an individual who lives by themselves and avoids all sorts of contact with other people

گوشهنشین
تصمیم او برای زندگی به عنوان یک منزوی توسط میل به تأمل شخصی هدایت شد.
(of a place) very isolated and remote, situated far from populated areas or access to the outside world

دنج
شایعاتی درباره فعالیتهای مرموزی که در پایگاه نظامی منزوی و به شدت حفاظت شده در جریان بود، پیچید.
a critical remark

اعتراض, انتقاد
علیرغم انتقاد، او در کارش مطمئن باقی ماند.
a tiny animal, typically visible only under a microscope

ریزجاندار, جانور کوچک
در مطالعات پیشگامانه خود درباره جانوران ذرهبینی، لیوون هوک گونههای بیشماری از پروتوزواها، باکتریها و دیگر موجودات میکروسکوپی را مستند کرد.
to invoke emotions, enthusiasm, or energy in people

به حرکت درآوردن, تهییج کردن
حرکات کوچک مهربانی جلسه را زنده کرد، و آن را گرم و خوشآمد گویی ساخت.
strong hostility, opposition, or anger

خصومت, دشمنی، ستیز، کینه، عداوت
او نمیتوانست خصومت خود را پنهان کند وقتی که مجبور به همکاری شدند.
a deep-seated feeling of hostility and ill will directed at someone or something

عناد, دشمنی
برخی از گروهها کینهتوزی خود را نسبت به برخی نظریههای علمی که با آموزههای اصلی آنها در تضاد است، حفظ میکنند.
a feeling or suspicion that something, particularly something unpleasant, is about to take place

دلواپسی, دلشوره
او سعی کرد پیشآگهی را نادیده بگیرد، اما در حالی که برای سفر آماده میشد، باقی ماند.
a statement about an offense made by a jury based on their own knowledge

گزارش دادگاه جنایی برای یک جنایت
هیچ اتهام رسمی ثبت نشده بود اما شایعات سوءرفتار هیئت منصفه را به معرفی ارائه خود از پرونده سوق داد.
a loud, forceful, and emphatic speech, often in an angry or aggressive tone

حرارت (سخن), تندی
فعالان با شدت درباره علت خود صحبت کردند و با صدای بلند خواستار اقدام فوری سیاسی شدند.
expressing strong emotions, typically anger

پرشور, غضبناک، پراحساسات
نامه حاوی یک درخواست پرشور برای عدالت بود که ناامیدی عمیقی از سیستم را بیان میکرد.
to make a slight shaking movement, often as a result of external factors such as wind, movement, or vibrations

لرزیدن
ساکنان در امتداد خط گسل احساس کردند که خانههایشان برای چند دقیقه میلرزید در طول رویداد لرزهای.
(of the voice or body) shaking in a slight, fragile manner, often due to nerves, fear, age or illness

لرزان, هراسناک
او یک یادداشت لرزان نوشت و به خاطر سوءتفاهم عذرخواهی کرد.
to twist or manipulate someone's words or actions in a dishonest or unfair way

به مشقت انداختن
با انتخاب گزینشی حقایق، برخی از نظریهپردازان توطئه اطلاعات را تحریف میکنند تا با ادعاهای بیاساس و غیرمنطقی که توسط شواهد پشتیبانی نمیشوند، مطابقت دهند.
the criminal act of obtaining money, property, or services from someone through coercion, threats, or intimidation

اخاذی
قربانیان اخاذی اغلب احساس درماندگی و ترس میکنند.
an event or experience that is unfortunate, unsuccessful, or troublesome, often due to poor planning, bad judgment, or unforeseen circumstances

بلا, حادثه، بدبختی
او پس از آشکار شدن یک ماجراجویی شامل وجوه غیرقانونی کمپین، با شرم استعفا داد.
someone who dislikes, distrusts, or hates other human beings

انسانگریز, مردمگریز
پس از سالها خیانت دوستان و خانواده، او به یک انسانگریز تبدیل شد که به هیچکس اطرافش اعتماد نداشت.
to fail to understand the full or true meaning, intention, or scope of a situation, idea, or statement

درست نفهمیدن, بد فهمیدن
فکر میکنم تو اشتباه متوجه شدی از چیزی که گفتم - منظورم آن نبود.
