the situation in which some action is useful or necessary, even if it is not morally acceptable

سودجویی, سودگزینی، فرصتطلبی
در زمانهای بحرانی، مصلحت اغلب اقداماتی را دیکته میکند که در غیر این صورت غیراخلاقی در نظر گرفته میشوند.
helpful in a way that serves one's personal interests

صلاح, سودمند، مفید
گاهی اوقات، انتخاب یک مسیر سودمند ممکن است یک مشکل فوری را حل کند، اما میتواند بعداً مشکلات بیشتری ایجاد کند.
to consume or spend resources, energy, or time for a specific purpose

کامل استفاده کردن, مصرف کردن، خرج کردن
او تمام انرژی خود را در دویدن ماراتن صرف کرد.
showing no kindness or mercy

ظالم, خشن، سختگیر
پاسخ بیرحم قاضی متهم را ناامید کرد.
the act of bending one's body or usually one's head forward

خمیدگی بهجلو یا پایین
تمایل او به سمت میز نشان دهنده کنجکاوی او درباره بحث بود.
including everything or everyone, without excluding any particular group or element

گنجیده, گنجانده، احتسابشده
برنامه درسی جامع دیدگاهها و تجربیات متنوعی را در بر میگرفت، که حس تعلق را برای همه دانشآموزان تقویت میکرد.
an eye condition in which one is not able to see distant objects clearly

نزدیکبینی (چشمپزشکی)
او در دوران کودکی با میوپی دست و پنجه نرم میکرد، اغلب برای دیدن اشیاء دور چشمهایش را تنگ میکرد.
a vast and varied quantity of things or people

بسیار بسیار, فراوان، هزاران، هزارها
او انبوهی از ایدهها برای بهبود پروژه دارد.
the act of firmly respecting polite behavior in society

نکته دقیق در آیین رفتار
دقت نظر او در خطاب کردن همه با عنوانهای صحیحشان، تحسین او را در شام رسمی به همراه آورد.
paying a lot of attention to the correctness of behavior or to detail

نکتهسنج, آگاه به ریزهکاریها، مبادی آداب، دقیق
برنامهریزی موشکافانه آنها به یک رویداد بینقص اجرا شده منجر شد.
a person who knows a lot about a particular subject and is often asked to share their opinion on the matter in public

دانشمند, حکیم
با دانش گستردهاش در فناوری، او اغلب به عنوان متخصص برای کنفرانسهای فناوری مورد تقاضا بود.
capable of causing injury or damage due to a sharp or pointed quality

آسیبرسان
خارهای تیز ماهی بادکنکی نه تنها تیز بلکه سمی هستند که آنها را خطرناک میکند.
intended to punish or discipline someone for wrongdoing

تأدیبی, مجازاتی، تنبیهی
دادگاه جریمههای تنبیهی را به دلیل تخلفات محیط زیستی بر شرکت تحمیل کرد.
to gradually fill something, typically with a quality or emotion

اشباع کردن
همانطور که گذشته را به یاد میآوردند، احساسی شیرین و تلخ دربرگرفت گفتوگویشان را.
to be enough or adequate for a particular purpose or requirement

کفایت کردن, کافی بودن، بس بودن، بسنده بودن
این مقدار پول باید برای سفر آخر هفته ما کافی باشد.
toleration of difficult situations

طاقت (درد یا سختی), تاب، تحمل
تحمل او در برخورد با مشتریان سختگیر همه را در دفتر تحت تأثیر قرار داد.
characterized by refined manners, elegance, and high social standing

اصیل, نجیب، آقامنش، خوشلباس، خوشرفتار، متظاهر به فهم و ادب
آنها در یک محله اشرافی زندگی میکردند، جایی که آداب و نزاکت بسیار ارزشمند بود.
not of a Jewish faith

غیریهودی, غیرکلیمی
او در یک خانواده غیر یهودی بزرگ شد اما قدردانی عمیقی برای فرهنگ یهودی توسعه داد.
the act of a slave owner freeing their slaves

آزادسازی
عمل آزادسازی اغلب به عنوان یک اقدام اخلاقی دیده میشد، اگرچه سیستم بردهداری را پایان نداد.
a person, company, or country that produces large numbers of products

سازنده, تولیدکننده
تعهد تولید کننده به کنترل کیفیت اطمینان داد که هر مورد بالاترین استانداردها را برآورده میکند.
