رسانه و ارتباطات - اقدامات پخش و روزنامهنگاری
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اقدامات پخش و روزنامه نگاری مانند "مصاحبه"، "اعلام" و "ویرایش" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to give information about a TV or radio program

اعلام کردن (برنامههای رادیویی و تلویزیونی)
ایستگاه رادیویی پخش زنده کنسرت با حضور یک موسیقیدان جاز معروف را در شب شنبه اعلام کرد.
to transmit radio or television signals in a particular direction with the help of electronic equipment

امواج رادیویی یا تلویزیونی ارسال کردن
ایستگاه تلویزیونی برنامههای خود را به خانهها در سراسر کشور پخش میکند.
to use airwaves to send out TV or radio programs

پخش کردن (برنامه رادیویی یا تلویزیونی)
ایستگاه رادیویی پخش موسیقی و برنامههای گفتگو را در طول روز انجام میدهد.
to describe an event on radio or television as it occurs, especially a sports match

گزارش کردن (برنامه ورزشی)
to capture or record moving images, typically using a camera or video recording device

فیلمبرداری کردن
تا این زمان، آنها قبلاً سه قسمت از سری جدید را فیلمبرداری کردهاند.
to ask someone questions about a particular topic on the TV, radio, or for a newspaper

مصاحبه کردن
مجری تلویزیون سوالات اندیشمندانهای آماده کرد تا با نویسنده درباره آخرین کتاب پرفروشش مصاحبه کند.
to give details to an audience about the show, guests, etc. that are about to be seen or heard

پردهبرداری کردن, معرفی کردن
مجری فیلم را معرفی کرد و حقایق جالبی درباره تولید و بازیگران آن به اشتراک گذاشت.
to create disturbances in electronic signals preventing them from being received

پارازیت انداختن
تکنسین رادیو یک سیگنال غیرمجاز را کشف کرد که سعی در اخلال در امواج داشت.
to change the frequency or amplitude of a radio signal to make it intelligible for broadcast

تنظیم کردن (بسامد، دامنه و غیره), میزان کردن
سیستم پخش اضطراری سیگنال رادیویی را با یک تن متمایز مدوله کرد تا شنوندگان را از اعلانها یا هشدارهای مهم آگاه کند.
to introduce different parts of a TV or radio program

اجرا کردن
دیجی رادیو هر آهنگ را با مقدمهای کوتاه ارائه میدهد و حقایق جالبی درباره هنرمندان و موسیقی به اشتراک میگذارد.
to pick up broadcast signals

دریافت کردن (صدا یا تصویر)
دیش ماهوارهای ما سیگنالها را از ماهوارههایی که به دور زمین میچرخند دریافت میکند، که به ما امکان میدهد برنامههای خبری بینالمللی را تماشا کنیم.
to broadcast a program by receiving signals and passing them on

بازپخش کردن (برنامه تلویزیونی و رادیویی)
ایستگاه رادیویی کنسرت را از استادیوم پخش مجدد کرد.
(of news) to be released or made known to the public

پخش شدن (خبر), منتشر شدن
پس از ماهها شایعه، بالاخره رسوایی منفجر شد.
to show a video or film in a movie theater or on TV

اکران کردن, روی پرده بردن
شبکه تلویزیونی مستند مربوط به حفاظت از محیط زیست را هفته آینده پخش خواهد کرد.
to make something, such as a motion picture, TV program, etc., available for public presentation

پخش کردن (برنامه تلویزیونی و غیره), نمایش دادن
کانال دیسکاوری یک قسمت هیجانانگیز از سری مستند حیات وحش خود را نشان داد.
to simultaneously broadcast a program on television and radio, or on two or more networks

همزمان پخش کردن (از رادیو و تلویزیون یا از دو موج مختلف رادیو)
to broadcast or show something on TV

از تلویزیون پخش کردن
ایستگاه محلی کنسرت را از میدان شهر پخش خواهد کرد.
to send out electrical signals or to broadcast television or radio programs

