رسانه و ارتباطات - اقدامات پخش و روزنامه نگاری

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اقدامات پخش و روزنامه نگاری مانند "مصاحبه"، "اعلام" و "ویرایش" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رسانه و ارتباطات
to announce [فعل]
اجرا کردن

اعلام کردن (برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی)

Ex: The TV guide announced a marathon of classic movies to be aired on New Year 's Eve .

راهنمای تلویزیون یک ماراتن از فیلم‌های کلاسیک را که در شب سال نو پخش خواهد شد اعلام کرد.

to beam [فعل]
اجرا کردن

امواج رادیویی یا تلویزیونی ارسال کردن

Ex: The broadcast tower beams the radio waves to ensure clear reception in surrounding areas .

برج پخش پخش می‌کند امواج رادیویی را تا دریافت واضح در مناطق اطراف را تضمین کند.

اجرا کردن

پخش کردن (برنامه رادیویی یا تلویزیونی)

Ex: Can you broadcast the sports events live to subscribers ?
to film [فعل]
اجرا کردن

فیلم‌برداری کردن

Ex: Right now , the director is filming a crucial scene on set .

همین حالا، کارگردان در حال فیلمبرداری یک صحنه حیاتی در صحنه است.

اجرا کردن

مصاحبه کردن

Ex: A documentary filmmaker decided to interview local residents to capture their perspectives on the community 's history .
اجرا کردن

پرده‌برداری کردن

Ex: She introduced the show , giving the audience a sneak peek of the upcoming segments .
to jam [فعل]
اجرا کردن

پارازیت انداختن

Ex: The government deployed electronic countermeasures to jam the enemy 's radar systems .

دولت اقدامات متقابل الکترونیکی را برای اخلال در سیستم‌های رادار دشمن مستقر کرد.

to modulate [فعل]
اجرا کردن

تنظیم کردن (بسامد، دامنه و غیره)

Ex: The telecommunications company modulated the frequency of the radio signal to avoid interference from other transmission sources .

شرکت مخابراتی فرکانس سیگنال رادیویی را مدوله کرد تا از تداخل سایر منابع انتقال جلوگیری کند.

to present [فعل]
اجرا کردن

اجرا کردن

Ex: The weather presenter will present the forecast for the week .

گوینده آب و هوا پیش‌بینی هفته را ارائه خواهد داد.

to receive [فعل]
اجرا کردن

دریافت کردن (صدا یا تصویر)

Ex: The shortwave radio receiver can receive signals from distant countries , allowing listeners to tune in to international broadcasts .

گیرنده رادیویی موج کوتاه می‌تواند سیگنال‌هایی از کشورهای دور را دریافت کند، که به شنوندگان اجازه می‌دهد تا به پخش‌های بین‌المللی گوش دهند.

to relay [فعل]
اجرا کردن

بازپخش کردن (برنامه تلویزیونی و رادیویی)

Ex: The telecommunications company relayed the international conference call .

شرکت مخابراتی، تماس کنفرانس بین‌المللی را انتقال داد.

to break [فعل]
اجرا کردن

پخش شدن (خبر)

Ex: When the announcement of the new product broke , it generated a lot of excitement among consumers .

وقتی اعلامیه محصول جدید منتشر شد، هیجان زیادی در میان مصرف‌کنندگان ایجاد کرد.

to screen [فعل]
اجرا کردن

اکران کردن

Ex: The local community center plans to screen classic films for residents every month .

مرکز جامعه محلی برنامه‌ریزی کرده است که هر ماه فیلم‌های کلاسیک را برای ساکنان نمایش دهد.

to show [فعل]
اجرا کردن

پخش کردن (برنامه تلویزیونی و غیره)

Ex: The sitcom was shown on a popular comedy network earlier today .

سریال کمدی امروز زودتر در یک شبکه کمدی محبوب نمایش داده شد.

اجرا کردن

همزمان پخش کردن (از رادیو و تلویزیون یا از دو موج مختلف رادیو)

to televise [فعل]
اجرا کردن

از تلویزیون پخش کردن

Ex: The news program will televise the event as it unfolds .

برنامه خبری این رویداد را پخش خواهد کرد همانطور که اتفاق می‌افتد.

to transmit [فعل]
اجرا کردن

انتقال دادن (امواج رادیویی و غیره)

Ex: During the space mission , astronauts used communication devices to transmit data back to mission control .

