to examine or look for something, particularly using a small long instrument

با پروب معاینه کردن
محققان ساختار ژنتیکی گونه نادر را بررسی کردند تا تاریخچه تکاملی آن را درک کنند.
a process in which the validity of a will is legally proved

تصدیق صحت وصیتنامه
پس از فوت او، مجری وصیت نامه را برای تصدیق در دادگاه محلی ثبت کرد.
the quality of abiding by the highest moral principles

درستکاری, پاکدامنی
درستکاری او در مدیریت مالی شرکت برایش احترام گستردهای به ارمغان آورد.
to add to something's value, effect, size, or amount

زیاد کردن, بزرگ کردن، افزایش یافتن
شهر برنامه دارد تا خدمات حمل و نقل عمومی را در سالهای آینده افزایش دهد.
impressive and worthy of respect

محترم, ارجمند
کتابخانه مجموعهای با عظمت از نسخههای خطی نادر و چاپهای اول را در خود جای داده بود.
resemblance between people or things

شباهت, تشابه، همانندی
شباهت بین اثر باستانی و طراحیهای مدرن باستانشناسان را شگفتزده کرد.
to match the same qualities as someone or something

تقلید کردن
دانشجویان پزشکی روی یک مانکن تمرین کردند که پاسخهای انسانی را در حین جراحی شبیهسازی میکند.
a word or phrase that compares two things or people, highlighting the similarities, often introduced by 'like' or 'as'

تشبیه
استفاده شاعر از تشبیه که ستارهها را به الماس در آسمان تشبیه میکند، زیبایی و درخششی به مناظر شب میافزاید.
taking place at precisely the same time

همزمان
کنفرانس دارای ترجمه همزمان به چندین زبان برای پذیرایی از شرکت کنندگان بین المللی بود.
to confuse someone, causing them to feel disoriented or unable to think clearly

گیج کردن, مغشوش کردن
محیط ناآشنا کارمندان جدید را سردرگم کرد، که تطبیق آنها را دشوار ساخت.
to unsettle someone, causing them to become stressed or lose their confidence

دستپاچه کردن, سراسیمه کردن, مشوش کردن
رفتار غیرمعمول همکار معمولاً آرام، تمام دفتر را متحیر کرد.
so sad that makes comforting very difficult

دلشکسته, ، پریشان، تسلی ناپذیر
حتی با وجود خانوادهاش در اطرافش، او ناراحت باقی ماند، قادر به رهایی از غم نبود.
the act of stopping something

اختلال, وقفه، قطع
به دلیل محدودیتهای مالی، توقف پروژه اجتنابناپذیر بود.
careful and modest in behavior, showing wise self-restraint and avoiding unnecessary attention

محتاط, بااحتیاط، باخرد
او با تدبیر محتاطانه وضعیت را مدیریت کرد، مطمئن شد که هیچکس احساس شرمندگی یا ناراحتی نکند.
having no agreement with something

ناهماهنگ, ناساز
پاسخهای متناقض داده شده توسط اعضای تیم، کمبود ارتباط را نشان داد.
into separate pieces

از هم جدا
رقابت بین دو جناح تهدید میکرد که سازمان را تکه تکه کند.
having a clever and practical ability to make wise and effective decisions

زیرک, هوشیار
مهارتهای رهبری زیرکانه مدیر، تیم را از میان پروژههای چالشبرانگیز هدایت کرد.
to satisfy the feeling of thirst or hunger

تسکین دادن, رفع کردن
آبمیوه به سرعت تشنگی او را فرونشاند، و به او احساس طراوت بخشید.
