to cut off the head of someone or something

سر بریدن, گردن زدن، سر از تن جدا کردن
افسانه از موجودی افسانهای میگوید که ظاهراً طعمههایش را سر میبرد.
to get lessened in speed over time

کند شدن
دوچرخهسواران برای ایمنی در پیچهای سرازیری تند کاهش سرعت میدهند.
read with difficulty

بهسختی خواندن (خط ناخوانا، متون قدیمی یا زبانهای ناشناخته)
مدتی طول کشید تا او رمزگشایی دستنوشتههای قدیمی روی اسناد خانوادگی را انجام دهد.
lasting for a long time or continuing indefinitely

جاودان, پایا، دائمی، همیشگی، ابدی
زیبایی همیشگی کوهها کوهنوردان و علاقهمندان به طبیعت را از دور و نزدیک جذب میکرد.
a long journey, especially on foot

جهانگردی, دربهدری
احساس موفقیت پس از تکمیل سفر طولانی در بیابان بر او غلبه کرد.
having a state of disorder and confusion

آشفته
این رویداد به یک فاجعه آشفته تبدیل شد، با مهمانانی که دیر رسیدند و هیچ غذایی آماده نشده بود.
happening or made very quickly and easily

فوری
نرمافزار جدید وعده نتایج فوری را با تنها چند کلیک میدهد.
to explain something by giving an example

مثال آوردن
مدیر چند مطالعه موردی را مثال زد تا روش جدید را توضیح دهد.
the act of elevating a person's rank to that of a god

ارتقای انسان به مرتبه الهی, خداسازی
تقدیس در حماسه نماد صعود قهرمان به قلمرویی بالاتر بود.
a clever and concise expression that contains a general truth or principle

کلام کوتاه و آموزنده
سخنرانی سخنران انگیزشی با کلمات قصاری آمیخته بود که با مخاطبان طنین انداز شد.
a medical professional who prepares and dispenses medicinal drugs and offers medical advice

داروساز, عطار، داروگر
عطاری گیاهان و مواد معدنی مختلف را مطالعه کرد تا دانش خود را در مورد درمانهای طبیعی گسترش دهد.
the point at which something reaches its highest level or most advanced stage of development

اوج, نقطه کمال
دست یافتن به اهداف بلندپروازانه تیم، اوج تلاش های مشترک آنها بود.
(of a statement or story) unlikely to be authentic, even though it is widely believed to be true

ساختگی, جعلی
ماهیت جعلی افسانه شهری زمانی آشکار شد که محققان آن را رد کردند.
having a confident, hopeful, and positive outlook for the future

خوشبین, خوشمشرب
علیرغم مشکلات، رویکرد خوشبینانه آنها به مسئله منجر به راهحلهای نوآورانه شد.
not open to be debated

بیچونوچرا, مسلم، قطعی
درخواستهای قطعی او برای توضیح هیچ فرصتی برای کسی باقی نگذاشت تا اقتدارش را زیر سوال ببرد.
the development of blood cells

خونسازی, تبدیل خوراک به خون
اختلالات در خونسازی میتواند منجر به اختلالات خونی مانند کمخونی یا لوسمی شود.
a place where animals are butchered to use their meat

کشتارگاه
در زمانهای قدیم، یک سلاخخانه اغلب نزدیک به بازار برای توزیع آسان قرار داشت.
(of a person) involved in or eager for bloodshed or violence

خونخوار, سنگدل، ظالم
طبیعت خونخوار ژنرال به تاکتیکهای بیرحم او در نبرد کمک کرد.