در طول مأموریت فضایی، فضانوردان از دستگاه‌های ارتباطی برای انتقال داده‌ها به مرکز کنترل مأموریت استفاده کردند.

to encode [فعل]
اجرا کردن

کدگذاری کردن

Ex: Before streaming , they need to encode the video to reduce its size .

قبل از پخش، آنها باید ویدیو را کدگذاری کنند تا حجم آن کاهش یابد.

اجرا کردن

محدود پخش کردن

Ex:

در طول همه‌گیری، آنها پخش محدود جلسات توجیهی روزانه را برای آگاه نگه داشتن عموم انجام می‌دادند.

to network [فعل]
اجرا کردن

همزمان از چند شبکه پخش کردن

Ex: The company networks its broadcasts globally to reach diverse audiences .

شرکت پخش‌های خود را در سطح جهانی شبکه‌ای می‌کند تا به مخاطبان متنوع دست یابد.

to tune in [فعل]
اجرا کردن

گوش دادن (به رادیو)

Ex:

مطمئن شوید که هفته آینده برای یک مصاحبه انحصاری با نویسنده تنظیم کنید.

to view [فعل]
اجرا کردن

تماشا کردن

Ex: He plans to view the entire series of his favorite sitcom over the weekend .

او قصد دارد تمام سریال کمدی مورد علاقه‌اش را در آخر هفته تماشا کند.

to decode [فعل]
اجرا کردن

خواندن

Ex: The decoder chip in the DVD player can decode the encrypted data on the disc .

تراشه رمزگشا در پخش کننده DVD می‌تواند داده‌های رمزگذاری شده روی دیسک را رمزگشایی کند.

to zap [فعل]
اجرا کردن

سریع کانال عوض کردن

Ex:

بچه‌ها دوست دارند بین کانال‌های کارتونی زاپ کنند، به دنبال برنامه‌های مورد علاقه‌شان.

اجرا کردن

رادیو گوش دادن

Ex: The old man enjoys listening in to his favorite radio programs .

مرد پیر از شنیدن برنامه‌های رادیویی مورد علاقه‌اش لذت می‌برد.

to blaze [فعل]
اجرا کردن

خبری را پخش کردن

Ex: The magazine blazed the feature article on the latest scientific breakthrough , shedding light on groundbreaking research .

مجله مقاله ویژه درباره آخرین پیشرفت علمی را برجسته کرد، که روشنگری تحقیقات پیشگامانه بود.

to carry [فعل]
اجرا کردن

منتشر کردن

Ex: The sports network will carry the live broadcast of the championship game .

شبکه ورزشی پخش زنده بازی قهرمانی را بر عهده خواهد داشت.

اجرا کردن

نوشتن (در روزنامه، مجله و غیره)

Ex: She hopes to contribute more frequently to the magazine ’s lifestyle section .

او امیدوار است که بیشتر به بخش سبک زندگی مجله مشارکت کند.

to cover [فعل]
اجرا کردن

پوشش خبری دادن

Ex: The reporter covered the charity gala , interviewing attendees and showcasing the evening 's highlights .

گزارشگر مراسم گالای خیریه را پوشش داد، با شرکت‌کنندگان مصاحبه کرد و نقاط برجسته شب را به نمایش گذاشت.

to report [فعل]
اجرا کردن

گزارش خبری دادن

Ex: The investigative journalist reported extensively on the corruption scandal .
to publish [فعل]
اجرا کردن

چاپ کردن

Ex: She hopes to publish her research findings soon .

او امیدوار است که یافته‌های تحقیق خود را به زودی منتشر کند.

to embed [فعل]
اجرا کردن

خبرنگار اعزام کردن

Ex: The journalist was embedded with the special forces to report on their missions in the war-torn region .

روزنامه‌نگار با نیروهای ویژه جاسازی شد تا درباره مأموریت‌های آن‌ها در منطقه جنگ‌زده گزارش دهد.

tell-all [صفت]
اجرا کردن

افشاگرانه

Ex: The memoir provided a tell-all account of the author 's experiences growing up in a famous family .

خاطرات یک روایت همه‌چیز را گفتن از تجربیات نویسنده در بزرگ شدن در یک خانواده مشهور ارائه داد.