مهارت‌های واژگان SAT 2 - درس 12

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 2
terminal [صفت]
اجرا کردن

لاعلاج

Ex: Sarah 's aunt had a terminal illness that caused her health to deteriorate rapidly .

عمه سارا یک بیماری لاعلاج داشت که باعث شد سلامتی او به سرعت رو به زوال برود.

اجرا کردن

پایان دادن

Ex: The manager terminated the employee 's contract for violating company policies .

مدیر به دلیل نقض سیاست‌های شرکت، قرارداد کارمند را فسخ کرد.

terminus [اسم]
اجرا کردن

پایانه

Ex: From the city center , the subway line extends to the terminus located in the suburbs .

از مرکز شهر، خط مترو به ایستگاه پایانی واقع در حومه شهر امتداد می‌یابد.

catholic [صفت]
اجرا کردن

جامع

Ex: His taste in music is catholic , embracing genres from classical to hip-hop .

سلیقه موسیقی او جامع است، سبک‌هایی از کلاسیک تا هیپ‌هاپ را در بر می‌گیرد.

catholicism [اسم]
اجرا کردن

اصول مذهب کاتولیکی

Ex:

پاپ به عنوان بالاترین مرجع در کاتولیسیسم شناخته می‌شود که راهنمایی روحانی به میلیون‌ها مؤمن در سراسر جهان ارائه می‌دهد.

to incise [فعل]
اجرا کردن

شکاف دادن

Ex: She often incises her initials into the bark of the old oak tree .

او اغلب حروف اول خود را در پوست درخت بلوط قدیمی حکاکی می‌کند.

incisive [صفت]
اجرا کردن

تیزبین

Ex: The incisive CEO 's decisions have led the company to unprecedented success .

تصمیمات مدیرعامل تیزبین شرکت را به موفقیتی بی‌سابقه رسانده است.

incisor [اسم]
اجرا کردن

دندان پیشین

Ex: She felt sensitivity in her incisors when consuming hot or cold food and drinks .

او هنگام مصرف غذا و نوشیدنی‌های گرم یا سرد، حساسیت در دندان‌های پیشین خود احساس کرد.

اجرا کردن

تجویز کردن

Ex: The doctor prescribed some antibiotics for my infection .

دکتر برای عفونت من برخی آنتی‌بیوتیک‌ها را تجویز کرد.

prescript [اسم]
اجرا کردن

دستور

Ex: To ensure safety , it is imperative to adhere to the prescript provided .

برای اطمینان از ایمنی، ضروری است که به دستورالعمل ارائه شده پایبند باشید.

اجرا کردن

(دارو) خریدنی فقط با نسخه

Ex:

مهم است که هنگام مصرف داروهای تجویزی دوز و فرکانس تجویز شده را رعایت کنید تا اثربخشی آنها به حداکثر برسد.

untimely [صفت]
اجرا کردن

بی‌جا

Ex: Her untimely remark during the ceremony caused an awkward silence .

اظهار نظر نامناسب او در مراسم باعث سکوت ناخوشایندی شد.

unwieldy [صفت]
اجرا کردن

سنگین

Ex: They opted for a smaller , more maneuverable vehicle to replace their unwieldy SUV .

آنها یک وسیله نقلیه کوچکتر و قابل مانور بیشتر را برای جایگزینی SUV حجیم خود انتخاب کردند.

venerable [صفت]
اجرا کردن

ارجمند

Ex: The venerable scholar was widely regarded as an authority in his field of study .

دانشمند محترم به طور گسترده به عنوان یک مرجع در زمینه مطالعاتی خود شناخته می شد.

to venerate [فعل]
اجرا کردن

ارج نهادن

Ex: The religious group venerates the saints through prayer and rituals .

گروه مذهبی از طریق نماز و آیین‌ها به تقدیس قدیسین می‌پردازد.

antiphon [اسم]
اجرا کردن

سرود برگردان

Ex: The Psalms were often accompanied by antiphons , creating a rich musical tapestry in the liturgy .

مزامیر اغلب با آوازهای متناوب همراه بودند و یک پرده موسیقی غنی در عبادت ایجاد می‌کردند.

antiphony [اسم]
اجرا کردن

تهلیل‌خوانی

Ex:

آنتيفوني عنصری جذاب به اجرای کر اضافه کرد، با تبادلات صوتی بیانگر رفت و برگشت خود مخاطبان را مسحور کرد.

idolatrous [صفت]
اجرا کردن

وابسته به بت‌ها

Ex: In some cultures , certain natural objects like trees or stones are considered sacred and are the focus of idolatrous worship .

در برخی فرهنگ‌ها، برخی از اشیاء طبیعی مانند درختان یا سنگ‌ها مقدس تلقی می‌شوند و کانون پرستش بت‌پرستانه هستند.

idolatry [اسم]
اجرا کردن

بت‌پرستی

Ex: Idolatry is seen in certain ancient civilizations that venerated statues instead of recognizing a monotheistic God .

بت‌پرستی در برخی تمدن‌های باستانی دیده می‌شود که به جای شناخت یک خدای یکتا، مجسمه‌ها را می‌پرستیدند.

to idolize [فعل]
اجرا کردن

پرستیدن

Ex: They idolized the band for years and have collected all their albums .

آنها سال‌ها گروه را ستایش می‌کردند و تمام آلبوم‌هایشان را جمع‌آوری کرده‌اند.