to strongly argue, disapprove, or disagree with someone or something

بحث کردن یا مخالفت کردن
فردا، من با صاحبخانهام درباره افزایش ناگهانی اجاره اعتراض خواهم کرد.
the condition of being unprotected from harm, danger, or adverse conditions

تماس, در معرض
در معرض بودن مالی زمانی رخ میدهد که سرمایهگذاریها پرریسک باشند.
to give an explanation of something by talking about it in great detail

توضیح دادن, شرح دادن
نویسنده موضوعات اصلی کتاب را از طریق تجربیات شخصیتها توضیح میدهد.
a steep cliff or edge of a rock face, often with a significant drop

پرتگاه, سراشیبی
او در حالی که روی لبه پرتگاه صخره بلند ایستاده بود، هیجان را احساس کرد.
happening more quickly than normal circumstances, especially without required preparation

عجولانه, شتابزده، باعجله
شاهدان گفتند که تیراندازی به نظر یک واکنش شتابزده میرسید تا از پیش برنامهریزی شده.
being made or carried out in a hurrying way that lacked thoughtful consideration

باعجله, شتابزده
استعفای عجولانه او به نظر حرکتی نابخردانه میرسید که بدون فکر کردن کامل انجام شده بود.
relating to or based on theory or logical reasoning rather than practical experience or application

تئوری
فیزیک نظری قوانین اساسی حاکم بر جهان را کاوش میکند.
someone who formulates general principles to explain specific events or phenomena

نظریهپرداز
به عنوان یک نظریهپرداز ادبی، او روایتهای مختلف را تحلیل کرد و ساختارها و درونمایههای زیربنایی آنها را بررسی کرد.
to express various scenarios about something without necessarily basing it on evidence or facts

گمانهزنی کردن, گمان کردن
آنها ساعتها نظریهپردازی کردند اما نتوانستند روی یک توضیح واحد توافق کنند.
a statement that someone presents as a topic to be argued or examined

فرض
دانشمند تز را مطرح کرد که حضور یک آنزیم خاص با پیشرفت بیماری مرتبط است.
using statements that mean the opposite of what is stated, often to convey criticism or humor through an implied second meaning

طعنهآمیز, کنایهدار
مجلات ادبی شعر و مقالههایی را منتشر میکنند که به دلیل کاوشهای ظریف و اغلب کنایهآمیز آنها در مورد وضعیت انسان مورد تقدیر قرار میگیرند.
a form of humor in which the words that someone says mean the opposite, producing an emphatic effect

وارونهگویی, گواژه
از طریق کنایه، او بدون توهین مستقیم، نقصهای منطق آنها را نشان داد.
to study or collect plants in a scientific or systematic manner, often in their natural environments

مطالعه کردن روی گیاهان
او قبل از تخصص در جوامع گیاهی ساحلی، در اکوسیستمهای مختلف گیاهشناسی کرده بود.
the scientific study of plants, their structure, genetics, classification, etc.

گیاهشناسی
دانشگاه مدرکی در گیاهشناسی با تخصصهای مختلف در علوم گیاهی ارائه میدهد.
to ask someone in an emotional or urgent way to do something

التماس کردن, استدعا کردن
شهروندان از شهردار درخواست کردند که سیستم حمل و نقل شهر را بهبود بخشد.
a request made with sincerity or desperation

استدعا, التماس، تمنا
درخواست او پر از احساس و ترس بود.
referring to traits that are present from birth and are influenced by genetic inheritance, such as medical conditions or physical features

مادرزادی, از بدو تولد
محققان سعی کردند تعیین کنند که آیا برخی شرایط پزشکی دارای علت مادرزادی یا محیطی هستند.
born or developed as a result of reproduction between closely related members within a group of animals, plants, or people

خویشآمیزشی, درونزاد
حیوانات خویشاوندپرور اغلب نرخ باروری و بقای کاهش یافتهای را نشان میدهند.
