مهارت‌های واژگان SAT 2 - درس 10

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 2
inadvisable [صفت]
اجرا کردن

دور از مصلحت

Ex: Eating raw chicken is highly inadvisable due to the risk of food poisoning .

خوردن مرغ خام به دلیل خطر مسمومیت غذایی بسیار نامناسب است.

inalienable [صفت]
اجرا کردن

لاینفک

Ex: Ownership of cultural artifacts held in perpetuity by a museum is inalienable and not subject to resale .

مالکیت آثار فرهنگی که به طور دائمی در موزه نگهداری می‌شوند غیرقابل انتقال است و مشمول فروش مجدد نمی‌شود.

inane [صفت]
اجرا کردن

مزخرف

Ex:

ترویج شبه علم بی‌معنی به شدت اعتبار شما به عنوان یک محقق را تضعیف خواهد کرد.

inanimate [صفت]
اجرا کردن

بی‌جان

Ex: In the sentence ' The flowers bloomed beautifully , ' ' flowers ' is an inanimate noun .

در جمله 'گل‌ها زیبا شکفتند'، 'گل‌ها' یک اسم بی‌جان است (به معنای '(اسامی یا ضمایر) نماینده اشیاء، چیزها یا موجودات غیرزنده').

rancor [اسم]
اجرا کردن

کینه‌توزی

Ex: The long-standing rancor between the two nations prevented any meaningful diplomatic progress .

کینه دیرینه بین دو ملت مانع از هرگونه پیشرفت دیپلماتیک معنادار شد.

rancorous [صفت]
اجرا کردن

معاند

Ex: His rancorous remarks about his former colleagues revealed his lingering anger .

اظهارات کینه‌توزانه او درباره همکاران سابقش، خشم پایدار او را آشکار کرد.

to exorcise [فعل]
اجرا کردن

دفع کردن

Ex: The ritual was meant to exorcise the dark presence that had taken hold of the old mansion .

این مراسم برای جن‌زدایی از حضور تاریکی که عمارت قدیمی را تسخیر کرده بود، طراحی شده بود.

exorcism [اسم]
اجرا کردن

جن‌گیری

Ex: The ritual of exorcism was a deeply sacred practice in their culture .

آیین جن‌زدایی در فرهنگ آن‌ها عمیقاً مقدس بود.

outreach [اسم]
اجرا کردن

درازکردن

Ex: Community outreach is a major part of the organization 's efforts to assist homeless populations .

رسیدگی به جامعه بخش عمده‌ای از تلاش‌های سازمان برای کمک به جمعیت بی‌خانمان است.

to outride [فعل]
اجرا کردن

پیشی گرفتن

Ex:

آنها طوفان را پشت سر گذاشتند و قبل از غروب به ایمنی رسیدند.

outright [قید]
اجرا کردن

مستقیماً

Ex: He inherited the family farm outright when both his parents passed away .

او مزرعه خانوادگی را کاملاً به ارث برد وقتی هر دو والدینش فوت کردند.

اجرا کردن

دست انداختن

Ex: The idea of success tantalizes many but eludes most .

ایده موفقیت بسیاری را فریفته می‌کند اما از دسترس اکثر دور می‌ماند.

tantamount [صفت]
اجرا کردن

معادل

Ex: Refusing to answer the question was tantamount to admitting guilt .
to abstain [فعل]
اجرا کردن

پرهیز کردن

Ex: To stay focused on her studies , Lisa chose to abstain from social media during exam week .

برای متمرکز ماندن بر روی تحصیلاتش، لیزا تصمیم گرفت در هفته امتحانات از شبکه‌های اجتماعی پرهیز کند.

abstemious [صفت]
اجرا کردن

پرهیزکار (در خوردن و نوشیدن)

Ex: Despite the tempting array of desserts , she remained abstemious and chose a piece of fruit instead .

علیرغم مجموعه وسوسه‌انگیز دسرها، او پرهیزکار باقی ماند و به جای آن یک تکه میوه انتخاب کرد.

abstinence [اسم]
اجرا کردن

پرهیز (در خوردن و نوشیدن)

Ex: The couple decided to practice abstinence from intimate activities until they were married , guided by their religious beliefs .

این زوج تصمیم گرفتند تا از فعالیت‌های صمیمی تا زمان ازدواج پرهیز کنند، که توسط باورهای مذهبی‌شان هدایت می‌شد.

اجرا کردن

بی‌ثبات

Ex: Her behavior towards him was inconsistent , alternating between affectionate and distant .

رفتار او نسبت به او ناپایدار بود، بین محبت‌آمیز و دوری در نوسان بود.

inconstant [صفت]
اجرا کردن

متغیر

Ex: The inconstant quality of the product disappointed customers , as its performance varied greatly .

کیفیت ناپایدار محصول باعث ناامیدی مشتریان شد، زیرا عملکرد آن به شدت متفاوت بود.

اجرا کردن

نامناسب

Ex: The new policy is inconvenient for employees with long commutes .

سیاست جدید برای کارمندانی که مسافت طولانی را طی می‌کنند نامناسب است.

اجرا کردن

ناچیز

Ex: The delay caused by the minor technical glitch was inconsiderable , and the presentation proceeded smoothly .

تأخیر ناشی از مشکل فنی جزئی ناچیز بود، و ارائه به آرامی پیش رفت.