واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - مشکلات اجتماعی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد مشکلات اجتماعی، مانند "آزار و اذیت"، "غیرقانونی"، "ناآرامی" و غیره، که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
اجرا کردن

تبعیض

Ex: The new policies aim to combat discrimination and promote equality for all employees .

سیاست‌های جدید با هدف مبارزه با تبعیض و ترویج برابری برای همه کارکنان طراحی شده‌اند.

اجرا کردن

سیاست جبران ناعدالتی‌های گذشته نسبت به اقلیت‌ها

اجرا کردن

مورد کم‌توجهی قرار دادن

Ex: The education system inadvertently marginalizes students from low-income backgrounds , limiting their access to resources and opportunities .

سیستم آموزشی ناخواسته دانش‌آموزان از پیشینه‌های کم‌درآمد را حاشیه‌نشین می‌کند، دسترسی آن‌ها به منابع و فرصت‌ها را محدود می‌سازد.

اجرا کردن

تضاد طبقاتی

Ex: Historical events often reflect the intensity of class struggle in different periods .

رویدادهای تاریخی اغلب شدت مبارزه طبقاتی را در دوره‌های مختلف منعکس می‌کنند.

deportation [اسم]
اجرا کردن

اخراج (از کشور میزبان)

Ex: He faced deportation after overstaying his visa .
اجرا کردن

پناهندگی سیاسی

Ex: Political asylum allows individuals to stay in a new country safely .

پناهندگی سیاسی به افراد اجازه می‌دهد تا در یک کشور جدید با امنیت بمانند.

اجرا کردن

پناه‌جو

Ex: She became an asylum seeker after fleeing threats from extremist groups .

او پس از فرار از تهدیدهای گروه‌های افراطی، پناهجو شد.

illegal [اسم]
اجرا کردن

مهاجر غیرقانونی

Ex:
immigration [اسم]
اجرا کردن

مهاجرت

Ex: Immigration has been a key issue in the national debate on border security .

مهاجرت یک مسئله کلیدی در بحث ملی درباره امنیت مرزها بوده است.

bigotry [اسم]
اجرا کردن

تعصب

Ex: He faced bigotry from those who disagreed with his political views .

او با تعصب کسانی که با دیدگاه‌های سیاسی او مخالف بودند روبرو شد.

deprivation [اسم]
اجرا کردن

محرومیت

Ex: The refugees suffered from deprivation after fleeing their war-torn country .

پناهندگان پس از فرار از کشور جنگ‌زده‌شان از محرومیت رنج بردند.

اجرا کردن

محروم

Ex: The nonprofit organization provided assistance to disadvantaged communities affected by natural disasters .

سازمان غیرانتفاعی به جوامع محروم آسیب‌دیده از بلایای طبیعی کمک ارائه داد.

unrest [اسم]
اجرا کردن

ناآرامی

Ex: The city was under curfew due to the recent civil unrest .

شهر به دلیل ناآرامی‌های اخیر مدنی تحت حکومت نظامی بود.

uprising [اسم]
اجرا کردن

قیام

Ex: The uprising began with peaceful protests but turned violent after police intervention .

قیام با اعتراضات مسالمت‌آمیز آغاز شد اما پس از مداخله پلیس خشونت‌آمیز شد.

subsistence [اسم]
اجرا کردن

بخورونمیر

Ex: The artist lived a life of subsistence , focusing more on his passion than profit .

هنرمند زندگی معیشتی را سپری کرد و بیشتر بر علاقه خود تمرکز داشت تا سود.

refuge [اسم]
اجرا کردن

پناهگاه

Ex: Wildlife often seeks refuge in protected areas .
اجرا کردن

مستمند

Ex: The documentary showed the harsh reality of poverty-stricken communities .

مستند واقعیت سخت جوامع درگیر فقر را نشان داد.

اجرا کردن

فقیر کردن

Ex: The prolonged war was impoverishing the country .

جنگ طولانی مدت کشور را فقیر می‌کرد.

indigent [صفت]
اجرا کردن

فقیر

Ex:

زوج سالخورده نیازمند برای تهیه داروهای لازم تلاش کردند.

اجرا کردن

برده‌داری مدرن

Ex: Efforts to combat modern slavery include raising awareness , strengthening legislation , and providing support services for survivors .
to lay off [فعل]
اجرا کردن

تعدیل‌ نیرو کردن

Ex:

شرکت هواپیمایی به دلیل کاهش تقاضای سفر، خلبانان را اخراج کرد.

اجرا کردن

سوء‌تغذیه

Ex: The effects of malnutrition can be devastating , leading to stunted growth , weakened immune systems , and impaired cognitive development .

عوارض سوء تغذیه می‌تواند ویرانگر باشد، منجر به توقف رشد، تضعیف سیستم ایمنی و اختلال در رشد شناختی شود.

اجرا کردن

قرار گرفتن در معرض دود سیگار دیگران

homophobia [اسم]
اجرا کردن

هوموفوبیا

Ex:

همجنس‌گراهراسی می‌تواند محیطی خصمانه برای افراد دگرباش جنسی ایجاد کند.

اجرا کردن

آوارگی مردم (تحت تأثیر جنگ، حادثه طبیعی و...)