مهارت‌های واژگان SAT 2 - درس 14

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 2
اجرا کردن

محیط

Ex: To estimate the size of the pond , we measured the circumference using a measuring tape .

برای تخمین اندازه حوض، ما محیط را با استفاده از یک نوار اندازه‌گیری کردیم.

اجرا کردن

درازگویی

Ex: Rather than come right out and explain what happened , she chose circumlocution and talked all around the issue for ten minutes without resolving anything .

به جای اینکه مستقیم بیاید و توضیح دهد چه اتفاقی افتاده است، او لفاظ بازی را انتخاب کرد و ده دقیقه حول مسئله صحبت کرد بدون اینکه چیزی را حل کند.

اجرا کردن

(با هواپیما، کشتی و غیره) دور دنیا گشتن

Ex: The ship successfully circumnavigated the treacherous waters .

کشتی با موفقیت دور زد آب‌های خائنانه را.

اجرا کردن

محدود کردن

Ex: They are currently circumscribing the powers of the regulatory agency to prevent abuse .

آنها در حال حاضر برای جلوگیری از سوء استفاده، اختیارات سازمان نظارتی را محدود می‌کنند.

circumspect [صفت]
اجرا کردن

محتاط

Ex: As a new driver , she adopted a circumspect style , taking her time and assessing conditions fully at intersections .

به عنوان یک راننده جدید، او سبک محتاطانه‌ای را در پیش گرفت، وقت خود را صرف کرد و شرایط را در تقاطع‌ها به طور کامل ارزیابی کرد.

اجرا کردن

از مسئولیت فرار کردن

Ex: Some individuals try to circumvent taxes by using loopholes in the system .

برخی از افراد سعی می‌کنند با استفاده از خلأهای موجود در سیستم از پرداخت مالیات اجتناب کنند.

necrology [اسم]
اجرا کردن

آگهی فوت

Ex: The necrology on the company 's website paid respect to the former CEO , who had been instrumental in its success .

اطلاعیه درگذشت در وبسایت شرکت به مدیرعامل سابق ادای احترام کرد، کسی که در موفقیت آن نقش اساسی داشت.

necromancy [اسم]
اجرا کردن

غیب‌گویی (از طریق ایجاد رابطه با مردگان)

Ex: The novel 's villain dabbled in necromancy to manipulate the living .
necropolis [اسم]
اجرا کردن

گورستان

Ex: Visitors marveled at the intricate carvings and towering monuments in the necropolis , a testament to the rich history of the civilization .

بازدیدکنندگان از حکاکی‌های پیچیده و بناهای بلند در شهر مردگان حیرت زده شدند، گواهی بر تاریخ غنی تمدن.

necrosis [اسم]
اجرا کردن

بافت‌مردگی (پزشکی)

Ex: Gangrene is a type of necrosis that occurs when there is a lack of blood supply to the affected area .

قانقاریا نوعی نکروز است که در صورت کمبود خونرسانی به ناحیه آسیب‌دیده رخ می‌دهد.

necrobiosis [اسم]
اجرا کردن

مرده‌زیستی

Ex: In contrast to necrosis , necrobiosis is a programmed process that occurs in response to specific signals , rather than as a result of injury or stress .

برخلاف نکروز، نکروبیوز یک فرآیند برنامه‌ریزی شده است که در پاسخ به سیگنال‌های خاص رخ می‌دهد، نه به عنوان نتیجه آسیب یا استرس.

complicity [اسم]
اجرا کردن

شرکت در جرم

Ex: The company ’s complicity in the environmental violations led to severe penalties .

همدستی شرکت در تخلفات زیست‌محیطی منجر به مجازات‌های شدید شد.

granular [صفت]
اجرا کردن

دارای خلل‌ و فرج

Ex: The surface of the moon is covered in granular regolith , composed of fine dust and rocks .

سطح ماه با رگولیت دانه‌ای پوشیده شده است که از گرد و غبار ریز و سنگ‌ها تشکیل شده است.

اجرا کردن

دانه‌دانه بودن

Ex: After a few days , the surgical site began to granulate , indicating proper healing .

پس از چند روز، محل جراحی شروع به دانه‌دانه شدن کرد که نشان‌دهنده بهبودی مناسب بود.

granule [اسم]
اجرا کردن

دانه

Ex: Under the microscope , the sample revealed distinct granules of pollen , each with a unique shape and texture .

در زیر میکروسکوپ، نمونه دانه‌های گرده متمایزی را نشان داد که هر کدام شکل و بافت منحصر به فردی داشتند.

regal [صفت]
اجرا کردن

شاهانه

Ex: His regal demeanor commanded respect from all those around him .

رفتار سلطنتی او احترام همه اطرافیانش را برمی‌انگیخت.

to regale [فعل]
اجرا کردن

ضیافت دادن

Ex: The royal family regaled their visitors with a feast fit for kings .

خانواده سلطنتی مهمانان خود را با ضیافتی شایسته پادشاهان میهمان نوازی کردند.

regalia [اسم]
اجرا کردن

لباس شاهانه

Ex: Royal regalia includes a crown and scepter .

نشان‌های سلطنتی شامل تاج و عصا می‌شود.