ارزیابی، قضاوت و نقد - توهینهای شخصی
اینجا شما اصطلاحات عامیانه برای توهینهای شخصی را پیدا خواهید کرد، که روشهای غیررسمی، طنزآمیز یا تند و تیز مردم برای تحقیر دیگران را نشان میدهد.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a person who is easily manipulated or used, often due to low intelligence or self-esteem

یک احمق, یک عروسک خیمه شب بازی
آن ابزار تمام پولش را برای کسی که اهمیتی نمیداد خرج کرد.
a person who tries to be like someone else or adopts a style, status, or identity they are not

تقلیدکننده, ادا درآور
او یک موسیقیدان خودنما است که کاورهای آنلاین منتشر میکند.
a person regarded as despicable, lazy, or worthless

تنبل, بیکاره
از رفتار مثل یک آدم بیکاره دست بردار و مسئولیتهایت را مرتب کن.
someone whose sexual behavior or interests are seen as inappropriate or creepy

منحرف, فاسد
a person whose behavior is disturbing or makes others uncomfortable

یک آدم عجیب, یک فرد ناراحت کننده
همکار جدید به یک کریپ کامل تبدیل شد، پیامهای نامناسب ارسال میکند.
a person regarded as overly sensitive, fragile, or easily offended

دانه برف, فرد حساس
an underachieving son of a wealthy or prominent family, seen as living off privilege without success

پسر شکست خورده, وارث نالایق
someone who switches behavior or can't be trusted

خیانتکار, آفتابپرست
extremely unpleasant, vile, or morally repugnant in character or behavior

پست, نفرت انگیز
شرور فیلم تا حد ممکن scummy بود، حتی نزدیکترین متحدانش را خیانت کرد.
not seeming real, natural, or genuine

تصنعی, دروغی، ساختگی
شخصیت پلاستیکی بازیگر باعث میشد که نتوان او را در خارج از صفحه نمایش جدی گرفت.
a man excessively submissive, deferential, or eager to please women, often to his own detriment

یک چاپلوس, یک متملق
او به سیمپ که با هرچه میگفت موافق بود خندید.
a person who seeks favor through excessive flattery or servile behavior

چاپلوس, تملقکننده
چاپلوس بلافاصله داوطلب شد.
someone who lacks confidence and struggles to make firm decisions

فرد بزدل
دست از مرغ بودن بردار و برو باهاش حرف بزن.
a sharp, clever, or cutting insult

توهین تند, شوخی نیشدار
to insult, disrespect, or criticize someone

توهین کردن, بی احترامی کردن
آنها اهانت به پیشنهاد کردند بدون اینکه به آن فرصتی بدهند.
awakened to a supposed truth or reality, often used in right-wing or anti-mainstream contexts

بیدار شده به حقیقت, هشیار به واقعیت
unaware or accepting of mainstream narratives; metaphorically "still in the matrix"

ناآگاه از واقعیتها, هنوز در ماتریس
| ارزیابی، قضاوت و نقد | |||
|---|---|---|---|
| هیپ و ستایش | مدرک و تشدید | تأییدها | توهینهای شخصی |
| توهینهای رفتاری | قضاوتها و نقدها | تماسهای اینترنتی | واکنش و اغراق |
| طنز و کنایه | |||
