مهارت‌های واژگان SAT 2 - درس 2

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 2
faun [اسم]
اجرا کردن

فان (اسطوره رومی)

Ex: In Greek mythology , fauns were often associated with the god Pan and were believed to be guardians of the wild and natural landscapes .

در اساطیر یونان، فون‌ها اغلب با خدای پان مرتبط بودند و اعتقاد بر این بود که محافظان مناظر وحشی و طبیعی هستند.

fauna [اسم]
اجرا کردن

پوشش جانوری

Ex: The biologist conducted a survey of the local fauna , documenting the various species of birds , mammals , and insects inhabiting the area .

زیست‌شناس یک بررسی از جانوران محلی انجام داد و گونه‌های مختلف پرندگان، پستانداران و حشرات ساکن در منطقه را مستند کرد.

lethargic [صفت]
اجرا کردن

بی‌حال

Ex: The medication he was taking had a side effect of making him feel lethargic and fatigued .

دارویی که مصرف می‌کرد عوارض جانبی داشت که باعث می‌شد او احساس بی‌حالی و خستگی کند.

lethargy [اسم]
اجرا کردن

لتارژی (پزشکی)

Ex: Mark 's chronic insomnia resulted in persistent lethargy throughout the day , making it difficult for him to concentrate on his work .

بی‌خوابی مزمن مارک منجر به رخوت مداوم در طول روز شد، که تمرکز روی کارش را برای او دشوار کرد.

اجرا کردن

غیرعادلانه

Ex: The landlord ’s unconscionable rent increase was challenged by the tenants .

افزایش غیرمنصفانه اجاره توسط صاحبخانه توسط مستاجران به چالش کشیده شد.

اجرا کردن

ناخودآگاه

Ex:

بدون اینکه متوجه شود، ناخودآگاه او تصمیماتش را هدایت کرد.

peerage [اسم]
اجرا کردن

اشراف‌زادگان

Ex: The titles within the peerage , such as duke , earl , viscount , and baron , held distinct ranks and responsibilities .

عنوان‌های درون اشرافیت، مانند دوک، ارل، وایکانت و بارون، دارای رتبه‌ها و مسئولیت‌های متمایزی بودند.

peerless [صفت]
اجرا کردن

بی‌همتا

Ex: From the first brushstroke to the final detail , the artist 's peerless masterpiece emerged as a testament to their extraordinary talent .

از اولین قلم‌ضربه تا جزئیات نهایی، شاهکار بی‌نظیر هنرمند به عنوان گواهی بر استعداد فوق‌العاده‌اش ظهور کرد.

antagonism [اسم]
اجرا کردن

پادستیزی (بیوشیمی)

Ex: Drug interactions can result in antagonism when their effects work against each other .

تداخلات دارویی می‌توانند منجر به آنتاگونیسم شوند وقتی اثرات آنها در مقابل هم عمل می‌کنند.

اجرا کردن

ستیزه‌جو

Ex: The siblings had an antagonistic relationship , constantly bickering and trying to outdo each other in every aspect of their lives .

خواهر و برادرها رابطه‌ای خصمانه داشتند، دائماً با هم جر و بحث می‌کردند و سعی می‌کردند در هر جنبه‌ای از زندگی‌شان از یکدیگر پیشی بگیرند.

fallacious [صفت]
اجرا کردن

گول‌زننده

Ex: The email contained fallacious warnings intended to scare recipients .

ایمیل حاوی هشدارهای گمراه‌کننده بود که برای ترساندن گیرندگان در نظر گرفته شده بود.

fallacy [اسم]
اجرا کردن

باور نادرست

Ex: Rooted in a fallacy , the belief that wearing a lucky charm guarantees success disregards the role of skill , preparation , and opportunity in achieving desired outcomes .

ریشه در یک مغالطه دارد، باور به اینکه پوشیدن یک طلسم خوش شانسی موفقیت را تضمین می‌کند، نقش مهارت، آمادگی و فرصت را در دستیابی به نتایج مطلوب نادیده می‌گیرد.

fallible [صفت]
اجرا کردن

لغزش‌پذیر

Ex: The accuracy of eyewitness testimony is fallible , as memory can be influenced by various factors such as time , stress , and suggestibility .

دقت شهادت شاهدان عینی خطاپذیر است، زیرا حافظه می‌تواند تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند زمان، استرس و تلقین‌پذیری قرار گیرد.

syllabic [صفت]
اجرا کردن

هجایی

Ex: In some languages , such as Japanese , each character represents a syllabic unit rather than an individual sound

در برخی زبان‌ها، مانند ژاپنی، هر کاراکتر یک واحد هجایی را نشان می‌دهد نه یک صدای منفرد.

اجرا کردن

هجابندی

Ex: The syllabication of the word ' elephant ' reveals that it is divided into three syllables : ' el-e-phant ' .

تقسیم هجایی کلمه 'فیل' نشان می‌دهد که آن به سه هجا تقسیم شده است: 'فی-ل'.

اجرا کردن

(شعر) ده‌هجایی

Ex: The song 's lyrics were written in decasyllables , adding a poetic touch to the music .

ترانه‌های آهنگ در ده‌هجایی نوشته شده‌اند، که به موسیقی حال و هوای شاعرانه‌ای بخشیده است.

disyllable [اسم]
اجرا کردن

دوهجایی

Ex:

در تحلیل زبانی، تشخیص اینکه یک کلمه تک‌هجایی، دوهجایی یا چندهجایی است برای درک ساختار و تلفظ آن مهم است.

debility [اسم]
اجرا کردن

ضعف

Ex: As she grew older , her arthritis caused debility in her hands , making it difficult for her to grip objects .

با افزایش سن، آرتریت او باعث ضعف در دست‌هایش شد، که گرفتن اشیا را برایش دشوار کرد.

اجرا کردن

تضعیف کردن

Ex: Years of neglect have debilitated the infrastructure of the city .

سال‌های غفلت زیرساخت‌های شهر را ضعیف کرده است.

اجرا کردن

تضعیف‌کننده

Ex: The extreme heat had a debilitative impact on the athletes , affecting their performance in the marathon .

گرمای شدید تأثیر ضعیف‌کننده‌ای بر ورزشکاران داشت و عملکرد آنها در ماراتن را تحت تأثیر قرار داد.