رسانه و ارتباطات - Online Media

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به رسانه های آنلاین مانند "حساب"، "ردیابی وب" و "انجمن آنلاین" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رسانه و ارتباطات
account [اسم]
اجرا کردن

حساب کاربری

Ex: Logging into your email account enables you to send and receive messages securely .

ورود به حساب ایمیل شما امکان ارسال و دریافت پیام‌ها را به صورت ایمن فراهم می‌کند.

اجرا کردن

نشانک‌گذاری اینترنتی

Ex: He organized his research papers using social bookmarking so he could access them anytime .

او مقالات تحقیقاتی خود را با استفاده از بوکمارک اجتماعی سازماندهی کرد تا بتواند در هر زمان به آنها دسترسی داشته باشد.

online poll [اسم]
اجرا کردن

نظرسنجی آنلاین

Ex: The company sent out an online poll to gather feedback on their new product .

شرکت یک نظرسنجی آنلاین برای جمع‌آوری بازخورد در مورد محصول جدید خود ارسال کرد.

blog [اسم]
اجرا کردن

وبلاگ

Ex: The company 's blog offers insights into industry trends and best practices .
blogging [اسم]
اجرا کردن

بلاگ‌نویسی

Ex: After taking a course on blogging , he decided to start his own website to discuss fashion trends .

بعد از گذراندن دوره‌ای در مورد وبلاگ نویسی، او تصمیم گرفت وبسایت خود را برای بحث در مورد ترندهای مد راه‌اندازی کند.

اجرا کردن

روزنامه اینترنتی

Ex: I subscribed to a web newspaper to access exclusive articles and reports .

من به یک روزنامه وب مشترک شدم تا به مقالات و گزارش‌های انحصاری دسترسی پیدا کنم.

linklog [اسم]
اجرا کردن

وبلاگ لینک

Ex: He spends hours updating his linklog with the most interesting links he discovers during the day .

او ساعت‌ها وقت صرف به‌روزرسانی linklog خود با جالب‌ترین لینک‌هایی می‌کند که در طول روز کشف می‌کند.

blogosphere [اسم]
اجرا کردن

حوزه وبلاگ‌نویسی

Ex: Many businesses are now using the blogosphere to reach potential customers and build brand awareness .

بسیاری از کسب‌وکارها اکنون از بلاگ‌اسفر برای دستیابی به مشتریان بالقوه و ایجاد آگاهی از برند استفاده می‌کنند.

home page [اسم]
اجرا کردن

صفحه نخست (وب‌سایت)

Ex: The home page features a menu for easy navigation .

صفحه اصلی دارای یک منو برای پیمایش آسان است.

browser [اسم]
اجرا کردن

مرورگر

Ex:

او تاریخچه مرورگر خود را پاک کرد تا حریم خصوصی خود را حفظ کند.

اجرا کردن

تاریخچه مرورگر

Ex: His browser history showed that he spent hours researching new gadgets .

تاریخچه مرورگر او نشان می‌داد که ساعت‌ها به تحقیق درباره گجت‌های جدید می‌پرداخت.

اجرا کردن

صفحه فرود

Ex: Landing page conversion rates indicate how well a campaign or promotion resonates with its target audience .

نرخ تبدیل صفحه فرود نشان می‌دهد که یک کمپین یا تبلیغات چقدر با مخاطبان هدف خود همخوانی دارد.

اجرا کردن

ردیابی در وب

Ex: Web tracking can show how long visitors stay on a page and what parts of the site they explore .

ردیابی وب می‌تواند نشان دهد که بازدیدکنندگان چه مدت در یک صفحه می‌مانند و کدام بخش‌های سایت را کاوش می‌کنند.

cookie [اسم]
اجرا کردن

کوکی

Ex: She disabled third-party cookies in her browser settings to enhance her online privacy .

او کوکی‌های شخص ثالث را در تنظیمات مرورگر خود غیرفعال کرد تا حریم خصوصی آنلاین خود را افزایش دهد.

web page [اسم]
اجرا کردن

صفحه وب

Ex: She learned how to code and design a web page on her own .

او یاد گرفت که چگونه کدنویسی کند و یک صفحه وب را به تنهایی طراحی کند.

اجرا کردن

موتور جست‌وجو

Ex: The company optimized its website to rank higher on the search engine results .

