شفافسازی کردن
کشف اصطلاحات انگلیسی مربوط به درک، از جمله "روشن شدن" و "دو به دو کنار هم گذاشتن".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
شفافسازی کردن
مشخص شدن
مشخص شدن
بو بردن
چشمان خود را باز کردن (استعاری)
شفافسازی کردن
تلویحا نشان دادن
چیزی را به کسی فهماندن
با عقل جور در آمدن
دو دو تا چهار تا کردن
به حقیقت پی بردن
یک نگاهی هم به خود کردن
با دید جدیدی نگاه کردن
دوزاری فرد افتادن
دوزاری کسی افتادن
چیزی را اشتباه متوجه شدن