مهارت‌های واژگان SAT 2 - درس 4

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 2
lactation [اسم]
اجرا کردن

شیردهی (نوزاد)

Ex: Breastfeeding , or lactation , is recommended by healthcare professionals as the optimal way to nourish newborns in their early months .

شیردهی، یا لاکتاسیون، توسط متخصصان مراقبت‌های بهداشتی به عنوان بهترین راه برای تغذیه نوزادان در ماه‌های اولیه زندگی آنها توصیه می‌شود.

lactic [صفت]
اجرا کردن

لبنی

Ex: The sourdough bread had a lactic aroma , a result of the fermentation process .

نان خمیر ترش عطر لاکتیکی داشت، که نتیجه فرآیند تخمیر بود.

momentary [صفت]
اجرا کردن

زودگذر

Ex: He experienced a momentary feeling of panic when he could n't find his keys , only to realize they were in his pocket all along .

او احساس موقتی وحشت را تجربه کرد وقتی که کلیدهایش را پیدا نکرد، فقط تا بفهمد که آنها تمام مدت در جیبش بوده‌اند.

momentous [صفت]
اجرا کردن

سرنوشت‌ساز

Ex: The invention of the internet was a momentous advancement in technology .

اختراع اینترنت یک پیشرفت مهم در فناوری بود.

momentum [اسم]
اجرا کردن

تداوم

Ex: Innovation drives the momentum of technological growth .

نوآوری شتاب رشد تکنولوژیکی را هدایت می‌کند.

omnipotent [صفت]
اجرا کردن

قادر مطلق

Ex: The CEO of the multinational corporation wields immense power and is often described as having almost omnipotent control over the company 's operations and decisions .

مدیرعامل شرکت چندملیتی از قدرت عظیمی برخوردار است و اغلب به عنوان کسی توصیف می‌شود که کنترل تقریباً قادر مطلق بر عملیات و تصمیمات شرکت دارد.

omnipresent [صفت]
اجرا کردن

همه‌جاحاضر

Ex: The omnipresent advertising in the city is hard to avoid .

تبلیغات همه‌جا حاضر در شهر سخت قابل اجتناب است.

omniscient [صفت]
اجرا کردن

دانای‌کل

Ex:

راوی همه‌چیزدان در داستان، بینشی از افکار درونی و انگیزه‌های شخصیت‌ها ارائه داد و به خوانندگان حس دیدگاه همه‌چیزدان راوی درباره روایت را داد.

omnivorous [صفت]
اجرا کردن

همه‌چیزخوار

Ex: A balanced omnivorous diet for humans may include a combination of lean meats , fish , poultry , fruits , vegetables , whole grains , and legumes .

یک رژیم غذایی همه‌چیزخوار متعادل برای انسان‌ها ممکن است شامل ترکیبی از گوشت‌های بدون چربی، ماهی، مرغ، میوه‌ها، سبزیجات، غلات کامل و حبوبات باشد.

Unitarian [اسم]
اجرا کردن

یکتاپرست

Ex: The Unitarian spoke passionately about the belief in the unity of God during the religious gathering.

وحدت‌گرا با شور درباره اعتقاد به وحدت خدا در گردهمایی مذهبی صحبت کرد.

univocal [صفت]
اجرا کردن

صریح

Ex: Firm and definitive , the judge 's univocal ruling settled the legal matter conclusively .

محکم و قطعی، حکم یک‌معنایی قاضی مسئله حقوقی را به طور قطعی حل کرد.

unilateral [صفت]
اجرا کردن

یک‌طرفه

Ex: As a gesture of goodwill , the country declared a unilateral ceasefire , temporarily halting military operations without expecting a reciprocal response .

به عنوان نشانه‌ای از حسن نیت، کشور آتش‌بس یکجانبه اعلام کرد و عملیات نظامی را به طور موقت بدون انتظار پاسخ متقابل متوقف ساخت.

antiquary [اسم]
اجرا کردن

عتیقه‌شناس

Ex: Many antique dealers rely on the advice and expertise of antiquaries to verify the authenticity of valuable items .

بسیاری از فروشندگان عتیقه به توصیه‌ها و تخصص عتیقه‌شناسان برای تأیید اصالت اقلام باارزش تکیه می‌کنند.

اجرا کردن

کهنه و قدیمی کردن

Ex: He decided to antiquate the wooden dresser to give it a rustic look .

او تصمیم گرفت کمد چوبی را کهنه کند تا ظاهری روستایی به آن بدهد.

antique [صفت]
اجرا کردن

عتیقه

Ex: With its exquisite craftsmanship and historical significance , the antique furniture in the room added a touch of elegance to the decor .

با صنعتگری ظریف و اهمیت تاریخی‌اش، مبلمان عتیقه در اتاق به دکوراسیون جلوه‌ای از زیبایی بخشید.

اجرا کردن

تظاهر کردن

Ex: To avoid conflict , he chose to dissemble his real opinions during the meeting .

برای جلوگیری از درگیری، او تصمیم گرفت نظرات واقعی خود را در جلسه پنهان کند.

اجرا کردن

منتشر کردن

Ex: The university will be disseminating the results of the study at the upcoming conference .

دانشگاه نتایج مطالعه را در کنفرانس آینده منتشر خواهد کرد.

اجرا کردن

انتشار

Ex: Universities play a crucial role in the dissemination of knowledge through research publications and academic journals .

دانشگاه‌ها نقش حیاتی در انتشار دانش از طریق انتشارات تحقیقاتی و مجلات علمی دارند.