a legendary forest god or spirit that is part human and part goat

فان (اسطوره رومی), ربالنوع مزارع و گله گوسفند
کتاب کودکان خوانندگان جوان را به یک ماجراجویی جادویی از طریق یک جنگل افسونشده برد، جایی که آنها با حیوانات سخنگو و فونهای دوستداشتنی ملاقات کردند.
the animals of a particular geological period or region

پوشش جانوری, حیوانات (یک اقلیم یا دوره بهخصوص)
تغییرات آبوهوایی تهدیدی برای جانوران قطب شمال است و گونههایی مانند خرسهای قطبی و روباههای قطبی را در معرض خطر قرار میدهد.
having no energy or interest in doing anything

بیحال, سست
بیماری او را ضعیف و بیحال گذاشت، به طوری که قادر به انجام فعالیتهای روزمره عادی خود نبود.
a state of unusual sleepiness or absence of alertness

لتارژی (پزشکی), مرگخوابی
داروی تجویز شده برای مدیریت وضعیت او عارضه جانبی قابل توجهی داشت که باعث لتارژی میشد و او را کند و خوابآلود میکرد.
excessively unreasonable or unfair and therefore unacceptable

غیرعادلانه, غیرمنصفانه
غیرقابل قبول بود که آنها مراقبتهای پزشکی را از کسی که به شدت نیاز داشت محروم کنند.
the part of the mind that is not currently in focused awareness, but still influences thoughts, feelings, and behavior, often through automatic or involuntary processes

ناخودآگاه
درمانگر به او کمک کرد تا لایههای پنهان ناخودآگاه خود را کشف کند.
the members of a country's nobility as a class

اشرافزادگان
متولد شدن در اشرافیت، او یک عنوان نجیب را به ارث برد و بخشی از طبقه اشرافی محترم شد.
incapable of being compared to others due to superior quality or excellence

بیهمتا, بیمانند
مهارتهای رهبری بینظیر او در سراسر سازمان شناخته شد.
(biochemistry) interaction between two or more substances where one of them stops or reduces the effect of others

پادستیزی (بیوشیمی)
آنتاگونیسم بین هیستامین و داروهای آنتیهیستامین برای خنثی کردن یکدیگر استفاده میشود، که باعث کاهش واکنشهای آلرژیک و علائمی مانند خارش و التهاب میشود.
showing that one actively dislikes or disagrees with something or someone

ستیزهجو, مخالف، متخاصم
با انتظار یک پاسخ خصمانه، سخنران خود را برای تبادل داغ نظرات مخالف از سوی مخاطبان آماده کرد.
deliberately designed to mislead

گولزننده, گمراهکننده
وعدههای فریبنده سیاستمدار بسیاری از رأیدهندگان را فریب داد.
a false idea or belief based on invalid arguments, often one that many people think is true

باور نادرست, استدلال غلط، سفسطه
این باور که همه اعضای یک گروه قومی خاص به طور جهانی غیرقابل اعتماد هستند، یک مغالطه است که بر اساس کلیشهها ساخته شده و میتواند به تبعیض و پیشداوری منجر شود.
likely to be wrong or mistaken

لغزشپذیر, خطاپذیر
روایتهای تاریخی خطاپذیر هستند و به دلیل دیدگاهها و سوگیریهایی که بر دقت آنها تأثیر میگذارند، قابل تفسیر هستند.
relating to or based on a part of a word that consists of a vowel with or without a consonant

هجایی
هایکو شکلی از شعر است که از ساختار هجایی سختگیرانهای به صورت 5-7-5 هجا پیروی میکند.
the act of dividing words into syllables

هجابندی
معلم به دانشآموزان درباره هجی کردن و چگونگی شناسایی مرزهای هجا در کلمات آموزش داد.
a line or verse that is made of ten syllables

(شعر) دههجایی
در این شعر، هر خط به ساختار سختگیرانه یک ده هجایی پایبند است، جریانی ریتمیک و ملودیک ایجاد میکند.
a word that is made of two syllables

دوهجایی
در زبان انگلیسی، بسیاری از کلمات رایج دو هجایی هستند، مانند 'table'، 'apple' و 'paper'.
physical weakness that is caused by a disease or aging

ضعف, سستی
بیماری پیشرفت کرد، منجر به ضعف فزاینده و کاهش عملکرد کلی جسمانی شد.
to make someone or something weaker or less effective

تضعیف کردن, ناتوان کردن
سوء تغذیه میتواند رشد و توسعه کودک را تضعیف کند، منجر به مشکلات سلامتی طولانی مدت شود.
causing a decrease in physical or mental strength

تضعیفکننده, ناتوانکننده، ضعفآور
تبعیض بر اساس توانایی میتواند اثرات تضعیفکننده بر عزت نفس و فرصتهای افراد داشته باشد.
