رسانه و ارتباطات - دستگاه‌های پخش و نمایش

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به دستگاه‌های پخش و نمایش مانند "میکروفون"، "دیش ماهواره" و "پروژکتور" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رسانه و ارتباطات
radio [اسم]
اجرا کردن

رادیو

Ex: They turned off the radio when they went to sleep .

آنها رادیو را خاموش کردند وقتی به خواب رفتند.

microphone [اسم]
اجرا کردن

میکروفن

Ex: During the interview , he leaned closer to the microphone to make sure his responses were audible and clear .

در طول مصاحبه، او به میکروفون نزدیکتر شد تا مطمئن شود پاسخ‌هایش قابل شنیدن و واضح هستند.

mixer [اسم]
اجرا کردن

میکسر صوتی

Ex: A faulty mixer distorted the sound .
encoder [اسم]
اجرا کردن

رمزگذار

Ex: I need to set up the encoder before the live broadcast to ensure the video quality is good .

من نیاز دارم قبل از پخش زنده انکودر را تنظیم کنم تا کیفیت ویدیو خوب باشد.

modulator [اسم]
اجرا کردن

مدولاتور

Ex: The satellite uses a modulator to send TV signals to cable providers .

ماهواره از یک مدولاتور برای ارسال سیگنال‌های تلویزیونی به ارائه‌دهندگان کابل استفاده می‌کند.

AV receiver [اسم]
اجرا کردن

گیرنده AV

Ex:

ما یک ریسیور AV جدید برای سیستم سینمای خانگی خود خریدیم تا کیفیت صدا را بهبود بخشیم.

اجرا کردن

دیش ماهواره

Ex: We had to install a larger satellite dish to improve the signal strength for our internet connection .

ما مجبور شدیم یک دیش ماهواره بزرگتر نصب کنیم تا قدرت سیگنال اتصال اینترنتمان را بهبود بخشیم.

اجرا کردن

اتوکیو

Ex: The teleprompter malfunctioned halfway through the broadcast , leaving the news anchor to improvise until it was fixed .

تلپرمپتر در میانه پخش از کار افتاد و مجری خبر را مجبور به بداهه‌گویی کرد تا زمانی که تعمیر شد.

اجرا کردن

سرور ویدیو

Ex: The video server stores all the movie files , making it easy to access them for playback .

سرور ویدئو تمام فایل‌های فیلم را ذخیره می‌کند، که دسترسی به آنها را برای پخش آسان می‌سازد.

اجرا کردن

دانگل پخش آنلاین

Ex: My friend gave me a streaming stick as a gift , and it works perfectly with my TV .

دوستم یک استیک استریمینگ به من هدیه داد و آن کاملاً با تلویزیون من کار می‌کند.

اجرا کردن

مسیریاب ویدیویی

Ex: During the concert , the video router made it possible for the director to choose which video to show on the big screen .

در طول کنسرت، روتر ویدئو به کارگردان اجازه داد تا انتخاب کند کدام ویدئو روی صفحه بزرگ نمایش داده شود.

اجرا کردن

مسیریاب صوتی

Ex: The audio router helped us connect the sound from different devices to the mixing board .

مسیریاب صوتی به ما کمک کرد تا صدا را از دستگاه‌های مختلف به میز میکس متصل کنیم.

اجرا کردن

دستگاه استریم

Ex: I connected the streaming device to the TV , and now I can watch everything online .

من دستگاه استریمینگ را به تلویزیون وصل کردم و حالا می‌توانم همه چیز را آنلاین تماشا کنم.

اجرا کردن

دستگاه هوشمند

Ex: I can ask my smart device to play music while I 'm cooking dinner .

من می‌توانم از دستگاه هوشمندم بخواهم هنگام پختن شام موسیقی پخش کند.

camera [اسم]
اجرا کردن

دوربین

Ex: The detective checked the security footage from the camera .

کارآگاه تصاویر امنیتی را از دوربین بررسی کرد.

projector [اسم]
اجرا کردن

پروژکتور

Ex: He brought his portable projector to the camping trip , turning the side of the tent into a makeshift movie theater under the stars .

او پروژکتور قابل حمل خود را به سفر کمپینگ آورد، کنار چادر را به یک سینمای موقت زیر ستاره‌ها تبدیل کرد.

display [اسم]
اجرا کردن

صفحه‌نمایش

Ex: The conference room was equipped with a large display for presentations during meetings .

اتاق کنفرانس مجهز به یک صفحه نمایش بزرگ برای ارائه‌ها در جلسات بود.

television [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون

Ex: We bought a new television with 4 K resolution .

ما یک تلویزیون جدید با وضوح 4K خریدیم.

اجرا کردن

سیستم آمپلیفایر

Ex: The concert venue had a powerful public address system to make sure everyone could hear the performance .

محل کنسرت یک سیستم بلندگوی عمومی قدرتمند داشت تا مطمئن شود همه می‌توانند اجرا را بشنوند.