رسانه و ارتباطات - تلویزیون و رادیو

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تلویزیون و رادیو مانند "گیرنده"، "صفحه نمایش" و "آنتن" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رسانه و ارتباطات
receiver [اسم]
اجرا کردن

گیرنده (رادیو یا تلویزیون)

اجرا کردن

مبدل کابل

Ex: After hooking up the cable converter box , the picture on the TV was crystal clear .

بعد از اتصال جعبه مبدل کابل، تصویر روی تلویزیون کاملاً شفاف بود.

اجرا کردن

اتصال بی‌سیم

Ex: She loves using wireless cable because it allows her to stream content on multiple devices at once .

او عاشق استفاده از کابل بی‌سیم است زیرا به او اجازه می‌دهد محتوا را به طور همزمان روی چندین دستگاه پخش کند.

contrast [اسم]
اجرا کردن

کنتراست (صفحه‌نمایش)

Ex: The high contrast made the colors on the screen more vibrant .

کنتراست بالا رنگ‌ها روی صفحه را پرجنب‌وجوش‌تر کرد.

اجرا کردن

کنترل (تلویزیون و غیره)

Ex: The remote control for the garage door opener allows easy access to the house .

کنترل از راه دور برای بازکننده در گاراژ دسترسی آسان به خانه را فراهم می‌کند.

screen [اسم]
اجرا کردن

صفحه نمایش

Ex: She cleaned the screen of her laptop to remove smudges .

او صفحه لپتاپش را تمیز کرد تا لکه‌ها را پاک کند.

volume [اسم]
اجرا کردن

بلندی صدا

Ex: He lowered the volume on his headphones to avoid disturbing others in the library .

او صدای هدفون خود را کم کرد تا دیگران در کتابخانه را آزار ندهد.

LDTV [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون ال‌دی

Ex: I watched a movie on an LDTV yesterday , and it felt grainy compared to my HD TV .

دیروز یک فیلم روی LDTV تماشا کردم، و در مقایسه با تلویزیون HD من، دانه‌دار به نظر می‌رسید.

SDTV [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون اس‌دی

Ex: SDTV works fine for basic cable , but if you want crisp images , you 'll need to upgrade to an HD TV .

SDTV برای کابل پایه به خوبی کار می‌کند، اما اگر تصاویر واضح می‌خواهید، باید به تلویزیون اچ‌دی ارتقا دهید.

HDTV [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون اچ‌دی

Ex: Most sports events are now broadcast in HDTV , so you can see every detail of the game .

اکثر رویدادهای ورزشی اکنون در HDTV پخش می‌شوند، بنابراین می‌توانید هر جزئیات بازی را ببینید.

UHDTV [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون 4K

Ex: When watching movies in 4 K on my UHDTV , the colors look so vibrant .

وقتی فیلم‌ها را با کیفیت 4K روی UHDTV خود تماشا می‌کنم، رنگ‌ها بسیار زنده به نظر می‌رسند.

اجرا کردن

لامپ پرتوی کاتدی

Ex: The monitor at the computer lab was a cathode-ray tube , making it much thicker than today 's models .

مانیتور در آزمایشگاه کامپیوتر یک لامپ پرتو کاتدی بود که آن را بسیار ضخیم‌تر از مدل‌های امروزی می‌کرد.

اجرا کردن

تلویزیون پروجکشن عقب

Ex: We had to adjust the viewing angle on the rear-projection television to get the best picture quality .

ما مجبور شدیم زاویه دید را روی تلویزیون پروژکتور عقب تنظیم کنیم تا بهترین کیفیت تصویر را به دست آوریم.

antenna [اسم]
اجرا کردن

آنتن

Ex: The scientist adjusted the antenna to optimize the reception of data from the distant probe .

دانشمند آنتن را برای بهینه‌سازی دریافت داده‌ها از کاوشگر دور تنظیم کرد.

speaker [اسم]
اجرا کردن

بلندگو

Ex: The DJ tested the bass response of the speakers before the party started .

دی‌جی پاسخ بیس اسپیکرها را قبل از شروع مهمانی آزمایش کرد.

اجرا کردن

تلویزیون صفحه تخت

Ex:

تلویزیون‌های صفحه تخت اکنون نسبت به چند سال پیش مقرون‌به‌صرفه‌تر هستند.

CRT TV [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون سی‌آرتی

Ex:

برخی از گیمرهای قدیمی تلویزیون‌های CRT را ترجیح می‌دهند زیرا بازی‌های ویدیویی قدیمی را بهتر نمایش می‌دهند.

اجرا کردن

تلویزیون کابلی

Ex: Subscribers can choose from various cable television packages that cater to different viewing preferences .

مشترکان می‌توانند از بین بسته‌های مختلف تلویزیون کابلی که به ترجیحات مختلف تماشا پاسخ می‌دهند، انتخاب کنند.

اجرا کردن

تلویزیون ماهواره‌ای

Ex: With satellite television , we can access niche programs from around the world .

با تلویزیون ماهواره‌ای، می‌توانیم به برنامه‌های خاص از سراسر جهان دسترسی پیدا کنیم.

HDMI [اسم]
اجرا کردن

اچ‌دی‌ام‌آی

Ex: The gaming console comes with an HDMI port for high-definition graphics .

کنسول بازی با پورت HDMI برای گرافیک با وضوح بالا عرضه می‌شود.

اجرا کردن

کابل کواکسیال

Ex: You can find a variety of coaxial cables at the electronics store for different devices .

شما می‌توانید انواع کابل‌های کواکسیال را در فروشگاه الکترونیک برای دستگاه‌های مختلف پیدا کنید.

اجرا کردن

کابل ویدئو کامپوننت

Ex: The projector still uses a component video cable for input , even though it is an older model .

پروژکتور هنوز هم از کابل ویدئو کامپوننت برای ورودی استفاده می‌کند، هرچند که یک مدل قدیمی است.

اجرا کردن

کابل ویدیوی کامپوزیت

Ex: The composite video cable is easy to set up , but the image quality is not as good as with newer cables .

کابل ویدئو کامپوزیت راه‌اندازی آسانی دارد، اما کیفیت تصویر به خوبی کابل‌های جدیدتر نیست.

اجرا کردن

کابل S-Video

Ex: If you want better video quality than what you get with composite cables , try using an S-Video cable .

اگر می‌خواهید کیفیت ویدیویی بهتری نسبت به کابل‌های کامپوزیت داشته باشید، سعی کنید از کابل S-Video استفاده کنید.

VGA cable [اسم]
اجرا کردن

کابل وی‌جی‌اِی

Ex:

تلویزیون قدیمی من فقط یک ورودی کابل VGA دارد، بنابراین نمی‌توانم آن را با دستگاه‌های جدیدترم استفاده کنم.

DVI cable [اسم]
اجرا کردن

کابل دی‌وی‌آی

Ex:

فروشگاه فقط کابل‌های DVI داشت، نه HDMI، بنابراین مجبور شدم با چیزی که موجود بود کار کنم.

DisplayPort [اسم]
اجرا کردن

دیسپلی‌پورت

Ex: The computer only has one DisplayPort , so I need an adapter to connect my old monitor .

کامپیوتر فقط یک DisplayPort دارد، بنابراین برای اتصال مانیتور قدیمی‌ام به یک آداپتور نیاز دارم.

audio cable [اسم]
اجرا کردن

کابل صوتی

Ex: He bought a longer audio cable to use with his home theater system .

او یک کابل صوتی بلندتر برای استفاده با سیستم سینمای خانگی خود خرید.