رسانه و ارتباطات - اشکال رسانه‌های چاپی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اشکال مختلف رسانه های چاپی مانند "مجله"، "نشریه دوره ای" و "کتابچه راهنما" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رسانه و ارتباطات
newspaper [اسم]
اجرا کردن

روزنامه

Ex: The newspaper has a column where readers can write in and ask for advice .

روزنامه ستونی دارد که خوانندگان می‌توانند در آن بنویسند و درخواست مشاوره کنند.

magazine [اسم]
اجرا کردن

مجله

Ex: The magazine features interviews with musicians and reviews of new albums .

مجله شامل مصاحبه‌هایی با موزیسین‌ها و بررسی آلبوم‌های جدید است.

newsletter [اسم]
اجرا کردن

خبرنامه

Ex: The newsletter included important updates about changes in the company 's policies .

خبرنامه شامل به‌روزرسانی‌های مهمی درباره تغییرات در سیاست‌های شرکت بود.

periodical [اسم]
اجرا کردن

نشریه

Ex: As a subscriber to several periodicals , I look forward to receiving each new issue in the mail .

به عنوان مشترک چندین نشریه دوره‌ای، مشتاقانه منتظر دریافت هر شماره جدید از طریق پست هستم.

fanzine [اسم]
اجرا کردن

طرفدارنامه

Ex: The local comic book store carries several fanzines made by fans of different genres .

فروشگاه کتاب‌های مصور محلی چندین فنزین دارد که توسط طرفداران ژانرهای مختلف ساخته شده‌اند.

اجرا کردن

کارت ویزیت

Ex: The company ’s logo stood out on the business card design .

لوگوی شرکت در طراحی کارت ویزیت برجسته بود.

اجرا کردن

انتشارات تجاری

Ex: The trade publication has a section dedicated to interviews with industry leaders .

نشریه تجاری بخشی دارد که به مصاحبه با رهبران صنعت اختصاص داده شده است.

brochure [اسم]
اجرا کردن

کتابچه راهنما

Ex: After browsing the brochure , he decided to sign up for the cooking class advertised inside .
pamphlet [اسم]
اجرا کردن

جزوه

Ex: Before the workshop , attendees received pamphlets outlining the agenda and topics to be covered during the session .

قبل از کارگاه، شرکت‌کنندگان بروشورهایی دریافت کردند که برنامه و موضوعاتی که در طول جلسه پوشش داده می‌شود را خلاصه می‌کرد.

yearbook [اسم]
اجرا کردن

سالنامه

Ex: The local photography club publishes a yearbook showcasing members ' best photos , group outings , and photography tips from the past year .

باشگاه عکاسی محلی یک سالنامه منتشر می‌کند که بهترین عکس‌های اعضا، گردش‌های گروهی و نکات عکاسی سال گذشته را به نمایش می‌گذارد.