دانش و درک - Expertise
کاوش در اصطلاحات انگلیسی مربوط به تخصص با مثالهایی مانند "به دست آوردن مهارت" و "فوت و فن کار".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
کاربلد بودن
چموخم چیزی را بلد بودن
چموخم کار را یاد گرفتن
کارکشته
به عنوان سرآشپز برای دههها، او در دنیای آشپزی به عنوان دستپیر شناخته میشود.
نقطه قوت
پیشکسوت
او یک استاد تمام عیار در مدیریت زمان است، همیشه به راحتی مهلتها را رعایت میکند.
آواز خواندن
مرد همهفنحریف
استادانه
مستحق حقوق دریافتی
درباره موضوع خاصی خیلی اطلاعات داشتن
عقب نیفتادن (از موضوعی)
فوت کوزهگری
بدون نوت نواختن
بر اصول اولیه تسلط داشتن
در مواجهه با کسی یا چیزی توانا بودن