to clearly show disapproval, which can discourage others from a particular action or behavior

نپسندیدن, بد دانستن
با مشاهده رفتار نادرست، معلم ناخشنودی خود را از رفتار اخلالگرانه دانش آموزان نشان داد و بلافاصله موضوع را مورد بررسی قرار داد.
to speak at length in a formal or confident manner about a particular topic, often showing expertise

طولانی صحبت کردن
استاد در مورد پیامدهای اخلاقی هوش مصنوعی سخنرانی کرد.
having no manners or respect for others

بیادب, بینزاکت
علیرغم درخواست مودبانه، فرد در صف با هل دادن و جلو زدن از دیگران همچنان بیادب بود.
to reveal something to the public, especially a secret

پرده برداشتن, فاش کردن
در هفتههای آینده، یک تیم از محققان شواهدی را کشف خواهند کرد که یک رسوایی بزرگ را افشا میکند.
to make someone or something be no longer respected

بیاعتبار کردن
شایعات برای بیاعتبار کردن شهرت او پخش شد، با وجود بیگناهیاش.
to compare different pieces of information and examine them to find their differences

مقایسه کردن
او ساعاتی را صرف مقایسه نتایج نظرسنجی کرد تا یافتههای کلیدی را شناسایی کند.
situated alongside something

دوشادوش
شاخههای جانبی از درخت گسترش یافتند، که حمایت اضافی به تنه اصلی ارائه دادند.
relating to a member of the working class

مربوط به طبقه کارگر, کارگری، وابسته به طبقه کارگر
در میان رکود اقتصادی، محلههای پرولتاریایی بیشترین آسیب را دیدند، با نرخ بیکاری بالا و فقر روبرو شدند.
the class of people who do physical labor as a job, especially in factories or industries

پرولتاریا, طبقه کارگر
با پیشرفت روزافزون اتوماسیون، نگرانیهایی درباره تأثیر آن بر معیشت پرولتاریا وجود دارد، زیرا مشاغل به طور فزایندهای کمیاب میشوند.
to turn or move in a spiral motion

مارپیچ رفتن
سوار شدن در شهربازی باعث شد مسافران احساس کنند که در آستانه چرخش از روی زمین هستند.
a device that maintains its orientation regardless of movement

ژیروسکوپ, گردشنما
لباس فضانوردی فضانورد مجهز به سیستم ژیروسکوپ یکپارچه بود که به حفظ جهت و تعادل در طول فعالیتهای خارج از سفینه کمک میکرد.
an insensitive and uneducated person who lacks culture and manners

آدم بینزاکت, بیفرهنگ
علیرغم ثروتش، به دلیل عدم ظرافت به عنوان یک بیادب دیده میشد.
having rude or disrespectful manners

بیادبانه, گستاخانه
رفتار بیادبانه آنها در رویداد دوستانشان را شرمسار کرد.
a behavior or an action that goes beyond what is considered reasonable, appropriate, or customary

گزافی, زیادی
مدیر عامل شرکت به دلیل حقوق سرسامآور خود مورد انتقاد قرار گرفت، که متناسب با عملکرد کسبوکار دیده نمیشد.
exceeding the reasonable or accepted boundaries

سرسامآور
خواستههای سرسامآور او در طول مذاکرات، رسیدن به یک توافق منصفانه را دشوار کرد.
the act of confusing people by making things complicated to understand

گیجساختن, گیجکردن
از طریق داستانسرایی هوشمندانه و سرنخهای مرموز، نویسنده به طور استادانه تار و پودی از ابهام بافت، خوانندگان را روی لبه صندلیهایشان نگه داشت.
an aura of power or mystery around something or someone that makes them seem more interesting or special

جذبه, کشش
درون معبد باستانی، پوشیده از راز و احاطه شده با افسانهها، یک رازآلودگی انکارناپذیر وجود داشت که بازدیدکنندگان بیشماری را به خود جذب میکرد.
to speed up or facilitate the progress of an action or task

تسریع کردن, سرعت بخشیدن
دولت قانونی را برای تسریع ساخت پروژههای زیربنایی حیاتی تصویب کرد.
done very quickly without wasting time or resources

باعجله, سریع
فرآیند تصمیمگیری سریع به حل سریع مشکل کمک کرد.