انتقال دادن (امواج رادیویی و غیره), فرستادن، منتقل کردن
مهندسان به دقت کار کردند تا سیگنالها را از ماهواره ارسال کنند تا اتصالی بدون وقفه تضمین شود.
to convert audio or video signals into a compressed or coded format for storage or transmission

کدگذاری کردن, رمزگذاری کردن
او از یک ابزار ویژه برای کدگذاری فایل به اندازه کوچکتر استفاده کرد.
to transmit information through television or the Internet to a specific group of people

محدود پخش کردن
سال گذشته، آنها یک سری ویدیوهای آموزشی را به مدارس سراسر منطقه ناروکست کردند.
to broadcast a television or radio program simultaneously on stations in several different areas

همزمان از چند شبکه پخش کردن
رویداد ورزشی زنده از طریق شبکه پخش خواهد شد تا به بینندگان در مناطق مختلف دست یابد.
to change the television channel from one to another over and over again

دایم کانال عوض کردن, کانالگردی کردن
to watch a TV program or listen to a radio show

گوش دادن (به رادیو), تماشا کردن (تلویزیون)
انتظار میرود میلیونها بیننده تماشا کنند فصل جدید سریال محبوب را.
to watch something such as a movie or show

تماشا کردن
او هر جمعه شب بدون وقفه برنامه تلویزیونی مورد علاقه اش را تماشا میکند.
to convert encoded audio or video signals into a usable format, allowing the extraction of the original information or content from the encoded data

خواندن, دکود کردن
دوربین دیجیتال دارای یک رمزگشای داخلی است که میتواند فایلهای تصویری RAW را رمزگشایی کند.
to rapidly change the channels on a television using a remote control

سریع کانال عوض کردن
او نتوانست چیز جالبی برای تماشا پیدا کند، بنابراین شروع به عوض کردن کانالها کرد.
to listen to a radio program

رادیو گوش دادن
کنسرت به صورت زنده از رادیو پخش میشود، بنابراین میتوانید از هر جایی گوش دهید.
to announce news, in a way and manner that it gets a lot of attention

خبری را پخش کردن, جار زدن
رسانه خبری آنلاین مصاحبه انحصاری با سلبریتی را با سر و صدا اعلام کرد، که بازتاب قابل توجهی در رسانههای اجتماعی داشت.
(of a television, radio network, or newspaper) to broadcast or publish something, or to include specific information in a report

منتشر کردن, پخش کردن
ایستگاه رادیویی در طول روز به پخش بهروزرسانیهای اخبار فوری خواهد پرداخت.
to write stories, articles, etc. for a newspaper or magazine

نوشتن (در روزنامه، مجله و غیره)
او برای مشارکت در یک داستان ویژه به مجله دعوت شد.
to provide a report on or talk about an event in a news piece or media

پوشش خبری دادن
کانال خبری انتخابات محلی را به طور گسترده پوشش داد، با نامزدها مصاحبه کرد و مشارکت رأیدهندگان را تحلیل کرد.
to state your opinions in a news report, and not just the facts

مقاله تحلیلی نوشتن, عقیده شخصی خود را بیان کردن (به جای خبر اصلی)
to cover or give the details of an event in written or spoken form as a journalist on TV, etc.

گزارش خبری دادن
پیشبینی آب و هوا اغلب گزارش میدهد در مورد تغییرات آینده در شرایط جوی.
to produce a newspaper, book, etc. for the public to purchase

چاپ کردن
آنها یک روزنامه روزانه با آخرین اخبار منتشر میکنند.
to verify the accuracy and truthfulness of information or claims by conducting research, examining reliable sources, and confirming the factual correctness of the statement or assertion

صحتسنجی کردن, راستیآزمایی کردن
to send a journalist with a group of soldiers to a combat zone

خبرنگار اعزام کردن, خبرنگار فرستادن
خبرنگار جنگ برای جمعآوری اطلاعات درباره تحرکات دشمن با تیم شناسایی جاسازی شده بود.
(of a book, an interview, etc.) including shocking information, revealed by an individual, usually a celebrity

افشاگرانه
فیلمساز مستند یک فیلم افشاگرانه تولید کرد که کارکردهای درونی صنعت را آشکار میکند.
