی برنامه‌ریزی کرد.

اجرا کردن

ایستگاه اصلی قطار

Ex: They expanded the railroad terminal to handle more passengers .

آنها ترمینال راه‌آهن را برای جابجایی مسافران بیشتر گسترش دادند.

اجرا کردن

سکو جزیره

Ex: The station 's design with an island platform reduced the risk of accidents by keeping passengers away from the train tracks .

طراحی ایستگاه با سکوی جزیره‌ای خطر تصادفات را با دور نگه داشتن مسافران از ریل‌های قطار کاهش داد.

اجرا کردن

راه آهن چسبندگی

Ex: Adhesion railways require careful management of wheel-to-rail contact to prevent slipping , especially in wet or icy conditions .

راه‌آهن چسبندگی نیازمند مدیریت دقیق تماس چرخ به ریل برای جلوگیری از لغزش، به ویژه در شرایط مرطوب یا یخ‌زده است.

cog railway [اسم]
اجرا کردن

راه آهن دندانه دار

Ex: The train on the cog railway had extra traction .

قطار روی راه‌آهن دندانه‌دار کشش اضافی داشت.

اجرا کردن

محوطه راه آهن

Ex: The railway yard was bustling with activity .

محوطه راه‌آهن پر از فعالیت بود.

اجرا کردن

محوطه طبقه‌بندی

Ex: Large classification yards can handle hundreds of freight cars at once , making them vital hubs in the transportation of goods by rail .

محوطه‌های طبقه‌بندی بزرگ می‌توانند صدها واگن باری را به طور همزمان مدیریت کنند، که آنها را به مراکز حیاتی در حمل و نقل کالا از طریق راه‌آهن تبدیل می‌کند.

اجرا کردن

حلقه بالون

Ex: Maintenance crews inspected the tracks of the balloon loop to ensure safe operations .

تیم‌های نگهداری ریل‌های حلقه بالونی را بررسی کردند تا عملیات ایمن را تضمین کنند.

wye [اسم]
اجرا کردن

یک مثلث بازگشت

Ex: The wye is essential for railways operating in regions with limited space for turning trains .

مثلث برای راه‌آهن‌هایی که در مناطق با فضای محدود برای چرخش قطارها فعالیت می‌کنند ضروری است.

اجرا کردن

پروفیل ریل

Ex: The efficiency of a rail system heavily relies on the quality and durability of its rail profiles .

کارایی یک سیستم ریلی به شدت به کیفیت و دوام پروفیل های ریل آن بستگی دارد.

wayobject [اسم]
اجرا کردن

شیء راه

Ex: Railway stations are equipped with wayobjects like platforms and ticket machines to serve passengers .

ایستگاه‌های راه‌آهن به wayobjects مانند سکوها و دستگاه‌های بلیط برای خدمت به مسافران مجهز شده‌اند.

اجرا کردن

برج جریان کششی

Ex: The workers carefully replaced the damaged insulators on the traction current pylon to restore electrical conductivity .

کارگران با دقت عایق‌های آسیب دیده روی دکل جریان کششی را جایگزین کردند تا رسانایی الکتریکی را بازگردانند.

midway [اسم]
اجرا کردن

راهروی اصلی

Ex: The factory 's midway allowed forklifts to move supplies efficiently .

مسیر میانی کارخانه به لیفتراک‌ها اجازه می‌داد تا مواد را به صورت کارآمد جابه‌جا کنند.

حمل و نقل زمینی
شرایط و انواع وسایل نقلیه انواع بدنه خودرو وسایل نقلیه کاربردی وسایل نقلیه شخصی و عملکردی
وسایل نقلیه و کالسکه های تاریخی وسایل نقلیه اضطراری و خدمات حمل و نقل Public Transportation شاسی زیرین و ساختار اصلی وسیله نقلیه
سیستم های وسیله نقلیه داخل وسیله نقلیه خارجی وسیله نقلیه و لوازم جانبی اجزاء و افزودنی های موتور
کاربران وسایل نقلیه اقدامات ترانزیت عملیات و شرایط رانندگی تکنیک‌های رانندگی
اصطلاحات سوخت تصادفات جاده‌ای و شرایط جرایم و تخلفات رانندگی اصطلاحات و مقررات ترافیک
علائم راهنمایی و رانندگی مستندات و هزینه ها نگهداری و مرمت وسیله نقلیه صنعت خودرو
Infrastructure طراحی و ویژگی‌های جاده جاده‌ها و فضاهای شهری فضاهای مسکونی و روستایی
زیرساخت بزرگراه و تقاطع ها ساخت و نگهداری جاده موانع جاده‌ای و عناصر ایمنی Rolling Stock
قطعات قطار و لوکوموتیو اسکان مسافران زیرساخت راه‌آهن عملیات راهآهن و کنترل ایمنی
پرسنل راه آهن سیگنال‌های راه‌آهن و نگهداری