رسانه و ارتباطات - Social Media

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به رسانه های اجتماعی مانند "الگوریتم"، "فید" و "محتوا" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رسانه و ارتباطات
اجرا کردن

عکس پروفایل

Ex: He set a funny profile picture for his account to show his sense of humor .

او یک عکس پروفایل خنده‌دار برای حسابش تنظیم کرد تا حس طنز خود را نشان دهد.

cover photo [اسم]
اجرا کردن

عکس کاور

Ex: He made his cover photo a collage of his favorite memories .

او عکس کاور خود را به یک کلاژ از خاطرات مورد علاقه‌اش تبدیل کرد.

profile [اسم]
اجرا کردن

(فضای مجازی) مشخصات فردی

Ex: She set her profile to private to control who can see her information .

او پروفایل خود را خصوصی تنظیم کرد تا کنترل کند چه کسی می‌تواند اطلاعاتش را ببیند.

bio [اسم]
اجرا کردن

بیو

Ex: My bio on Twitter is a short summary of my hobbies and what I post about .

بیوگرافی من در توییتر خلاصه‌ای کوتاه از سرگرمی‌هایم و مطالبی است که منتشر می‌کنم.

following [اسم]
اجرا کردن

هواداران

Ex: The band has built a strong following in Europe over the years .

گروه در طول سال‌ها پیروان وفاداری در اروپا ساخته است.

like [اسم]
اجرا کردن

لایک (فضای مجازی)

comment [اسم]
اجرا کردن

کامنت

Ex: She posted a question , and I replied with a helpful comment .

او یک سوال پست کرد، و من با یک نظر مفید پاسخ دادم.

timeline [اسم]
اجرا کردن

تایم‌لاین

Ex: The app organizes photos on your timeline by date .

برنامه عکس‌ها را در جدول زمانی شما بر اساس تاریخ سازماندهی می‌کند.

story [اسم]
اجرا کردن

استوری

Ex: " Check my story , I added a poll about the movie ! "

"استوری من را چک کن، یک نظرسنجی درباره فیلم اضافه کردم!" او گفت.

post [اسم]
اجرا کردن

پست (در فضای مجازی)

Ex: They published a thought-provoking post on environmental awareness .

آنها یک پست فکربرانگیز درباره آگاهی محیطزیستی منتشر کردند.

status [اسم]
اجرا کردن

وضعیت فعلی (به‌اشتراک‌گذاشته‌شده در رسانه‌های اجتماعی)

Ex: He updated his status to announce his new job .

او وضعیت خود را به روز کرد تا شغل جدیدش را اعلام کند.

DM [اسم]
اجرا کردن

پیام شخصی (در شبکه‌های اجتماعی)

اجرا کردن

اطلاعیه

Ex: You 'll get a notification when your order is shipped .
اجرا کردن

درخواست دوستی (رسانه اجتماعی)

Ex: She ignored the friend request from the unfamiliar user on Twitter .

او درخواست دوستی از کاربر ناآشنا در توییتر را نادیده گرفت.

اجرا کردن

تاریخچه فعالیت

Ex: The activity log showed all the comments he made on his friends ' posts last week .

لاگ فعالیت تمام نظراتی را که او هفته گذشته روی پست‌های دوستانش گذاشته بود نشان داد.

highlight [اسم]
اجرا کردن

هایلایت

Ex: The company curated a highlight to share customer reviews and testimonials .

شرکت یک highlight را برای به اشتراک گذاشتن نظرات و توصیه‌نامه‌های مشتریان تهیه کرد.

pm [اسم]
اجرا کردن

پیام خصوصی

tweet [اسم]
اجرا کردن

توئیت

Ex: I received a notification that someone liked my tweet about the recent sports game .

من اعلانی دریافت کردم که کسی توییت من در مورد بازی ورزشی اخیر را لایک کرده است.

vlog [اسم]
اجرا کردن

ولاگ

Ex: The vlog provides insights into his daily life , hobbies , and adventures around the city .

وبلاگ ویدیویی بینشی از زندگی روزمره، سرگرمی‌ها و ماجراجویی‌های او در اطراف شهر ارائه می‌دهد.

vlogging [اسم]
اجرا کردن

ولاگری

Ex:

او عاشق ولوگینگ است زیرا به او اجازه می‌دهد سفرهایش را مستند کند و با دوستانش به اشتراک بگذارد.

flash mob [اسم]
اجرا کردن

تجمع هدفمند

Ex: The flash mob at the concert was so well-coordinated that it looked like a professional performance .

