مهارت‌های واژگان SAT 2 - درس 15

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 2
susceptible [صفت]
اجرا کردن

در معرض

Ex: Older computer systems tend to be more susceptible to viruses and malware than newer ones with updated security software .

سیستم‌های کامپیوتری قدیمی‌تر نسبت به سیستم‌های جدیدتر با نرم‌افزارهای امنیتی به‌روز شده، بیشتر در معرض آسیب‌پذیری در برابر ویروس‌ها و بدافزارها هستند.

اجرا کردن

استعداد

Ex:

کودکان خردسال بیشتر در معرض تأثیرپذیری از فشار همسالان هستند زیرا حس هویت و رفتارهای آنها هنوز در حال توسعه است.

to venture [فعل]
اجرا کردن

خطر کردن

Ex: The explorers ventured into the desert , unsure of what they would face .

کاشفان به صحرا پا نهادند، مطمئن نبودند که با چه چیزی روبرو خواهند شد.

to regress [فعل]
اجرا کردن

به رفتار بد (خود) بازگشتن

Ex: The patient had regressed to her addictive behaviors after a relapse triggered old traumatic memories .

بیمار پس از عود که خاطرات قدیمی آسیب‌زا را تحریک کرد، به رفتارهای اعتیادی خود برگشته بود.

regression [اسم]
اجرا کردن

برگشت

Ex: The statistical analysis revealed a strong negative correlation , indicating a regression between income levels and educational attainment .

تحلیل آماری یک همبستگی منفی قوی را نشان داد که نشان‌دهنده عقب‌گردی بین سطوح درآمد و دستاوردهای آموزشی است.

prig [اسم]
اجرا کردن

آدم خودنما

Ex: He was labeled a prig due to his constant moralizing and refusal to engage in any activities he deemed inappropriate .

او به خاطر مداومت در منبری کردن و امتناع از شرکت در هر فعالیتی که نامناسب می‌دانست، خودپسند خطاب شد.

priggish [صفت]
اجرا کردن

خودنما

Ex: He found her priggish behavior annoying , always insisting on following the rules and never willing to take risks .

او رفتار خودپسندانه او را آزاردهنده یافت، همیشه اصرار بر رعایت قوانین داشت و هرگز حاضر به پذیرش ریسک نبود.

illicit [صفت]
اجرا کردن

نامشروع

Ex: The novel explores the consequences of illicit love affairs .

رمان به بررسی عواقب روابط عاشقانه غیرقانونی می‌پردازد.

illiterate [صفت]
اجرا کردن

بی‌سواد

Ex:

مادربزرگ فقط می‌توانست به جای امضا، علامت خود را بگذارد زیرا او از نظر عملکردی بی‌سواد بود.

antithesis [اسم]
اجرا کردن

نقطه مقابل

Ex: Whereas optimism sees possibilities , pessimism is more or less its antithesis of always anticipating the worst .

در حالی که خوش‌بینی احتمالات را می‌بیند، بدبینی کم و بیش نقیض آن است که همیشه انتظار بدترین را دارد.

luscious [صفت]
اجرا کردن

از نظر جنسی جذاب

Ex: Her luscious lips were painted a vibrant red , drawing attention to her smile .

لبان‌های آبدار او با رنگی قرمز روشن آرایش شده بود، توجه را به لبخندش جلب می‌کرد.

lustrous [صفت]
اجرا کردن

رخشان

Ex: At just 25 years old , Jenny already has an extremely lustrous resume , having worked for some of the top design firms in the world .

تنها در 25 سالگی، جنی رزومه‌ای فوق‌العاده درخشان دارد و برای برخی از برترین شرکت‌های طراحی جهان کار کرده است.

اجرا کردن

شکوفا شدن

Ex: Since being released into the nature preserve , the endangered frogs have luxuriated in the ideal habitat , and their numbers are growing steadily .

از زمانی که در منطقه حفاظت‌شده رها شده‌اند، قورباغه‌های در معرض خطر در زیستگاه ایده‌آل رشد کرده‌اند و تعداد آنها به‌طور پیوسته در حال افزایش است.

luxurious [صفت]
اجرا کردن

مجلل

Ex: The resort offered luxurious villas with private pools and stunning ocean views .

مجتمع تفریحی، ویلاهای مجلل با استخرهای خصوصی و چشم‌اندازهای خیره‌کننده از اقیانوس ارائه می‌داد.