a group of six things or people

ششنفر
ششنفره رقبا در دور نهایی مسابقه رو در رو میشوند، هر یک امیدوار به پیروزی.
consisting of six parts

ششتایی
طرح شش گانه محصول جدید امکان شش حالت عملیاتی مختلف را فراهم میکند که آن را به شدت همهکاره میسازد.
(of a person) highly accurate and careful in actions or words

دقیق, موبهمو، صحیح
مکانیک دقیق مشکل ماشین را در عرض چند دقیقه تشخیص داد.
to initiate someone into the Christian faith through a special ceremony, often involving the use of water

غسل تعمید دادن
کلیسا جلسات منظمی را برای تعمید نوزادان و خوشامدگویی به آنها در جامعه مسیحی برنامهریزی میکند.
all the Christian people and countries around the world

مسیحیت
بسیاری از محققان تاریخ مسیحیت را مطالعه میکنند تا گسترش مسیحیت در قارهها را درک کنند.
to help a person rid themselves of their misconceptions

کمک برای کنار گذاشتن
با ارائه شواهد روشن، او همکارانش را از روشهای منسوخ آگاه کرد.
a sense of discontent, particularly towards a governing system

نارضایتی (مخصوصا از یک حکومت)
نارضایتی معلم از سیاستهای مدیریت منجر به استعفای او شد.
to lack harmony or compatibility with another element, idea, or action

شبیه نبودن, ناهمسان بودن
روایت او از حادثه با روایت دوستش مغایرت داشت.
to reject or forbid something officially

اجازه ندادن, مجاز ندانستن
هیئت مدیره تصمیم گرفت استفاده از برخی مواد شیمیایی در فرآیندهای تولید را به دلایل زیستمحیطی ممنوع کند.
to have an unfavorable opinion or judgment about something

نامطلوب تلقی کردن, ناپسند شمردن
برخی از مشتریان مخالف تغییرات اخیر منوی رستوران هستند.
to give up weapons or reduce military strength willingly

خلع سلاح کردن
طرفهای مخالف تحت یک توافق میانجیگری شده توسط سازمان ملل سلاحهای خود را زمین گذاشتند.
strong disapproval of something, especially something moral

سرزنش, مذمت
پس از رسوایی، ناخرسندی عمومی آنقدر شدید بود که سیاستمدار مجبور به استعفا شد.
to make something disorganized

مغشوش کردن, بر هم زدن، بیترتیب کردن، مختل کردن، به هم زدن
اگر آنها چیدمان صندلیها برای جلسه را به هم بزنند، پیدا کردن جا برای همه سخت خواهد شد.
a state of confusion and lack of order and organization

آشفتگی ذهنی, گیجی
پروژه ممکن است در هرج و مرج باشد مگر اینکه تیم رهبری اقدامات سریعی برای سازماندهی مجدد وظایف انجام دهد.
to stop operating as a group

منحل شدن, از هم پاشیدن
پس از دههها خدمت، گروه داوطلبان تصمیم به انحلال گرفت و میراثی از حمایت جامعه را بر جای گذاشت.
to free someone from a burden

باری از دوش (کسی) برداشتن, آسوده کردن، سبکبار کردن
پس از سالها استرس و نگرانی، فرصت بازنشستگی او را از بسیاری از تعهداتی که بر دوش داشته رها خواهد کرد.
to distribute money, funds, or resources, typically for various purposes or obligations

پرداختن (از بودجه), پرداخت کردن، خرج کردن
کمیته اخیراً کمکهزینههایی به پروژههای نوآورانه توزیع کرده است.