فلش ماب در کنسرت آنقدر خوب هماهنگ شده بود که شبیه یک اجرای حرفه‌ای به نظر می‌رسید.

اجرا کردن

برگزاری تجمع هدفمند

Ex: The flash mobbing at the shopping center drew a large crowd of curious onlookers .

فلش ماب در مرکز خرید جمعیت بزرگی از تماشاگران کنجکاو را جذب کرد.

اجرا کردن

توصیه

Ex: The social media platform 's recommendation helped him discover new friends with similar interests .

پیشنهاد پلتفرم رسانه‌های اجتماعی به او کمک کرد تا دوستان جدیدی با علایق مشترک پیدا کند.

algorithm [اسم]
اجرا کردن

الگوریتم

Ex: Streaming services use algorithms to predict user preferences and recommend movies and TV shows they may enjoy .

سرویس‌های استریمینگ از الگوریتم‌ها برای پیش‌بینی ترجیحات کاربران و توصیه فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی که ممکن است از آن‌ها لذت ببرند استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

شبکه اجتماعی

Ex: He spends a lot of time on his social network , posting updates and liking others ' photos .

او زمان زیادی را در شبکه اجتماعی خود می‌گذراند، به روزرسانی‌ها را پست می‌کند و عکس‌های دیگران را لایک می‌کند.

اجرا کردن

شبکه‌سازی اجتماعی

Ex: Many professionals use social networking platforms to expand their career opportunities .

بسیاری از حرفه‌ای‌ها از پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی برای گسترش فرصت‌های شغلی خود استفاده می‌کنند.

content [اسم]
اجرا کردن

محتوا

Ex: Many influencers rely on engaging content to grow their audience .

بسیاری از اینفلوئنسرها برای گسترش مخاطبان خود به محتوا جذاب تکیه می‌کنند.

اجرا کردن

ویدیوی بومی

Ex: He shared a native video on his profile to give a sneak peek of his upcoming project .

او یک ویدئوی بومی در پروفایل خود به اشتراک گذاشت تا نگاهی اجمالی به پروژه آینده خود بدهد.

reel [اسم]
اجرا کردن

ریل

Ex: He edited multiple clips into a single travel reel .
archive [اسم]
اجرا کردن

a feature on websites or social media platforms for storing and accessing past posts, stories, or other content in an organized collection

Ex: He checked the Facebook archive for old messages .
meme [اسم]
اجرا کردن

میم اینترنتی

Ex: The meme featured a popular catchphrase from a television show , accompanied by a relevant image .

میم شامل یک عبارت محبوب از یک برنامه تلویزیونی بود که با یک تصویر مرتبط همراه بود.

selfie [اسم]
اجرا کردن

سلفی (عکاسی)

Ex: Taking a selfie with the scenic backdrop of the mountains was a highlight of their hiking trip .

گرفتن یک سلفی با منظره زیبای کوه‌ها یکی از نقاط برجسته سفر کوهنوردی آنها بود.

handle [اسم]
اجرا کردن

نام کاربری

Ex: The celebrity 's handle has millions of followers , making them a prominent influencer .

نام کاربری سلبریتی میلیون‌ها دنبال‌کننده دارد، که آن‌ها را به یک تأثیرگذار برجسته تبدیل می‌کند.

troll [اسم]
اجرا کردن

آزارگر اینترنتی

Ex:

ترول‌ها اغلب برای اجتناب از پاسخگویی پشت حساب‌های ناشناس پنهان می‌شوند.

dislike [اسم]
اجرا کردن

دیسلایک (شبکه های اجتماعی)

Ex:
avatar [اسم]
اجرا کردن

آواتار (کامپیوتری)

Ex: The avatar danced around the screen during the interactive party .

آواتار در طول مهمانی تعاملی روی صفحه رقصید.

filter [اسم]
اجرا کردن

a digital tool or feature that modifies or enhances photos or videos by applying effects or adjustments for a desired visual result

Ex: A beauty filter smoothed the subject 's skin in the video .
emoji [اسم]
اجرا کردن

ایموجی

Ex: She sent a series of laughing emoji in response to the funny meme shared by her friend .

او در پاسخ به میم خنده‌داری که دوستش به اشتراک گذاشته بود، یک سری ایموجی خندان فرستاد.