مهارت‌های واژگان SAT 2 - درس 8

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 2
اجرا کردن

بحث کردن یا مخالفت کردن

Ex: He is currently expostulating with the customer service representative over the poor quality of the product .

او در حال حاضر با نماینده خدمات مشتریان در مورد کیفیت پایین محصول به شدت بحث می‌کند.

exposure [اسم]
اجرا کردن

تماس

Ex: Tourists had little exposure to local dangers .

گردشگران در معرض خطرات محلی کمی قرار داشتند.

to expound [فعل]
اجرا کردن

توضیح دادن

Ex: He expounded on his theory , offering new insights into the issue .

او نظریه خود را توضیح داد، بینش‌های جدیدی در مورد موضوع ارائه کرد.

precipice [اسم]
اجرا کردن

پرتگاه

Ex: A sudden gust of wind made the precipice seem even more daunting .

وزش ناگهانی باد، پرتگاه را حتی ترسناک‌تر کرد.

precipitant [صفت]
اجرا کردن

عجولانه

Ex:

اعلامیه عجولانه ذینفعان را غافلگیر کرد زیرا جایگزین‌ها به درستی در نظر گرفته نشده بودند.

precipitous [صفت]
اجرا کردن

باعجله

Ex: The stock market plunge was seen by some as an overreaction or precipitous response not backed by fundamentals .

سقوط بازار سهام توسط برخی به عنوان واکنش بیش از حد یا پاسخ عجولانه‌ای دیده شد که توسط اصول بنیادی پشتیبانی نمی‌شد.

theoretical [صفت]
اجرا کردن

تئوری

Ex: Theoretical economics analyzes economic systems based on abstract principles .

اقتصاد نظری سیستم‌های اقتصادی را بر اساس اصول انتزاعی تحلیل می‌کند.

theorist [اسم]
اجرا کردن

نظریه‌پرداز

Ex: The psychologist 's groundbreaking work as a theorist revolutionized our understanding of human behavior and cognition .

کار پیشگامانه روانشناس به عنوان یک نظریه‌پرداز درک ما از رفتار و شناخت انسان را متحول کرد.

to theorize [فعل]
اجرا کردن

گمانه‌زنی کردن

Ex: It ’s common for people to theorize when they do n’t have all the answers .

رایج است که مردم نظریه پردازی کنند وقتی همه پاسخ‌ها را ندارند.

thesis [اسم]
اجرا کردن

فرض

Ex: During the discussion , John put forward the thesis that technology has both positive and negative impacts on society .

در طول بحث، جان این تز را مطرح کرد که فناوری تأثیرات مثبت و منفی بر جامعه دارد.

ironic [صفت]
اجرا کردن

طعنه‌آمیز

Ex: Her ironic criticism of inconsistencies showed a deep understanding of the issues at play .

انتقاد کنایه‌آمیز او از ناسازگاری‌ها، درک عمیقی از مسائل درگیر را نشان داد.

irony [اسم]
اجرا کردن

وارونه‌گویی

Ex: The comedian ’s irony added humor to his harsh social commentary .

طنز کمدین به تفسیر اجتماعی تند او طنز اضافه کرد.

to botanize [فعل]
اجرا کردن

مطالعه کردن روی گیاهان

Ex: He enjoys botanizing in the desert , searching for resilient plant species that have adapted to survive in arid conditions .

او از گیاه‌شناسی در صحرا لذت می‌برد، به دنبال گونه‌های گیاهی مقاوم که برای زنده ماندن در شرایط خشک سازگار شده‌اند.

botany [اسم]
اجرا کردن

گیاه‌شناسی

Ex:

آزمایشگاه‌های گیاه‌شناسی به میکروسکوپ‌ها برای مطالعه ساختار گیاهان مجهز هستند.

to entreat [فعل]
اجرا کردن

التماس کردن

Ex: I entreated him to accompany me to the ceremony .

من از او درخواست کردم که مرا به مراسم همراهی کند.

entreaty [اسم]
اجرا کردن

استدعا

Ex: They sent an entreaty to the king for aid .

آن‌ها یک درخواست به پادشاه برای کمک فرستادند.

inborn [صفت]
اجرا کردن

مادرزادی

Ex: Twins studies suggest that certain personality traits may have an inborn genetic component .

مطالعات دوقلوها نشان می‌دهد که برخی از ویژگی‌های شخصیتی ممکن است دارای یک جزء ژنتیکی مادرزادی باشند.

inbred [صفت]
اجرا کردن

خویش‌آمیزشی

Ex:

اصرار خانواده سلطنتی به ازدواج درون خویشاوندی منجر به تاریخچه‌ای از پادشاهان همخون شد.

nebula [اسم]
اجرا کردن

(چشم‌پزشکی) تاری مختصر قرنیه

Ex:
nebulous [صفت]
اجرا کردن

سحابی‌مانند

Ex: The nebulous dust surrounding the stars formed intricate patterns .

غبار مه‌آلود اطراف ستاره‌ها الگوهای پیچیده‌ای تشکیل داد.