شرکت وبسایت خود را بهینه‌سازی کرد تا در نتایج موتورهای جستجو رتبه بالاتری کسب کند.

user group [اسم]
اجرا کردن

گروه (فضای مجازی)

Ex: He became a member of the user group to connect with others who share his interest in digital photography .

او به عضو گروه کاربران درآمد تا با دیگرانی که علاقه‌مند به عکاسی دیجیتال هستند ارتباط برقرار کند.

live blog [اسم]
اجرا کردن

وبلاگ لحظه‌نگار

Ex: The team wrote a live blog to cover the press conference , keeping readers informed in real-time .

تیم یک بلاگ زنده نوشت تا کنفرانس مطبوعاتی را پوشش دهد و خوانندگان را به صورت لحظه‌ای مطلع نگه دارد.

thread [اسم]
اجرا کردن

رشته

Ex:

بایگانی کردن تردهای قدیمی، بحث‌های تاریخی را حفظ می‌کند و به عنوان مرجعی برای کاربران آینده عمل می‌کند.

blog post [اسم]
اجرا کردن

پست وبلاگ

Ex: He shared a blog post with tips on how to improve your productivity at work .
blogroll [اسم]
اجرا کردن

بلاگ‌رول (لیستی از لینک‌های مرتبط)

Ex: He added my blog to his blogroll after we collaborated on a project .

او بعد از همکاری در یک پروژه، وبلاگ من را به blogroll خود اضافه کرد.

search bar [اسم]
اجرا کردن

نوار جستجو

Ex: She typed the name of the movie in the search bar to see when it was showing .

او نام فیلم را در نوار جستجو تایپ کرد تا ببیند چه زمانی نمایش داده می‌شود.

اجرا کردن

انجمن آنلاین

Ex: He posted a question on the online forum and received helpful replies within minutes .
اجرا کردن

اشتراک

Ex: They offered a free trial before confirming the subscription .

آنها قبل از تأیید اشتراک، یک دوره آزمایشی رایگان ارائه دادند.

feedback [اسم]
اجرا کردن

بازخورد

Ex: I appreciate your feedback on my proposal ; it will help me refine it .

من از بازخورد شما در مورد پیشنهادم قدردانی می‌کنم؛ این به من کمک می‌کند تا آن را اصلاح کنم.

premium [اسم]
اجرا کردن

a designation for products, services, or experiences that are superior or exclusive

Ex:
feed [اسم]
اجرا کردن

خوراک وب

Ex: Managing information overload requires curating feeds to focus on relevant and valuable content .

مدیریت اضافه بار اطلاعات نیازمند انتخاب فیدها برای تمرکز بر محتوای مرتبط و باارزش است.

download [اسم]
اجرا کردن

دانلود

Ex: You need to ensure you have enough space for the download .

شما باید مطمئن شوید که فضای کافی برای دانلود دارید.

newsfeed [اسم]
اجرا کردن

خوراک خبری

Ex: I like to check my newsfeed for updates from my favorite blogs and websites .

من دوست دارم فید خبری خود را برای به‌روزرسانی‌ها از وبلاگ‌ها و وبسایت‌های مورد علاقه‌ام بررسی کنم.

username [اسم]
اجرا کردن

نام کاربری

Ex: The website wo n't let me use that username ; it 's already taken .

وبسایت اجازه نمی‌دهد که من از آن نام کاربری استفاده کنم؛ قبلاً گرفته شده است.

page [اسم]
اجرا کردن

صفحه (اینترنتی)

Ex: I found an interesting article on the news page of the site .

من یک مقاله جالب در صفحه اخبار سایت پیدا کردم.

to skip [فعل]
اجرا کردن

رد شدن

Ex: If you find a section of the audiobook uninteresting , you can simply skip to the next chapter .

اگر بخشی از کتاب صوتی را غیرجذاب یافتید، می‌توانید به سادگی به فصل بعدی پرش کنید.

اجرا کردن

شبکه جهانی وب

Ex:

وب جهان‌گستر میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان به هم متصل می‌کند.

clickbait [اسم]
اجرا کردن

تله‌ کلیک

Ex: Social media platforms are known for hosting clickbait content that aims to go viral quickly .

پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی به میزبانی محتوای کلیک‌خوری معروف هستند که هدفشان سریعاً ویروسی شدن است.