(of an illness) having no cure and gradually leading to death

لاعلاج, درمانناپذیر، کشنده
علیرغم درمان گسترده، سرطان بیمار پایانی بود و به او زمان محدودی برای زندگی داده شد.
to stop or end something completely

پایان دادن, خاتمه دادن
در صورت نقض شرایط، ممکن است اقدام قانونی برای فسخ قرارداد اجاره صورت گیرد.
the last stop of a transportation line or route

پایانه, ایستگاه نهایی
با چندین ایستگاه پایانی، خط تراموا به مسافران اجازه میدهد به قسمتهای مختلف شهر سفر کنند.
having an inclusive nature, characterized by openness and acceptance toward different viewpoints or aspects of human experience

جامع, فراگیر
دانش جامع او از ادبیات جهان به او امکان میدهد تا آثار از مناطق و دوران مختلف را درک و تحلیل کند.
the faith and practices associated with the branch of Christianity led by the Pope, including rituals, and moral teachings followed by its members

اصول مذهب کاتولیکی
شهر واتیکان مرکز روحانی و اداری کاتولیسیسم است که مؤسسات مذهبی مهمی را در خود جای داده است.
to make decorative cuts or markings into the surface of a material by using a sharp-pointed or sharp-edged tool

شکاف دادن
تمدن باستانی هیروگلیفهای دقیقی را بر روی لوحهای سنگی حکاکی میکرد.
capable of quickly grasping complex topics and offer clear and insightful perspectives

تیزبین, نافذ
در تحلیل تیزبین خود، او با مهارت از پیچیدگیهای موضوع عبور میکند و بر جنبههای اساسی که دیگران ممکن است نادیده بگیرند، نور میافکند.
(anatomy) any of the eight narrow-edged teeth at the front of the mouth that are used for biting

دندان پیشین, ثنایا
ارتودنتیست بریسها را برای اصلاح ناهماهنگی دندانهای پیشین او توصیه کرد.
(of a healthcare professional) to tell someone what drug or treatment they should get

تجویز کردن, نسخه نوشتن
متخصص قلب مادربزرگم برای وضعیتش داروی فشار خون تجویز کرد.
a set of instructions or guidelines to accomplish a specific goal

دستور, حکم، فرمان
پیشنوشت استراتژیهای خاص مدیریت زمان را برای حداکثر کارایی توصیه میکند.
available to be bought only with a written order of a licensed healthcare professional, typically a doctor

(دارو) خریدنی فقط با نسخه
دندانپزشک یک دهانشویه نسخهای برای درمان التهاب لثه او تجویز کرد.
happening or being done when it is not appropriate

بیجا, نابههنگام، بیموقع
او یک شوخی نامناسب کرد، که مهمانان در مهمانی شام را ناراحت کرد.
difficult to move or control because of its large size, weight, or unsusal shape

سنگین, صعب
او با میلههای چادر دشوار دست و پنجه نرم کرد، در حالی که سعی میکرد پناهگاه کمپینگ را برپا کند.
worthy of great respect due to age, wisdom, or character

ارجمند, محترم
پروفسور محترم بیش از پنجاه سال در دانشگاه تدریس میکرد.
to feel or display a great amount of respect toward something or someone

ارج نهادن, حرمت گذاشتن، تمجید کردن
جامعه ما به طور فعال در حال احترام به یاد اعضای مؤسس ما است.
a verse or song relating to a call-and-response pattern, where one group or person initiates a line or phrase, and another group or person responds with a corresponding line or phrase

سرود برگردان
در مراسم سنتی لاتین، کشیش آنتيفون را میخواند و خدمتکاران بر اساس آن پاسخ میدهند.
the practice of musical or vocal response between two or more groups, involving involves a call-and-response pattern

تهلیلخوانی
در یک مراسم دعا و پاسخ، رهبر مذهبی یک عبارت یا دعا را آغاز میکند و جماعت با آنتيفوني پاسخ میدهند، که یک فضای مشارکتی و جمعی ایجاد میکند.
referring to the act of worshiping physical objects or representations of deities, rather than the worship of a higher spiritual being or a monotheistic God

وابسته به بتها
برخی مبلغان زندگی خود را وقف تبدیل افراد از باورهای بت پرستانه خود و هدایت آنان به سوی یکتاپرستی میکنند.
the worship of physical objects as divine beings, rather than the worship of a monotheistic God

بتپرستی
پیامبر پیامی قدرتمند را ارائه داد که بتپرستی را محکوم میکرد و مردم را ترغیب میکرد تا پرستش بتهای بیجان را رها کرده و به ایمان یکتاپرستی روی آورند.
to admire someone excessively, often regarding it as an ideal or perfect figure

پرستیدن, بیشازحد تحسین کردن
والدین توسط فرزندانشان که به مدلهای قوی در زندگی خود احترام میگذارند، ستایش میشوند.
