عقل خود را به کار انداختن
اصطلاحات انگلیسی مربوط به عدم درک را با مثال هایی مانند "روشن مانند گل" و "سر یا دم درست کردن" کاوش کنید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
عقل خود را به کار انداختن
از توان فرد خارج
اشتباه برداشت کردن
هر قدر تلاش میکنم...
کتاب سربسته (استعاری)
غریبه مرموز برای همه در روستا یک کتاب بسته بود – هیچ کس نمیدانست او کیست یا از کجا آمده است.
مبهم
هر را از بر تشخیص ندادن
the limits of human knowledge or understanding, representing areas that remain unknown or unexplored
گیج